۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

خر خودتی آخوند حرامزاده ....

پشت پرده ها:
🔔🔔👌👌👌چند نکته که باید در مورد آن فکر کرد:
1.انتحاری حرم امام به جای اینکه وسط جمعیت خودشو منفجر کنه، توی حیاط و جای خلوت خودشو منفجر کرده
2.دو نفر توی مجلس یک ساعته دارند تیراندازی میکنند و هنوز گلوله دارند
3.ورود به مجلس با چندتا اسلحه بزرگ , مشکوکه
4.انتحاری حرم امام یک زن بوده
5.مجری خبر شبکه شش اعلام کرد بیشتر مصدومان از ناحیه کمر به پایین گلوله خوردند
6.عکسی که از ظاهر مهاجم مجلس منتشر شده شباهتی به داعش نداره
77.مدل حمله به مدل حمله های داعش نمی خوره، داعشی ها فکرمی کنند که هر چه بیشتر بکشند، تو بهشت بیشتر رستگار می شوند چون از تعداد کافران روی زمین کم کرده اند
8.چرا عوامل تروریستی۱۴ء۱۵۵خرداد که حرم خمینی شلوغ بود،سر و کله‌شان پیدا نشد؟؟
♦️♦️♦️میگن داعش مسئولیت رابر عهده گرفته، انگار سریع به حرف اربابانش گوش کرد, به نظر میاد اتاق فکر داعش در ایران و اتاق‌های فوق سری سپاه است.
♦️♦️این اگه داعش و حمله تروریستی بود، می رفت خودش را وسط جمعیت مثلا تو مترو منفجر می کرد، که واقعا ترور و ترس ایجاد کنه, در ضمن فرد تروريست تير به پا نمي زنه
📣📣📣‏داعش درحالی مسئولیت ⁦ حملات امروز تهران ⁩ رابرعهده گرفته که برخی حمله کنندگان سیانوربهمراه داشته‌اند/داعشی‌ها تاکنون هرگزازسیانوراستفاده نکرده اند
با اینکار دیگه خیالشون راحت شد که کسی حتی از ۵۰۰ متری مجلس هم رد نمیشه !
🔔🔔🔔ملت فریب این بازیها را نخورید
حمله کنندگان کشته شدند. به نظرمی آید کار خود نظام و بازیهای درون گروهی نظام بوده و گرنه سعی میشد انها را زنده بگیرند و در تلویزیون از انها شو تلویزیونی بگیرند.
 میخواهند بگویند ما صاحب اقتداریم، اگر آن حمله کنندگان قصد تخریب قبر خمینی را داشتند، روز ۱۴ خرداد این کار را میکردند که شلوغ بود، اگر داعشی بودند، وسط جمعیت روز ۱۴ خرداد، عده زیادی را منفجر می کردند، نه در گوشه خلوتی از حرم که کمترین خسارت زده شود.
و اگر قصد ورود به طویله اسلامی را داشتند به ساختمان مرکزی یورش میبردند نه به ساختمان اداری
 درتصویرنگاه کنید چراباهم فرق دارن

۱۳۹۶ خرداد ۱۱, پنجشنبه

نامه آتنا دائمی به مناسب پایان ۵۴ روز اعتصاب: اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم

نامه آتنا دائمی به مناسب پایان ۵۴ روز اعتصاب: اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم

خبرگزاری هرانا – آتنا دائمی کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین امروز با محقق شدن مطالبه اش به ۵۴ روز اعتصاب غذای اعتراضی خود پایان داد. خانم دائمی به همین مناسبت نامه ای سرگشاده خطاب به افکار عمومی نوشته است که عینا در پی می آید. او در این نامه از دلایل اعتصاب غذا و آنچه گذشت سخن گفته و از همه افرادی که از او در این مدت حمایت کردند قدردانی کرده است.
متن کامل نامه آتنا دائمی به مناسبت پایان اعتصاب غذایش را در ادامه به نقل از هرانا بخوانید:
اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم، ابتدا پدرم را مورد آزار قرار دادند و بعد در پرونده جدید خواهرانم را به حبس محکوم کردند، حبسی ناعادلانه و کاملاً خلاف قوانین خودشان، تنها برای آزار و سکوت من. به عالیجنابان گفته بودم چه یک روز و چه یک سال،چه تعلیق و تعزیر بودن آن تفاوتی ندارد به نفس عمل گروگان گیری خانواده زندانی سیاسی و جانباخته راه آزادی اعتراض خواهم کرد و در این راه از مرگ هراسم نیست و مرگ اخرین سنگرم!
خواستم صدای تمام کسانی باشم که در تمام این سال ها خانوادگی گرفتار ظلم و جور شدند، خواهرانم بهانه ای بودند تا صدای مریم و رضا اکبری منفرد باشم که سی و نه سال پیش چهار خواهر و برادرشان تیرباران و امروز آن ها به جرم دادخواهی در زندانند،مریمی که بعد از هشت سال حبس بی مرخصی به تازگی توسط مامورین امنیتی احضار و تهدید به حبس مجدد شده ،گویی سایه ١۵سال حبس ناعادلانه مادر بر سر سه دختر نوجوانش کم است! خواستم صدای فاطمه مثنی باشم که ١٣ساله بود زندانی شد و سه برادرش اعدام شدند و حالا باز هم او و همسرش حسن صادقی هر کدام با١۵سال حبس در زندانند،خواستم صدای فریبا کمال آبادی و مهوش شهریاری باشم که ١٠سال از حبسشان مى گذرد و حتی نتوانستند در ازدواج فرزندانشان حضور یابند، خواستم صدای مادران زندانی باشم،صدای الهام فراهانی و عادل نعمیمى زوج زندانی که به تازگی پسرشان شمیم را بعد از ۴سال از زندان بدرقه آزادی کردند. خواستم صدای آزیتا رفیع زاده و پیمان کوشکباغی باشم که تنها فرزند ٧ساله شان بشیر بین اوین و رجایی شهر سرگردان است و خاطرات کودکی اش در زندان به ثبت میرسد!خواستم صدای مهدی وحسین هنرمندی باشم که برادرانه با هم حبس میکشند و اگر هنربند بودند و آلت دست دولتمردان ،قطعاً حالا آزاد بودند و صدای سازشان گوش دنیا را کر کرده بود!خواستم صدای زوجهای زندانی چون آفرین نیساری و کارن وفاداری باشم که اوین شده خانه مشترکشان، صدای آرش و گلرخ، آرشی که با داغ قتل مادر توسط امنیتی ها حالا زندگی مشترکش با گلرخ با حبسی سنگین بر دوش زیر سقف بندهای اوین سپری میشود، خواستم صدای خانواده دانشپورها باشم، صدای پدر و مادر بهنود رمضانی که پرسیدند چرا فرزندمان کشته شد و به حبس محکوم شدند، خواستم صدای منصوره بهکیش باشم که پرسید چرا ۶خواهر و برادرم تیرباران شدند و قبرشان کجاست اما با حبس سنگین پاسخ شنید یا خانواده زینالی که پرسیدند سعیدمان کجاست ولی بازداشت و زندانی شدند،خواستم صدای مادرمان شهناز باشم که گفت پسرم را کشتید و حالا به جای مجازات آمران و عاملان قتل مصطفی ، زندانیان سیاسی را ازاد کنید اما خودش یکی از آنها شد،خواستم صدای پیمان عارفی باشم که مظلومانه مادر و همسرش را در راه ملاقات زندان از دست داد یا مادر محسن قشقایی،خواستم صدای زانیار و لقمان مرادی باشم زانیاری که حبس بی ملاقات را به عذاب پدر و مادر ترجیح میدهد و جوانی اش زیر تیغ اعدام چه تلخ میگذرد!خواستم صدای تک تک زندانیان کردی باشم که غیورانه برای حفظ حرمت و نامرس و برای دور نگه داشتن خانواده از افکار پلید و تهدیدهای امنیتی به هر شکنجه و اعتراف اجباری تن دادند و راهی چوبه دار شدند،عزیزانی چون برادران دهقانی و بهرام و شهرام و حامد احمدی،و چه تلخ آمار بازداشت طایفه حسین پناهی ها در کردستان روز به روز افزایش می یابد!!!خواستم صدای مریم النگی باشم که همسرش محسن دکمه چی از بی توجهی در زندان جان داد و حالا مریم به خاطر توجه به همسرش در زندان است،خواستم صدای شبنم و فرزاد مددزاده ، ژیلا بنی یعقوب و بهمن امویی، نیکا و نوا خلوصی، کیوان و کامران رحیمیان و فاران حسامی باشم،صدای شمیس مهاجر و شهاب دهقان و خواستم صدای پرستو فروهر و معصومه دهقان باشم صدای سیامک و باقر نمازی محبوس در انفردای!

خواستم صدای تک تک کسانی باشم که از عدم امنیت ، پس از ازادی ترک وطن کردند ، چه کسی جز آنها و خانواده هایشان عمق سختی های تبعید اجباری را درک کردند؟!من با تمام وجود حتی خواستم صدای شکسته شدن سنگ قبر مادر شاهین نجفی باشم تا بگویم نه تنها ما منتقدین و مخالفین و زندانیان سیاسی در عدم امنیت به سر میبریم بلکه اعضای خانواده مان نیز علاوه بر تهدید و توهین و فشارهلی ناشی از آزار عزیزانشان تحت خطر بازداشت و حبس هستند.

پنجاه وچهار روز پیش در حالی اعتصاب غذاین را شروع کردم که نمیخواستم بار مضاعفی بر دوش هم بندیان درد کشیده ام باشم اما در آن روزهایی که تشنه قطره ای آب بودم، میدیدم که آنها هر روز و هر لحظه با تهوع های مداومم با من زندگی را بالا اوردند!شرمسار بودم از دیدن درد کشیدنم،فریادهای اعتراضشان به بی توجهی مسئولین و بهداری اوین به وضعیت جسمانی ام دیوارهای بند را لرزاند، تهدید و تنبیه شدند اما تنهایم نگذاشتند،در برابر یک به یک آنها سر تعظیم فرود می آورم.
پنجاه و چهار روز در حالی در اعتصاب غذا بودم که علاوه بر وخامت حالم پله های دادسرا و دادگاه ر بی تفاوتی مسئولین به وضعیتم، تازیانه ای شد بر تمام وجود اعضای خانواده ام، خانواده ای که ذره ذره با من آب شدند ولی با مقاوت کم نظیرشان و با همراهی شجاعانه شان ایستادند و صدایم شدند، از سوی وزارت اطلاعات تهدید شدند اما همچنان همراهی ام کردند، بوسه میزنم بر پاهای خسته پدرم و دستان مادرم که مادرانه مینوشت، بوسه میزنم بر چشمان اشکبار خواهرانم که نمیخواستند به خاطر انها اسیب ببینم ولی در واقع آنها بودند که به خاطر من، به خاطر آزار من مورد هدف شکارچیان سیری ناپذیر قرا گرفتند،ممنونم که همراهم بودند.
آری من خواستم صدای بی صدایان باشم اما در اوج تب و تاب انتخابات بود که زیر بار تبلیغات له شدم و این شما مردم شریف بودید که فریادم شدید و همراه و هم صدا با من و خانواده ام شدید، شما عزیزانی که نمیشناسم و شاید هرگز نشناسم یا دوستان و رفقایی ناب که همواره در کنارم بودند،اگر نبودید حالا بعد از پنجاه و چهار روز موفق نمیشدم،قطعا از خیلی ها باید نام ببرم و قدردانی کنم اما به خاطر امنیت معذورم!
پنجاه و چهار روز گذشت و من نه، در واقع شما پیروز شدید، با حمایت گسترده، با قلم هایتان، با فریادتان،با شعر و ترانه و نقاشی و به هر طریق ممکن پیروزی را رقم زدید، که برای همه ما شیرین است، از تمامی نهادهای حقوق بشری ممنونم.
من پس از پنجاه و چهار روز اعتصاب غذا به همراه شما موفق شدم که حکم تبرئه خواهرانم را به دست آورم و این آغاز راه است، آغاز راه ایستادن در برابر آزار و اذیت خانواده های زندانیان سیاسی یا خانواده های جانباختگان.
با کسب موفقیتی که با حمایت شما عزیزان و سروران میسر شد امروز٩۶/٣/١٠به این اعتصاب غذا پایان خواهم داد و از تک تک عزیزان همراه تشکر و قدر دانی می کنم.
به امید آزادی
آتنا دائمی
٩۶/٣/١٠
 بند زنان زندان اوین

۱۳۹۶ خرداد ۳, چهارشنبه

تهدید وزارت اطلاعات: مریم اکبری منفرد دست از پیگیری کشتار ۶۷ بردارد

به گزارش سازمان عفو بین الملل، مریم اکبری منفرد زندانی عقیدتی تهدید شده تا دست از پیگیری اعدام خواهر و برادرانش در دهه ۶۰ بردارد و در غیر این صورت با افزایش مدت حبس و تبعید مواجه خواهد شد.
عفو بین الملل که یک سازمان بین‌المللی در حوزه حقوق بشر است روز دوشنبه اول خرداد در بیانیه‌ای خبر داده که ماموران وزارت اطلاعات پس از احضار حسن جعفری، همسر مریم اکبری منفرد، خواستار پایان دادن به نامه‌نگاری‌های خانم اکبری منفرد شده‌اند.
ماموران وزارت اطلاعات تهدید کرده‌اند که این زندانی با سه سال افزایش حکم زندان و تبعید به زندانی در استان سیستان و بلوچستان مواجه خواهد شد.
خانم اکبری منفرد در دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. او به ۱۵ سال زندان محکوم شده و از زمان بازداشت حق استفاده از مرخصی را نداشته است.
اتهام اصلی مریم اکبری منفرد هواداری از سازمان مجاهدین خلق است اما حسن جعفری، همسرش پیش از این اعلام کرده که خانم اکبری یک زن خانه‌دار و مادر سه دختربچه بوده که تنها ارتباطش با سازمان مجاهدین خلق، چند تماس تلفنی با خواهر و برادرش در «کمپ اشرف» در عراق بوده است.
سه خواهر و یک برادر مریم اکبری منفرد نیز در کشتار ۱۳۶۷ اعدام شده‌اند.
او پس از انتشار فایل صوتی آیت‌الله حسینعلی منتظری در تابستان سال گذشته، از زندان اوین شکایتی رسمی در دادسرای تهران ثبت کرد و خواهان تحقیق پیرامون جزئیات اعدام خواهر و برادرانش و اعلام محل دفن آنها شد.
فایل صوتی منتشر شده مربوط به دیدار آقای منتظری با اعضای گروه موسوم به «هیات مرگ» در سال ۱۳۶۷ است.
منتظری در این دیدار خطاب به مرتضی اشراقی (دادستان)، حسینعلی نیری (حاکم شرع)، ابراهیم رئیسی (معاون دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده اطلاعات در اوین) می‌گوید، اعدام های گسترده زندانیان سیاسی بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی است و تاریخ از آنها به عنوان جنایتکار یاد خواهد کرد.
ابراهیم رئیسی امسال کاندیدای ریاست جمهوری بود و مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت حسن روحانی است.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه

امنیت یعنی چه؟


امنیت وقتی است که کودک کارتنخواب و دستفروش شب گوشه خیابان نخوابد و
یازده افغان بهش تجاوز نکنه و امنیت داشته باشد امنیت یعنی زن بی سرپرست فاحشگی نکند برا پولی که خرج لبنان میشه، امنیت یعنی وقتی پول میذاری تو جایی نری ببینی پول با جاش نیست، امنیت یعنی وقتی بچه ات میره کلاس قرآن قاری رهبر با پارگی نیاد خونه، امنیت یعنی وقتی شکایت میکنن تهدید به مرگ نشن،
امنیت یعنی شب جایی بخوابی امن مثل قبر ولی بذارن بخوابی نه اینکه نیروی نظامی بع فرماندهی کل قوا بیان با کتک از تو قبر بکشن بیرون ، یعنی وقتی کسی کولبری, میکند با تیر کشته شود تا پولبری آسان شود
امنیت یعنی وقتی بیرون میری با صورت اسیدپاشی شده برنگردی و پیگیری حداقل بشه توسط سربازان گمنام، امنیت یعنی اعراب مهم تر از ایرانی هان، امنیت یعنی بعد از انتقاد بازداشت شوی و در بازجویی مورد تجاوز قرار گیری
امنیت یعنی هجوم به مهمانی و پستوی خانه ها و حریم خصوصی افراد
امنیت یعنی شلاق خوردن یک نفر به خاطر احکام دین فرد دیگر
امنیت یعنی وقتی با هزار امید بهر اندک نانی با اندک اموالی کنار خیابان برای فروش نشسته ای کتک خور نشوی و اموالت غارت نشود و بعد هم از شدت جراحات کشته نشوی
امنیت یعنی توی فرودگاه عربستان مورد تجاوز قرار گرفتن و اگه تجاوز شدی دولت پیگیری کنه نه اینکه مذاکره برای سفر بیشتر،
امنیت یعنی کارگر معدن برای گرفتن حقوق ماهانه اش توسط ناجا و قوه قضا شلاق نخورد
امنیت یعنی پول که میدی برنج ارسنیک دار و روغن پالم دار و گوشت فاسد و مرغ هورمونی و سبزی فاضلاب و میوه مسموم رو توی پراید بیست میلیونی نا امن و هواپیمای در حال سقوط و قطار نخوری و کسی جواب گو نباشه!
امنیت یعنی سب النبی اعدام و اعتراف به نوزده تجاوز تبرئه شود،
امنیت یعنی فروش کلیه و نوزاد به دنیا آمده برای فروش،
امنیت یعنی سقف خراب مدارس و گنبد طلای حرم، امنیت یعنی نداشتن گاز در نصف ایران و صدور نفت به روسیه، امنیت یعنی برای حفظ ابروی دزدان نظام لاپوشانی کردن دزدی هاشان
و خنده داره متشکر از کسانی باشیم که به کشور و ناموس ایرانی تجاوز کرده اند به خاطر اینکه نمیذاره بقیه تجاوز کنن و خودش تنهایی می خواهد به دزدی و تجاوز و اعدام ادامه بده
ضمنن امن ترین کشور دنیا کره شمالی است!!!!
و در زمان پهلوی ابر قدرت و امن ترین کشور آزاد بودیم
ضمنن در همه جای دنیا پول و قدرت در اختیار عده ای قرار میگیرد تا امنیت را که وظیفه اصلی شان است بی منت تامین کنند
سی و نه سال تجاوز داعش بس نیست!!!

















۱۳۹۶ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

حکومت اسلامی حکومت "دکتر آیت الله سردار"هاست.

دکتر کاندیداها و مشکل آنان با دکترایشان
 چهار دکتر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم: دکتر اسحاق جهانگیری، دکتر آیت الله ابراهیم رئیسی، دکتر حجت الاسلام حسن روحانی ، دکتر سردار محمدباقر قالیباف. آیا عنوان دکتری‌شان واقعی است؟
 ◄حکومت اسلامی حکومت "دکتر آیت الله سردار"هاست. از حکومتیان کسانی که تیتر آیت الله یا سردار را ندارند، کوشش می‌کنند دست کم لقب دکتر را داشته باشند. در هنگامه‌هایی چون انتخابات بحث‌هایی درباره لقب دکتر درمی‌گیرد. دکترها دست هم را رومی‌کنند، و آنهایی که دکتر نشده‌اند، از کسانی که دکتر شده‌اند، می‌خواهند که مدرکشان را رو کنند. این فرصتی است برای منتقدان، دانشگاهیان و دانشجویان برای دست گذاشتن بر روی یکی از جنبه‌های فساد در نظام ولایی.
از رجالی که شورای نگهبان آنان را برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶۶ صالح تشخیص داده است، چهار نفرشان دارای دکترای مشکوک هستند: دکتر اسحاق جهانگیری، دکتر حجت الاسلام حسن روحانی، دکتر آیت الله ابراهیم رئیسی، دکتر سردار محمدباقر قالیباف.
 در شبکه‌های اجتماعی بحث درباره دکترای این رجال بالا گرفته است. روحانی در دور قبل هم که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده بود، با مشکل شک درباره دکترایش مواجه بود. 
 راحت‌ترین کار برای رفع شک، انتشار رساله دکتراست که بنابر یک هنجار دانشگاهی نمره قبولی آن به صورت همیشگی تثبیت شده نیست و اگر کسی ثابت کند که در آن تقلبی صورت گرفته، آن نمره باطل می‌شود و عنوان دکترا از فرد متقلب پس گرفته می‌شود.
 بنابر گزارش سایت "الف"، یک گروه دانشجویی تصمیم به بررسی دکترای دکتر حجت الاسلام حسن روحانی گرفته است. اما تکلیف دکتر آیت الله ابراهیم رئیسی، دکتر سردار محمدباقر قالیباف، و دکتر اسحاق جهانگیری چه می‌شود؟ در شبکه‌های اجتماعی این خواست طرح شده که: آقایان دکاتر، رساله‌تان را منتشر کنید!
منشأ شک به دکترای حکومتیان
 "دکتر" یک عنوان دانشگاهی است که در پایان دوره نهایی دانشگاهی به دانشجویی اعطا می‌شود که با یک کار تحقیقی ثابت کند که به اصول و مبانی تحقیق در رشته خودش آشناست، یک موضوع را می‌تواند به صورتی عمیق و همه جانبه بررسی کند و سطح تحقیق در آن موضوع را از آنچه هست فراتر برد. کار تحقیقی بر روی موضوع دکترا کاری شاق و زمان‌بر است و در دانشگاه‌های جدی به طور متوسط میان ۳ تا ۶ سال وقت می‌برد. (نگاه کنید به عنوان نمونه به دایره المعارف ویکیپیدا، مقاله درباره دکترا به انگلیسی و به آلمانی).
 در مورد دولتمردان جمهوری اسلامی این سؤال مطرح شده است: چگونه آنان ضمن داشتن مسئولیت‌های تمام وقت توانسته‌اند دکتر شوند؟ مثلا محمود احمدی‌نژاد، در دوره‌ای دکتر می‌شود که در شهرهای ماکو و خوی فرماندار بوده است.
 رساله دکترای این دولتمردان در دسترس نیست. علاوه بر این آنان یا تألیفاتی ندارند، یا اگر مقاله‌ای می‌نویسند یا جایی سخنرانی می‌کنند، این شک را برمی‌انگیزانند که چگونه کسی با علم و اصول تحقیق آشناست، اما حرف‌هایی می‌زند که فردی با تحصیلات درست دبیرستانی هم نباید چنان چیزهایی بگوید. موضوعی که استاد دکتر مهندس احمدی‌نژاد درباره تولید انرژی اتمی در آشپزخانه طرح کرد، از این گونه حرف‌هاست. هم اکنون دکتر کاندیداها نظراتی درباره اقتصاد طرح می‌کنند، که درباره آشنایی آنان با جمع و تفریق شک برمی‌انگیزد (در این باره نگاه کنید به انتقاد صادق زیباکلام).
 همه دکتر-دولت‌مردان جمهوری اسلامی این مشکل را هم دارند که زبان خارجی نمی‌دانند و مثلا از پس یک مکالمه ساده به زبان انگلیسی هم برنمی‌آیند، در صورتی که تسلط به زبان خارجی شرط تحصیل دانشگاهی در مقطع دکتراست...

۱۳۹۶ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

ابراهیم رییسی، در سودای «ولایت» با ۳۸ سال سابقه جنایت


ابراهیم رییسی، در سودای «ولایت» با ۳۸ سال سابقه جنایت
.
 این روزها نام ابراهیم رییسی بیش از گذشته در سپهر سیاسی حکومت اشغالگر اسلامی مطرح شده است. مطرح بودن نام او برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، احتمال نشستن بر صندلی خالی اکبر هاشمی رفسنجانی در ریاست “مجمع تشخیص مصلحت نظام” و بالاخره مهم‌تر از همه، یکی از جدی‌ترین گزینه‌های جانشینی علی خامنه‌ای، همه و همه باعث شده تا رییسی اینک در کانون توجه تحلیلگران و افکار عمومی قرار گیرد. اما این روحانی ۵۶ ساله کیست؟ در پشت این چهره بی‌احساس، کم‌حرف و تندخو چه کسی نشسته است؟
.
سیدابراهیم رییس‌السادات (معروف به رییسی) سال ۱۳۳۹۹ فرار تازی در محله نوغان مشهد متولد شد. پدرش را که روحانی بود در پنج سالگی از دست داد. در پانزده سالگی به طلبگی روی آورد و ابتدا در مدرسه نواب و سپس تا سال ۱۳۵۴تازی در حوزه علمیه موسوی‌نژاد در مشهد به تحصیل حوزوی پرداخت. پس از آن، عازم حوزه علمیه بروجردی در قم شد و در آنجا با شماری از روحانیون انقلابی و رادیکال همنشین گردید. در طی سال‌های طلبگی، او شاگرد روحانیون شناخته‌ شده‌ای همچون مرتضی مطهری، سیدعلی محقق داماد، علی مشکینی، حسین نوری همدانی و ابوالقاسم خزعلی بود.
.
بعد از شورش سال ۱۳۵۷۷تازی ابراهیم رییسی، مسیر متفاوتی را از سر گذراند و خیلی زود در مسیر نزدیکی هرچه بیشتر به هسته اصلی قدرت و ماشین سرکوب در نظام تازه‌ تاسیس حکومت اشغالگر اسلامی قرار گرفت.
.
آغاز آدم‌کُشی پیش از بیست سالگی؛ تداعی‌گر اعدام و سرکوب!
.
سیدمحمد بهشتی، از روحانیون پرنفوذ، بلافاصله بعد از شورش سال ۱۳۵۷۷تازی با هدف کادرسازی برای مدیریت نظام، یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰ نفر! از طلاب قم در “مدرسه عالی مطهری” بر پا کرد. این ۷۰ نفر!، کسانی بودند که به نظر بهشتی، از ویژگی‌های لازم برای تصدی مسوولیت در حکومت برخوردار بودند و ابراهیم رییسی جوان نیز یکی از این افراد بود. حسن آیت، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی خامنه‌ای از جمله مدرسان این دوره به شمار می‌رفتند. محمد بهشتی که ابراهیم رییسی را پسندیده بود در تاسیس دفتر “حزب جمهوری اسلامی” در استان خراسان نیز از این روحانی جوان کمک گرفت.
.
 آن‌گونه که در بیوگرافی رییسی نوشته شده، وی در نخستین روزهای استقرار حکومت اشغالگر اسلامی با دعوت شیخ هادی مروی، نماینده خمینی در شهر مسجد سلیمان، عازم این شهر شد و «کلید ارتباط وی با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همان‌جا زده شد». مسجد سلیمان در آن روزها یکی از پایگاه‌های نیروهای چپ‌گرا به شمار می‌رفت که با حضور امثال رییسی و هادی مروی، این گروه‌ها به شدت سرکوب و بسیاری از آنها اعدام شدند.
.
.
 ابراهیم رییسی کمتر از دو سال بعد و در آستانه بیست سالگی ابتدا به عنوان “دادیار کرج” و سپس با حکم علی قدوسی “دادستان کل انقلاب“ به عنوان دادستان همین شهر منصوب شد. بعد از انقلاب اسلامی و سپس آغاز جنگ ایران و عراق، بسیاری از فعالان سیاسی به ویژه از شهرهای جنوبی به کرج در نزدیکی پایتخت مهاجرت کرده بودند و برخی تحرکات سیاسی در این شهر آغاز شده بود. از این رو حضور فردی بی‌رحم در قلع و قمع مخالفان سیاسی در کرج برای حکومت انقلابی حیاتی بود.
.
 رییسی چندی بعد به صورت هم‌زمان و با حفظ سمت، به عنوان “دادستان همدان” نیز منصوب شد. او با توجه به فاصله حدودن ۳۴۰ کیلومتری این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان به سر می‌برد تا این‌که بعد از چهارماه از کرج دل کند و به طور کامل در همدان مستقر شد.
.
رییسی تا سال ۱۳۶۳۳تازی به عنوان “دادستان استان همدان” مشغول به فعالیت بود. او در سال ۱۳۶۴تازی در اوج سرکوب منتقدان و مخالفان سیاسی توسط حکومت به سمت “جانشین دادستان انقلاب تهران” منصوب شد و سه سال بعد در تابستان ۱۳۶۷تازی به عنوان عضو «هیات مرگ» منصوب خمینی گجستک، و در کنار نیری، پورمحمدی و اشراقی، اعدام مخفیانه چندین هزارکس از زندانیان سیاسی را در کارنامه‌ی خود ثبت کرد.
.
طبق اسناد موجود در وب‌سایت “جماران“، روز اول دی‌ ۱۳۶۷۷تازی رهبر وقت حکومت اشغالگر اسلامی که چند ماه بیشتر از عمرش باقی نمانده بود، طی حکمی ضمن انتقاد از اینکه «پرونده‌‏هایی در شورای عالی قضایی راکد مانده» و «اجرای حکم خدا تأخیر افتاده است» دستور داد تا تمامی این پرونده‌ها در اختیار حجت‌الاسلام حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت در زندان اوین) و ابراهیم رییسی قرار گیرد تا این دو «هرچه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند» چرا که «درنگ جایز نیست».
.
 خمینی تنها ده روز بعد نیز در حکمی دیگر، به حسینعلی نیری و ابراهیم رییسی ماموریت قضایی داد تا «به گزارش‌های شهرهای سمنان، سیرجان، اسلام‌آباد و دورود رسیدگی کنند» و «با دقت و سرعت آنچه حکم خداست» اجرا نمایند. رهبر وقت حکومت اشغالگر اسلامی روز ۲۳ دی ماه نیز بار دیگر از نیری و رییسی خواست تا «حکم خدا» را به اجرا درآورند.
.
 خمینی چند ماه بعد از این احکام پیاپی درگذشت اما این تنها آغاز راه ابراهیم رییسی بود. او بلافاصله بعد از آغاز رهبری علی خامنه‌ای و وقوع برخی جابجایی‌ها در سِمَت‌های مهم حکومت، با حکم شیخ محمد یزدی، رییس وقت “قوه قضاییه” در ۲۹سالگی به سمت “دادستان تهران” ارتقا یافت و برای مدت پنج سال تا سال ۱۳۷۳تازی در این مقام باقی ماند. پس از آن، برای ده سال (۱۳۷۳-۱۳۸۳) به ریاست “سازمان بازرسی کل کشور” منصوب شد و ده سال بعدی را نیز (۱۳۸۳-۱۳۹۳) “معاون اول قوه قضاییه” بود. وی بعد از آن با حکم صادق لاریجانی به سِمَت “دادستان کل کشور” منصوب شد و این سمت را نیز نزدیک به دو سال بر عهده داشت.
 .
سیدعلی خامنه‌ای در آخرین حکم خود برای ابراهیم رییسی، در روز ۱۷ اسفند ۱۳۹۴تازی وی را به سمت “تولیت آستان قدس رضوی” منصوب کرد تا او جانشین عباس واعظ طبسی شود که چند روز قبل از آن در سن ۸۰سالگی از دنیا رفته بود.
.
سال ۱۳۶۷فرار تازی و «هیأت مرگ»: خشم و کینه انقلابی!
.
در تابستان ۱۳۶۷۷تازی و به دنبال فرمان خمینی، هزاران کس از زندانیان سیاسی عمدتن در زندان‌های اوین تهران و گوهردشت کرج اعدام شدند. ابراهیم رییسی که در آن زمان “معاون دادستان تهران” بود، همراه با حسین‌علی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران) و مصطفی پورمحمدی (معاون و نماینده وزارت اطلاعات) اعضای کمیته‌ مرکزی تصمیم‌گیرنده در خصوص این اعدام‌ها موسوم به “هیات مرگ” بودند. این هیات از سوی خمینی ماموریت یافته بود تا تکلیف آن دسته از زندانیان سیاسی را که همچنان “سر موضع” بودند، روشن کند و بدین‌منظور اغلب بین دو زندان یادشده، در رفت و آمد بود.
.
.
منتظری در خاطرات خود می‌نویسد:
 «اول محرم شد؛ من آقای نیری، آقای اشراقی، آقای رییسی و آقای پورمحمدی را خواستم و گفتم “الان محرم است حداقل در محرم از اعدام‌ها دست نگه دارید“؛ آقای نیری گفت: ما تا الان ۷۵۰ کس را در تهران اعدام کرده‌ایم، دویست کس را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده‌ایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید.»
.
 ابراهیم رییسی اما در کنار سایر همکاران جنایتکار خود، گوش به فرمان رهبر وقت حکومت اشغالگر اسلامی بود که در فرمان خود ضمن تاکید بر اینکه «رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است» از هیات مرگ خواسته بود تا با «خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام» در نهایت بتوانند “رضایت خداوند متعال” را جلب کنند.
 .
به این ترتیب، رییسی در ۲۸سالگی آستین‌ها را بالا زد و به عنوان یکی از چهار عضو “هیات مرگ“، یکی از اصلی‌ترین نقش‌ها را در حمام خون «نظام مقدس»حکومت اشغالگر اسلامی بر عهده گرفت. برخی جان‌ به‌ در‌بردگان از آن اعدام‌ها روایت کرده‌اند که رییسی را در راهروها و شکنجه‌گاه‌های زندان دیده‌اند که بدون عبا و عمامه، با لباس راحتی، به کارهای مربوط به اعدام‌ها می‌پرداخت.
 .
رییسی همچنین عضو “کمیته ویژه بررسی وقایع کوی دانشگاه تهران” در سال ۱۳۷۸تازی زیر نظر “شورای عالی امنیت ملی” بود. عباسعلی فراتی (دادستان وقت دادسرای نظامی استان تهران)، مرتضی رضایی (فرمانده وقت حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران)، مصطفی تاج‌زاده (معاون سیاسی وقت وزیر کشور) و علی ربیعی (عضو وقت شورای عالی امنیت ملی) برخی دیگر از اعضای این کمیته بودند. ابراهیم رییسی و دیگر اعضای کمیته مزبور به شدت از سوی محمدخاتمی، رییس وقت جمهوری اسلامی مورد حمایت قرار گرفتند به گونه‌ای که خاتمی، گزارش این کمیته را “توأم با انصاف و دقت” توصیف کرد و گفت: «کمیته تحقیق، مصوب شورای عالی امنیت ملی است و لطمه خوردن این رکن به معنای لطمه خوردن اساس نظام است.»
.
 سال‌ها بعد و به دنبال افشاگری مهدی کروبی درباره تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان بعد از حوادث سال ۱۳۸۸تازی نیز کمیته‌ای با حکم صادق لاریجانی، رییس “قوه قضاییه” برای بررسی اظهارات کروبی ایجاد شد که طبق معمول، نام ابراهیم رییسی نیز در میان اعضای آن به چشم می‌خورد. این کمیته، همان‌گونه که انتظار می‌رفت، اظهارات کروبی را رد کرد و مدعی شد که مستندات او “کاملن ساختگی“، “عاری از حقیقت” و “برای انحراف افکار عمومی” تنظیم شده است.
.
 ابراهیم رییسی، در مقام معاون وقت قوه قضاییه البته پا را فراتر نهاد؛ غریزه سرکوبش بار دیگر به جوش آمد و هشدار داد که «دستگاه قضا با قاطعیت، سران فتنه را محاکمه می‌کند». او در حال حاضر نیز از مدافعان حصر رهبران جنبش سبز است و می‌گوید «نظام جمهوری اسلامی با سران فتنه با رافت رفتار کرده» چرا که «حصر خانگی آنها به منظور تأمین امنیت خود آنها است».
.
.
.
.
«حکم قطع دست از افتخارات بزرگ ماست»
.
 علاوه بر پیشینه و مناصب، نگاهی هرچند گذرا بر مواضع و سخنان ابراهیم رییسی آشکارا نشان می‌دهد که تا چه اندازه‌ای، خشونت، کینه و بی‌رحمی در وی نهادینه شده به طوری که برای حفظ نظام، حاضر است دست به هر جنایتی بزند.
 .
رییسی ضمن تاکید بر ضرورت “حمایت همه‌جانبه” از بشار اسد، صراحتن سوریه را “مرز” ایران می‌داند: «سوریه، مرز جمهوری اسلامی برای دفاع از امنیت و هویت خود به حساب می‌آید.»
 .
ابراهیم رییسی، در ابتدای قرن ییست و یکم، مشخصن از “استبداد” دفاع می‌کند و می‌گوید که «در جامعه دینی همه باید یک نظر داشته باشند» و بلافاصله اضافه می‌کند که “ولایت فقیه” همان حکومت امام اول شیعیان است.
.
وی در آبان‌ ۱۳۸۹تازی در واکنش به اجرای حکم قطع دست یک سارق در شهر یزد، آن را “بر اساس قانون و حدود الهی” توصیف کرده و هشدار داده بود که چنین حکم‌هایی «در آینده نیز در صورت تشخیص قاضی و طبق قانون تکرار می‌شود».
.
رییسی در همان زمان حکم قطع دست را از «افتخارات بزرگ» جمهوری اسلامی دانسته بود.
.
.
او پنج روز بعد از عاشورای خونین ۱۳۸۸تازی نیز در روز ۱۱ دی‌ماه به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های “نماز جمعه” تهران، معترضان را “محارب” خوانده و گفته بود: «با کسانی که امنیت را از بین ببرند، به عنوان “محارب” برخورد می‌کنیم.» با توجه به این‌که حکم “محاربه” درحکومت اشغالگر اسلامی، “اعدام“ است، رییسی با این اظهارات عملن زمینه را برای اعدام معترضان فراهم کرد.
.
او در عین حال نخستین کسی بود که از دستگیری سدها کس در روز عاشورای خونین سال ۱۳۸۸تازی خبر داد و از «دستگاه‌های ذی‌ربط و نیروی انتظامی» خواست چنان «با قدرت با فتنه‌جویان برخورد کنند» تا «دیگر کسی جرأت ایجاد نا‌امنی نداشته باشد».
.
.
نشسته بر ثروت آستان قدس
.
.
ابراهیم رییسی، اینک به عنوان “تولیت آستان قدس رضوی” بر ده‌ها شرکت ریز و درشت و صنایع و بخش‌های اقتصادی گسترده‌ای تسلط دارد به طوری که حجم دقیق دارایی‌ها و ثروتی که تحت کنترل وی قرار دارد، قابل تخمین نیست.
.
.
.
ابراهیم رییسی داماد احمد علم‌الهدی (امام‌جمعه تندروی مشهد و نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی) است. به این ترتیب قدرت سیاسی و اقتصادی خراسان عملن بین داماد و پدرزن تقسیم شده؛ هرچند صاحب اصلی این ثروت و جبروت، کسی جز سلطان علی خامنه‌ای نیست.
.
.
زنگ‌ها برای رییسی به صدا در خواهند آمد؟
.
.
اتاق سیاست در نظام‌های استبدادی اگرچه شیشه‌ای نیست و اغلب، اصلی‌ترین روابط و مناسبات سیاسی، دور از نظرها شکل می‌گیرد اما با این وجود، می‌توان گفت که ابراهیم رییسی با چنین پیشینه و خوش‌خدمتی‌هایی به دو رهبر نظام و مجموعه نهادهای امنیتی و قضایی، اینک نه به “تولیت آستان قدس” راضی است و نه به عضویت در “مجلس خبرگان“. این‌چنین است که به تازگی در برخی از نشست‌های فرماندهان سپاه و نیروهای بسیجی، پوستری منقش به تصویری از وی در کنار دو رهبر پیشین و کنونی نظام توزیع شده است. او بیش از گذشته با سپاهیان نشست و برخاست دارد و هم‌زمان، مقام‌های دولتی را به حضور می‌پذیرد.
.
.
رییسی در حال حاضر، هفته‌ای سه روز در حوزه “علمیه نواب” در مشهد، درس خارج فقه می‌دهد و به این ترتیب، از لحاظ سطوح حوزوی هم از پتانسیل و شرایط لازم برای تصدی رهبری جمهوری اسلامی برخوردار است. از سوی دیگر، رسانه‌های حکومتی به ویژه وب‌سایت‌ها و خبرگزاری‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران از میانه‌های سال ۱۳۹۵تازی در اقدامی هماهنگ از عنوان “آیت‌الله” برای وی استفاده می‌کنند تا از همه طریق، زمینه را برای ارتقای موقعیت سیاسی اوهتا تا گزینه جانشینی علی خامنه‌ای فراهم سازند.
.
.
ابراهیم رییسی، به هر پست و مقامی که دست یابد یا بر هر ثروت و قدرتی که تکیه زند، یک نکته درباره وی روشن است:
.
.
دست وی به خون هزارایرانی آلوده است.
.
او این جنایت‌ها را در زمانی انجام داد که از موقعیت سیاسی و اقتصادی امروزش برخوردار نبود. تصور کنید که او روزی بر صندلی سومین رهبر جمهوری اسلامی، جان و مال مردم در کنترلش باشد؛ یا هتا مناصب موقتی چون ریاست جمهوری و تشخیص مصلحت نظام به وی سپرده شود.
گروه فیسبوکی نه من مسلمان نیستم 
Ramin Mayparast

۱۳۹۵ دی ۲۵, شنبه

مرگ یکی از مسئولان ترور میکونوس

در ۲۶ شهریورماه سال ۱۳۷۱(هفدهم سپتامبر سال ۱۹۹۲) چهار نفر به نام‌های محمد صادق شرفکندی، دبير کل حزب دموکرات کردستان ايران، فتاح عبدلی، نماينده حزب دموکرات کردستان در اروپا، همايون اردلان، نماينده اين حزب در آلمان و نورالله دهکردی، مترجم، در رستورانی به نام میکونوس در برلین آلمان ترور شدند.
عاملان اجرای این قتل‌ها از سوی ماموران امنيتی آلمان بازداشت می‌شوند؛ چهار لبنانی و يک ايرانی به نام کاظم دارابی که هماهنگ‌کننده عمليات است. درپی تشکيل ۱۴۶ جلسه دادگاه و شنيدن شهادت ۱۷۶ شاهد، دادگاه ميکونوس رای خود را اعلام می‌کند. اکبر هاشمی رفسنجانی، پیش از اعلام رأی نهایی دادگاه میکونوس، دولت آلمان را تهدید کرده بود در صورتی که حکمی علیه ایران صادر شود، آلمان باید بداند که چه "امتیازاتی را در ایران از دست می‌دهد".
دادگاه، آمران قتل‌ها را گروهی از مقامات بلند‌پايه جمهوری اسلامی ايران معرفی می‌کند. افرادی که کميته‌ای تحت عنوان «کميته امور ويژه جمهوری اسلامی» تشکيل داده‌اند. این کمیته متشکل از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس‌جمهور وقت، علی فلاحيان، وزير وقت اطلاعات، علی‌اکبر ولايتی، وزير وقت امور خارجه، محمد ری‌شهری، وزير اسبق اطلاعات، محسن رضايی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رضا سيف‌اللهی، فرمانده حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی و ابولقاسم خزعلی، عضو شورای نگهبان است.

۱۳۹۵ دی ۲۳, پنجشنبه

تفاوت تابوت هاشمی رفسنجانی در مراسم تشییع و خاکسپاری

تفاوت تابوت هاشمی رفسنجانی در مراسم تشییع و خاکسپاری

یک سایت خبری با انتشار چند تصویر، تشکیکی را درباره تابوت هاشمی رفسنجانی مطرح کرد.
به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، فردا نوشت: پس از تشییع آیت الله هاشمی، اخباری در برخی شبکه های اجتماعی دست به دست شد مبنی بر اینکه پیکر آیت الله هاشمی در دانشگاه تهران نبوده و پیش از مراسم نماز به حرم منتقل شده است.
ایسنا هم در واکنش به این خبر نوشت : اما اصل ماجرا جور دیگری است. بررسی تصاویر نماز بر پیکر آیت الله و بعد از آن در تشییع و در نهایت ورود تابوت به ضریح امام خمینی جزئیات جالب توجهی را فاش می کند.
تابوتی که در مقابل علی خامنه ای در مراسم نماز حاضر بوده، بلافاصله بعد از نماز به حرم خمینی رفته و در نهایت به ضریح وارد شده است اما تابوتی که روی خودرو حمل می شده، آن تابوت نبوده است و احتمالا پیکر هاشمی بنا به دلائلی  مستقیما به حرم خمینی منتقل شده و تابوتی که در مراسم تشییع پیکر بوده خالی بوده است!
به تصاویر زیر دقت فرمائید:
نماز بر پیکر آیت الله هاشمی در تابوت اصلی در دانشگاه تهران – تصویر وام گرفته از تارنمای علی خامنه ای
۲٫ انتقال تابوت دوم به خودروی حمل پیکر هاشمی رفسنجانی. فرتور وام گرقته شده از تارنمای فردا نیوز
۳٫ تابوت دوم روی خودرو در میان جمعیت – تصویر برداشت شده از تارنمای ایران ایمیجز
۴٫ تابوت اصلی هاشمی رفسنجانی در حال ورود به حرم خمینی، تصویر وام گرفته شده از ایرنا
۵٫ تفاوت اتصالات دو تابوت








۱۳۹۵ دی ۲۲, چهارشنبه

آرش صادقی امروز صبح "خون آبه" بالا آورد

آرش صادقی امروز صبح "خون آبه" بالا آورد
در ۲۴ ساعت گذشته؛ او ۳ بار به بهداری زندان اوین منتقل شد
آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین، ظرف ۲۴ ساعت گذشته به دلیل وخامت حالش سه مرتبه به بهداری این زندان منتقل شده است.
عصر روز گذشته، که "برخی از مردم" از مراسم خاکسپاری هاشمی رفسنجانی به خانه برمی‌گشتند، آرش صادقی در اثر «التهاب ریه و سرفه مداوم» به بهداری زندان اوین منتقل و با دستگاه اکسیژن نفس کشید.
ساعت یک ونیم تا دو نیمه‌شب این زندانی باز هم به دلیل «تنگی نفس شدید» به بهداری این زندان منتقل شد.
امروز صبح هم، برای بار سوم در ۲۴ ساعت گذشته، آقای صادقی در اثر «معده درد، فشار خون ۸ روی ۶ و بالا آوردن خون آبه» به بهداری منتقل و سپس به بند بازگردانده شد.
آرش صادقی با توجه به وخامت حالش بعد از اعتصاب غذای طولانی مدت، بایستی در بیمارستان بستری شود اما پزشکان بهداری به وی گفته اند که دادستان و حفاظت زندان با اعزام مجدد وی به بیمارستان مخالفت میکنند.
پدر آرش صادقی روز گذشته به خبرگزاری هرانا گفته بود: “حال آرش بسیار وخیم است و ضابطین سپاه گرو کشی میکنند و از انتقال او به بیمارستان خوداری میکنند. یاد یکی از بازجویان سپاه میافتم که [که به آرش] گفته تو زنده از این زندان بیرون نخواهی رفت.”

آقای صادقی که چندی قبل در هفتاد ودومین روز به اعتصاب غذای اعتراضی خود پایان داده بود، با تاخیر ۴ روزه به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد.
پزشک متخصص ارشد بیمارستان تایید کرد که او خونریزی ۱۲.۵ درصد معده، کمبود هموگلوبین (کمخونی) شدید و عفونت شدید ریه داشته و بایستی دستکم ۴ الی ۵ روز در بیمارستان بستری شود.
با این حال، با فشار دادستانی، حفاظت زندان و سپاه ثارالله، این زندانی با حالت وخیم جسمی و علیرغم مقاومت پزشکان، شامگاه به زندان اوین عودت داده شد.
نتیجه آزمایش بر روده وی از چسبندگی شدید روده خبر می دهد که پزشکان گفته اند اگر وضع روده به همین شکل ادامه پیدا کند خونریزی را در پی خواهد داشت.
طبق گزارشی که پزشک قانونی پس از معاینه دقیق امروز آرش صادقی گزارش کرده خطر به کما رفتن و حتی فوت وی وجود دارد.
منبع: خبرگزاری هرانا

۱۳۹۵ دی ۱۸, شنبه

گلرخ ها در جامعه ما چه بسیارند / نامه سرگشاده آرش صادقی

آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین که در هفتادودومین روز از اعتصاب غذا با مرخصی همسرش به این اعتراض پایان داد،
همچنان علیرغم وخامت حالش، از اعزام به بیمارستان محروم و در این زندان به سر
می برد.
این زندانی شب گذشته بر اثر «افت فشار ۸ روی ۶، بالا آوردن خون و تنگی نفس» به بهداری زندان منتقل و حدود نیم ساعت با کمک دستگاه اکسیژن نفس کشید.
آقای صادقی روز جاری در نامه ای سرگشاده با بیان قدردانی از حمایت طیف گسترده و مختلف شهروندان با توضیح تکمیلی در مورد بازداشت و ناعدالتی های اعمال شده در پرونده همسرش، توضیحاتی در مورد دلایل آغاز و پایان اعتصاب غذای خود ارائه داد.

متن کامل این نامه را در ادامه به نقل از هرانا بخوانید؛

“پس از ۷۲ روز اعتصاب غذا و پافشاری بر دو مطالبه جدی یعنی آزادی همسرم گلرخ ایرایی و همینطور اعاده دادرسی وی درتاریخ ۹۵/۱۰/۱۴ به اعتصاب غذای خود پایان دادم. در طی این مدت بسیاری از دوستان، روزنامه نگاران، فعالین سیاسی، فعالین مدنی و حقوق بشری، دانشجویان، دانش آموزان و هنرمندان، ورزشکاران، زندانیان سیاسی سابق و فعلی، معلمان و فعالین کارگری و اعضای محترم خانوده زندانیان و قربانیان ۸۸ و دهه شصت (مادران داغدار) با پیام های پر مهر خود و حمایت های صادقانه شان از من و همسرم، ما را در پیگیری خواسته مشروع مان یاری کردند و به ما قوت قلب دادند. امتنان از یکایک آن ها را وظیفه خود میدانم. بسیاری از این دوستان بودند که کتبا یا به طور شفاهی علاوه بر اعلام حمایت و همبستگی خود با نگرانی از من میخواستند برای حفظ سلامتی خود از اعتصاب غذا صرف نظر کنم و به شیوه های دیگر مطالبات خود را پیگیری کنم.
البته به دلیل شرایط جسمانی دوره اعتصاب موفق نشدم به نامه های پرمهر تمامی دوستان درد اشنا پاسخ بدهم که بدینوسیله از این بزرگواران پوزش میطلبم.

در رابطه با چرایی اعتصاب غذا و خواسته هایم لازم دیدم نکاتی چند را با دوستان درمیان بگذارم:

۱- پیش از هرچیز باید تاکیید کنم دلیل و انگیزه اصلی من از اعتصاب غذا بیش از انکه صرفا مطالبه ازادی یک فرد بیگناه باشد مطالبه یک حق انسانی و اعتراض به رویکرد ظالمانه و تمامیت خواهانه دستگاه امنیتی و سلب و نقض حقوق انسانی و شهروندی بوده و هست، مهم ترین اعتراض و نقطه تمرکز من، اعتراض به برگزاری دادگاهی غیابی و عدم اختصاص فرصت دفاع به همسرم و به طبع آن صدور حکم سنگین و فاقد ادله قضایی و عرفی و حتی شرعی علیه وی بوده است. که فراتر از همسرم گلرخ تمامی اصول اخلاقی و انسانی را مورد تعرض قرار داد.
ما با مجموعه ای در دستگاه امنیتی مواجهیم که حتی به قانون خود ساخته خود نیز پایبند نیستند نمونه ی آن موارد متعدد نقض قانون در پرونده همسرم از بازداشت و انتقال به خانه امن سپاه تا محاکمه غیابی در حالی که زیر تیغ جراحی بود و توان حضور در دادگاه را نداشت و پرونده پزشکی ایشان نیز به دادگاه ارائه شده بود تا بازداشت وحشیانه توسط همان ارگان و انتقال به زندان برای اجرای حکم غیر قانونی. از سوی دیگر همین آفات ناشی از ظلم و بی عدالتی تکلیف سنگینی را بر دوش این فرزند کوچک ملت ایران قرار داد تا با استفاده از همه توان خود و با توسل به تمامی راه های مسالمت امیز به این ظلم اعتراض کنم. چه اینکه رواج تداوم این رویکرد میتواند به معنای قربانی شدن بسیاری از زنان و مردان دیگر این مرز و بوم باشد که هیچ وجدان بیداری نمیتواند ان را تحمل کند.
۲- افزون بر اجحافی که در جریان بررسی پرونده علیه همسرم شکل گرفت بهانه قرار دادن و استناد به داستانی منتشر نشده در نقد سنگسار و ان هم لحاظ سنگسار به عنوان مقدسات که بنیان حکم ناعادلانه دادگاه غیابی قرار گرفت من را متقاعد ساخت که برای بازنمایی این خطای فاحش و باز اندیش درباره نسبت میان مسئله ای که هیچ گونه مبنای قانونی (مطابق همان قوانین خود ساخته جمهوری اسلامی) و شرعی نداشته باید گامی برداشت تا این رویه کثیف پرونده سازی متوقف و پایان پذیرد.
۳- نهایتا حمله خشونت بار تا به دندان مسلح مامورین اطلاعات سپاه و کوفتن در با میله سنگین به قصد شکستن درب منزل ما و انگیزه بازداشت و انتقال همراه با خشونت همسرم به زندان که از جهات بسیاری خود رفتاری غیر انسانی بود و البته در طی این سال ها به دفعات و در مورد بسیاری از دوستان و عزیزانمان شاهد این رفتارها و صدمات ناشی از ان بوده ایم مرا ناگزیر ساخت با در دست گرفتن جان خود بلندترین اعتراض ممکن را به این ظلم بیان کنم و دادخواهی همسرم را نزد هیئت منصفه ای به بزرگی ملت ایران و همه ی انسان های عدالت خواه دنیا ببرم.

به هر سه دلیل مورد اشاره گلرخ ایرایی همسرم پیش از آنکه به عنوان یک فرد و همسر من مطرح باشد، نمادی از همه دختران و زنان و حتی مردان این مرز و بوم است که حداقل حقوق بدیهی آنها نقض میشود و در عین بیگناهی قربانی میشوند مانند: زینب جلالیان، نرگس محمدی، آتنا دائمی، فهیمه اسماعیلی، مریم اکبری، فاطمه مثنی، آزیتا رفیع زاده، ریحانه طباطبایی، فریبا کمال آبادی، حاجر پیری، افسانه بایزیدی، ریحانه حاج دباغ، الهام فراهانی، مهوش شهریاری، علی شریعتی، سعید شیرزاد، کوروش زعیم، احمد عسگری، کیوان کریمی، سعید ملک پور، نوید کامران، بهنام موسیوند و بسیاری دیگر در گذشته و حال. افسوس که گلرخ ها در جامعه ما چه بسیارند که حتی شمارش موارد و مصادیق ستم علیه آن ها از توان من و این قلم خارج است.

میدانستم و میدانم که وظیفه دارم صدای همه آن ها باشم و از این پس هم به قدر توان و بضاعت خود در این مسیر میکوشم. در مورد همسرم نیز امیدوارم این بار با بررسی پرونده در دیوان زمینه تبرئه وی محیا شود که اگر به هر انگیزه ای و به رغم اذعان مسئولین قضایی مبنی بر بیگناهی وی نیروهای امنیتی بخواهند متعرض او شده و بار دیگر گلرخ را به زندان منتقل کنند وظیفه و مسئولیت خود در حمایت از گلرخ را در قالب اعتصاب غذای مجدد ادامه خواهم داد و به این بد عهدی پاسخ خواهم داد.
۴- نهایتا پیرامون سخنان اخیر دادستان تهران آنچنان که از طریق مطبوعات مطلع شدم گفته اند: در تاریخ ۹/۱۰/۹۵ مدیر کل زندان های استان تهران در رابطه با این محکوم درست همان روزی که فضا سازی ها برای این فرد افزایش یافته به دادستان نامه نوشت و با اعلام شکسته شدن اعتصاب غذا خواستار مرخصی وی شد همچنین در اخرین ملاقات ارش صادقی با نماینده دادستان تهران درخواست مرخصی وی اخذ شد و با توجه به فک اعتصاب در مسیر اقدام قرار گیرد.

اولا با توجه به دست نوشته اینجانب سه شنبه ۱۴/۱۰/۹۵ مبنی بر پایان اعتصاب پس از آزادی همسرم، در این تاریخ از طریق نماینده دادستان در اختیار ایشان قرار گرفته است. احتمال میدهم دادستان محترم فراموش کرده باشند تقویم رومیزی خود را از نهم دی ورق بزنند و به همین دلیل در محاسبه تاریخ پایان اعتصاب غذا دچار خطا شده اند.

ثانیا دادستان محترم تهران به خوبی اگاه هستند که من نه در طول ۷۲ روز دوره اعتصاب غذا و نه در پایان این دوره و آخرین ملاقات با نماینده دادستان حاضر به نگارش درخواست مرخصی اعم از استعلاجی و غیره نشده ام و اساسا در شرایط حاضر هیچگونه درخواستی درباره وضعیت خود نداشته ام.

برای تمامی مردم سرزمینم در اقصی نقاط دنیا بهترین ها را آرزو میکنم که شایسته ی بهترین ها هستند.

۱۳۹۵ دی ۱۰, جمعه

آخرین وضعیت زندانیان در اعتصاب غذا در زندان های مختلف

آخرین وضعیت زندانیان در اعتصاب غذا در زندان های مختلف

خبرگزاری هرانا – آرش صادقی در شصت و ششمین و علی شریعتی در پنجاه و هشتمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود با وضعیت جسمی «وخیم» در زندان اوین نگهداری می شوند. مهدی کوخیان، آیت الله نکونام، نزار زکا، حسن رستگاری و سعید شیرزاد دیگر زندانیانی هستند که همچنان به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین شب گذشته در اثر افت فشار (۸ روی ۶) تپش قلب و تنگی نفس و بالا آوردن خون به بهداری منتقل و بعد از حدود یک ربع رسیدگی با دستگاه اکسیژن به بند بازگردانده شد.
پزشکان وضعیت وی را به شدت خطرناک و وخیم گزارش کرده اند و طبق گزارشی که روز گذشته از معاینات پزشکی قانونی بیمارستان طالقانی منتشر شد احتمال به کما رفتن و حتی فوت آرش صادقی وجود دارد.
همچنین آرش صادقی به دلیل عدم پاسخگویی مسئولان به خواسته هایش و ممنوع الملاقات بودن با همسرش از تن دادن به روند انتقال و نظارت پزشکی خودداری کرده است.
آرش صادقی که در شصت و ششمین روز از اعتصاب غذا به سر می برد از مشکلاتی هم‌چون افت فشار شدید، کاهش وزن شدید و لاغری مفرط، تپش قلب و وضعیت خطرناک قلبی، تنگی نفس، حالت تهوع، بالا آوردن لخته خون و در مقاطعی خون، غلظت خون بالا و خطر ایست قلبی، خطر به کما رفتن در اثر قند خون بالا، مشکلات کلیه و همچنین احتمال سوراخ شدن معده و احتمال خونریزی معده در خواب و نیز خطر به کما رفتن و حتی مرگ، بریده گفتن کلمات، پوسته پوسته شدن پوست بدن و بی خوابی رنج می برد که همگی از عوارض اعتصاب غذاست.
مسئولین با اینکه خطر به کما رفتن و حتی فوت آرش صادقی بصورت جدی وجود دارد هیچ گونه واکنشی نسبت به خواسته های وی و رسیدگی به شرایطش صورت نداده اند.

علی شریعتی دیگر زندانی سیاسی است که در پنجاه و هشتمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی در بهداری زندان اوین با کاهش وزن۲۰ کیلویی به ۵۲ کیلو رسیده است. قند خون وی شب گذشته روی ۳۰ بوده و به دلیل وخامت حالش پزشکان بهداری قصد اعزام به بیمارستان را داشتند که از اعزام خودداری کرده بود.

آقای شریعتی روز جاری با خانواده اش ملاقات داشته که در حین ملاقات حالش بد شده است.
علی شریعتی، روز دهم آبان‌ماه «درحال انجام کار اداری در شهرداری» بازداشت و برای تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکومیت خود به بند هشت زندان اوین منتقل شد وی از بدو ورود در اعتراض به این اقدام دست به اعتصاب غذا زده است.

حسن رستگاری مجد، شهروند ترکیه‌ای ایرانی تبار و زندانی سیاسی زندان مرکزی ارومیه در بیست و پنجمین روز اعتصاب غذای اعتراضی هم‌چنان در سلول انفرادی نگهداری می شود. علاوه بر این که حال عمومی وی «بسیار بد» گزارش شده و از ناراحتی قلبی رنج می برد، از تحویل اسپری اکسیژن برای بیماری آسم او ممانعت بعمل می آید.

آقای رستگاری ششم دی ماه به دادگاه منتقل شده، ولی اعتصابش ادامه داشته و همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود.
حسن رستگاری مجد، از روز شنبه سیزدهم آذرماه در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زده و همزمان نامه اعتصاب را به مسئولین زندان و هم‌چنین کنسولگری کشور ترکیه در شهر ارومیه ارسال کرده است.
مورخ دوشنبه ۱۵ آذرماه این زندانی توسط مسئولین زندان ارومیه به سلول انفرادی منتقل شد.

سعید شیرزاد در بیست و دومین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود در زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شود.

این زندانی سیاسی طی روزهای گذشته بدلیل نامناسب بودن وضعیت جسمی اش به بهداری زندان منتقل شده، اما از تزریق سرم و اعزام به بیمارستان خودداری کرده است. فشار خون وی در روزهای اخیر به ۱۰ روی ۶ تقلیل یافته و ۵ کیلو وزن کم کرده است، دچار تپش بالای قلب  شده که نزدیک به صد بوده و از کلیه درد و ضعف  رنج می برد.

از سوی دیگر، به گفته وکیل نزار زکا، شهروند لبنانی زندانی در ایران موکلش در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده و خواستار آزادی بی قید و شرط خود است. از وضعیت آقای زکا اطلاع دقیقی در دست نیست.

زکا درخواست آزادی بدون قید و شرط خود را دارد و همین طور خواستار ملاقات با نماینده صلیب سرخ یا پزشک متخصص و ملاقات با مقامی از سفارت لبنان است. مسوولان به آقای زکا علیرغم درخواست‎های متعددش، تاکنون اجازه ملاقات با نماینده سفارت لبنان یا پزشک متخصص را نداده‌اند در حالیکه این‎ها از جمله حقوق او به شمار می‌آیند.

مهدی کوخیان، فعال مدنی در زندان مراغه، روز جاری با وجود اینکه در نهمین روز اعتصاب غذا بود توسط ماموران اطلاعات سپاه به مکان نامعلومی برده شده است. نزدیکان و آشنایان او  اطلاعاتی از سرنوشت وی ندارند.

لازم به تاکید است، خانواده او برای اطلاع از مکان انتقال وی، به نهادهای ذیربط مراجعه کرده اند که صرفا به آنان گفته شد اطلاعات سپاه او را برده است.
مورخ ۲۹ آذرماه مهدی کوخیان و کریم‌ چایچیان دو شهروند اهل ملکان در منزل خود توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شدند. ماموران مراجعه کننده ضمن تفتیش منزل آنها اقدام به توقیف وسایل شخصی الکترونیکی و ارتباطی این دو شهروند نمودند.

از شهر قم نیز خبر می رسد آیت الله نکونام، بدون تکمیل مراحل درمان، در پی عوارض سکته مغزی و همچنین اعتصاب غذا و داروها، که در بیمارستان نگهداری می شد، عصر دیروز از بیمارستان شهید بهشتی قم، به زندان ساحلی این شهر بازگردانده شد.

یک منبع نزدیک به این روحانی منتقد زندانی به گزارشگر هرانا گفت: “در پی تماس پزشکان این بیمارستان با پزشکی قانونی شهر قم؛ پزشکی قانونی شهر قم با حضور در بیمارستان و مشاهده وضعیت و آزمایشات این مرجع تقلید شیعه، سریعا با تشکیل کمیسیونی رای بر عدم تحمل زندان توسط ایشان را داده اند.”
این منبع در ادامه افزود: “پزشکی قانونی و مسئولین بیمارستان شدیدا تحت فشار هستند، تا رای بر توانایی زندان توسط وی داده شود؛ پزشکی قانونی و پزشکان معالج تا این لحظه از انجام این امر خودداری کرده اند.”

شایان ذکر است، مرتضی مرادپور زندانی سیاسی در زندان مرکزی تبریز در شصت و پنجمین روز بنا به درخواست مادرش به اعتصاب غذای خود پایان داده است



۱۳۹۵ آذر ۱۹, جمعه

نامه آرش صادقی به همسرش گلرخ ایرایی از زندان

آرش صادقی، زندانی سیاسی، در چهل و سومین روز از اعتصاب برای همسرش، گلرخ ایرایی، نامه ای نوشته است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، آرش صادقی که در اعتراض به نقض قانون در روند پرونده خود و همسرش در چهل و چهارمین روز اعتصاب غذا به سر می برد، در طی این مدت دچار افت شدید فشار، هجده کیلو کاهش وزن، کاهش شدید قدرت تکلم، بیهوشی‌های پیاپی، مشکل کلیوی و معدوی، تپش قلب و همچنین تنگی تنفس شده است. علیرغم وخامت حال آرش صادقی، تاکنون مسئولان قضایی هیچ واکنشی به خواسته‌های قانونی این زندانی سیاسی محکوم به نوزده سال حبس نشان نداده‌اند.
متن نامه آرش صادقی به گلرخ ایرایی که برای انتشار در اختیار تارنگار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است، در پی می آید:
زیبای من؛ سهم من از تو زیاد نیست کمی بیشتر از سی دقیقه. پس نفس های خوش بویت را میبویم عطر موها و عطر تنت، سیر نگاهت میکنم چهره زیبایت را قاب میگیرم.
میان خورشید های زیبایی تو لنگریست؛ خورشیدی که آن سپیده دم از همه ستارگان بی نیازم میکند.
مهم نیست مرا از ملاقات تو باز داشته اند من برای رسیدن به آرامش تنها به تکرار اسم تو بسنده میکنم عشق تو در روزهای انبوه مصیبت به زخم عمیق دلم مرهم شد
به پای خسته ام توان داد.چشمانت وسعت دنیایی که آرامش برای زیستنم شد و دست هایت رنج تنهایی از خاطرم برد پس غمم پاک کرد.
نامه زیبایت را بارها و بارها میخوانم و تفکر میکنم و به خودم میگویم راستی جرم ما و صد ها نفری که امروز در زندان اند چیست؟
گلرخ عزیزم؛ اعدام، زندان، و روش های خشن دیگر برای به سکوت کشیدن مخالفان و منتقدان میراث شوم بشریت است که نسل به نسل از یک حکومت غیر دموکراتیک به یک حکومت غیر دموکراتیک دیگر انتقال یافته است. با وجود اینکه بخشی از جهان که در رواج مردم گرایی و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خویش هستند، اینگونه ترفند های ضد بشریت را تا حدود زیادی کنار گذاشته اند و با ایجاد سازمان ملل و تصویب قانون ها و کنوانسیون های حقوق بشری، روش های نوینی برای رفتار حاکمان با شهروندان تعریف شده است ولی هنوز نظام هایی هستند که برای جبران عدم مشروعیت مردمی به روش های غیر دموکراتیک که صده هاست متروک شده ادامه میدهند.
در دنیای متمدن، مردم، روزنامه نگاران، دانشجویان، فعالین حقوق بشری و نویسندگان، ایده ها و اندیشه های خود را به راحتی مطرح میکنند. حاکمیت را نقد میکنند، سلیقه ای را نمیپذیرند و حتی میتوانند با تمامی اجزای حکومت مخالفت کنند. همه شهروندان صرف نظر از وابستگی مذهبی، قومی، طبقاتی، طبق اصول اولیه حقوق بشر آزادند فعالیت کنند و عقاید خود را ترویج نمایند. امنیت چنان چماقی بر سر نهاد های مدنی کوفته نمیشود و آزادی و امنیت دو روی یک سکه اند این یکی دیگری را نفی نمیکند.
در چند هزار سال تمدن بشری مدت های مدیدی است که مفاهیمی چون دادرسی، دادگری، قانون، حقوق بشر و حقوق دفاع از خود، جای خود را در زندگی بشری باز کرده اند. ولی شوربختانه در برخی کشورها از جمله ایران خودمان هنوز قدرت تعزیر خود را قانون می شناسد.
متاسفانه قانون اساسی برای ایجاد یک دیکتاتوری قانونی تبیین شده است. قوم و گروهی را میخواستند در قدرت باقی بمانند، بیشتر در ذهن داشته اند تا حقوق ملت و (داد) گستری را.
راستی حتما خبر خروج و عزیمت قاضی مرتضوی به کربلا با چند پرونده را شنیده ای، پرونده جنایت کهریزک، فساد مالی تامین اجتماعی، فروش سوالات کنکور
احتمالا جرم نگارش یک دستان در مورد سنگسار آن هم داستانی که هیچ جا منتشر نشده از قتل عمد و فساد بیشتر است!
که ایشان به حکم قضا آزاد و تو در بند، در پرونده تو نماینده دادستان، دادیار قوه، معتقدند که تو از نظر قانون و از نظر شرع هیچ جرمی مرتکب نشدی، یعنی مجرم نیستی؛ یعنی متاسفانه هیچ کدامشان توان صدور توقف حکم تو را ندارند؛ چرا؟چون ارگان خاص ویژه ای این اجازه را نمیدهد؛ اینجا بی قانونی بیداد میکند؛ ومن هم (داد) گستری نمی بینم
بانوی من؛ قبل تر هم گفتم آنچه مرا واداشت از سوم آبان ماه تا به امروز دست به اعتصاب غذا بزنم چه به واسطه بازداشت غیر قانونی تو و مطالبه آزادی ات بوده است.اما تو برای من یک نمادی؛ نمادی از مظلومیت زنانی که حکم انسان و حس مسئولیت امروز در زندان اند.
آن روز که زندگی مشترکمان را آغاز کردیم، عهد بستیم که به مظاهر ناراستی، ظلم و تبعیض معترض باشیم و در این مسیر از مخاطرات هم پروا نکنیم.
فراموشش که نکردی؟! می دانم باور تو نیست به من حق نمیدهد که ازپروای مرگ دست از اعتصاب غذا بکشم بی آنکه به حداقل مطالبه ام و نقض حکم تو رسیده باشم.
زیبای من؛ این دیوار های آجری ناچیز تر از و حقیر تر از آن هستند که بتوانند بی هم بودن را به من و تو تحمیل کنند.
من و تو هرکجا که باشیم با هم هستیم و با هم خواهیم بود، در قلب هم، در باور هم.
اگر بودم یا نبودم تو باید برقرار باشی، تا سپیده دمی که ناگزیر از راه خواهد رسید
اگر بودم، با هم به نظاره اش مینشینیم…
اگر نبودم، نسیمی خنک میشوم که در آن طلوع صورتت را بوسه باران میکنم که تو حضورم را به یقین لمس خواهی کرد…
آرش صادقی
بند هشت زندان اوین
۹۵/۹/۱۵

۱۳۹۵ آذر ۱۵, دوشنبه

اعدام یک زندانی پس از استرداد به ایران.

یک زندانی به نام “نعمت رحمانی گرمی” پس از تحمل ۱۵ سال حبس در کشور آذربایجان حدود دو ماه قبل به ایران تحویل داده شد.
آقای رحمانی با فاصله کمی از استرداد در زندان اردبیل به چوبه دار آویخته شد.
آقای رحمانی که تبعه ایران بود ۱۵ سال قبل از ایران به مقصد کشور جمهوری آذربایجان گریخت ولی به دلایل نامعلومی در آنجا نیز راهی زندان شد و حبسی ۱۵ ساله را تحمل کرد. 
جرم او اقدام علیه نظام اعلام شده است .

۱۳۹۵ آذر ۸, دوشنبه

جدیدترین لیست زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج

جدیدترین لیست زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج
خبرگزاری هرانا – گزارش پیش رو حاوی اطلاعات مربوط به ۶۹ زندانی سیاسی و امنیتی محبوس در زندان رجایی شهر کرج بعنوان جدیدترین بروز رسانی درباره زندانیان عقیدتی این زندان است. در این گزارش علاوه بر مشخصات، شرح مختصر و اتهامات زندانیان نیز بروزرسانی شده است.
خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بیش از یک دهه است به دیده بانی وضعیت زندانیان عقیدتی در زندانهای ایران می پردازد، در این بین انتشار و بروزرسانی آخرین وضعیت زندانیان عقیدتی جزوی از برنامه کاری مستمر این نهاد بوده است.
آنچه در پی می آید جدیدترین لیست از زندانیان عقیدتی و امنیتی محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر بعنوان شناخته شده ترین محل نگهداری زندانیان سیاسی و امنیتی (در کنار بند زندانیان سنی مذهب) است.
در حال حاضر ۶۹ زندانی با اتهامات سیاسی، عقیدتی و امنیتی در بند ۴ سالن ۱۲ زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شوند.
لیست این زندانیان با اطلاعات پرونده آنها به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است:
اتهام: تبلیغ مسیحیت
حکم: ۵ سال حبس / شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، قاضی مقیسه.
توضیحات: از سال ۹۲ در زندان است و منتظر تشکیل دادگاه تجدید نظر.
اتهامات: بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق، توهین به رهبری و اخلال در نظم عمومی.
حکم: ۱۸ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق
توضیحات: ۵۳ ساله، بیمار و  از سال ۸۸ در زندان است و سابقه حبس در دهه ۶۰ را نیز دارد.
اتهام: ارتباط با انجمن پادشاهی ایران
حکم: ۱۵ سال حبس
توضیحات: از اردیهشت ۸۸ در زندان است.
اتهام: هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران
حکم: ۵ سال حبس
توضیحات: ۶۲ ساله، بیمار و از سال ۹۱ در زندان است، از جمله زندانیان سابق دهه ۶۰ است.
اتهام: هواداری از سازمان مجاهدین خلق
حکم: حبس ابد
توضیحات: دارای بیماری فلبی و از سال ۷۹ در زندان است.
اتهام: فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی
حکم: ۳ سال حبس توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: شهروند بهایی و از سال ۹۵ در زندان است.
۷- امیر قاضیانی
اتهام: جاسوسی
حکم: نامعلوم
توضیحات: از پرسنل سابق ارتش است
۸- ایرج حاتمی
اتهام: همکاری با دولت خارجی
حکم: ۱۰ سال حبس
توضیحات: از پرسنل نظامی است که از سال ۸۹ در زندان است.
اتهام: تبلیغ علیه نظام و عضویت در یک تشکل مدافع حقوق بشر
حکم: ۵ سال حبس توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه.
توضیحات: شهروند بهایی و مدافع حق تحصیل که از سال ۹۱ در زندان است.
اتهام: جاسوسی
حکم: ۱۰ سال حبس
توضیحات: تبعه ترکمنستان و از سال ۸۸ در زندان است.
اتهامات: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، قاضی مقیسه
توضیحات: از رهبران جامعه بهایی که از سال ۸۷ در زندان و محروم از مرخصی است.
۱۲- بهزاد ترحمی
اتهام: اهمکاری با دول خارجی
حکم: ۵ سال حبس
توضیحات: از سال ۹۰ در زندان است.
اتهام: تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری
حکم: سه سال حبس
توضیحات: از سال ۹۵ در زندان است.
اتهامات: تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهائی
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است. پدر این شهروند با نام «امیر هوشنگ (شاپور) مرکزی» در مهرماه سال ۶۳ در زندان اوین اعدام شد. مادر وی نیز با نام «پریچهر آزاده» در همان سال‌ها به مدت ۵ سال در زندان اوین متحمل حبس شده است.
اتهام: ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی
حکم:  ۱۷ سال زندان، تبعید به زندان رجایی شهر کرج و ۱۵۰ هزار تومان جریمه نقدی /شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، قاضی صلواتی
توضیحات: از زندانیان سیاسی دهۀ ۶۰ که از سال ۸۶ در زندان است.
اتهام: هواداری از انجمن پادشاهی
حکم: ۱۵ سال حبس
توضیحات: از سال ۸۸ در زندان است و در حال حاضر در مرخصی /از اوایل تابستان در مرخصی است.
اتهام: اجتماع و تبانی از طریق همکاری در دانشگاه مجازی بهاییان ایران موسوم به موسسه علمی آزاد
حکم: ۵ سال حبس
توضیحات: از سال ۹۴ در زندان است. همسر وی آزیتا رفیع زاده با اتهام مشابه با محکومیت ۴ سال حبس در زندان اوین نگهداری می شود.
۱۸- جابر عابدینی
اتهام: همکاری با دول خارجی
حکم: ۴ سال حبس
توضیحات: از پرسنل سابق نظامی که سال ۹۳ در زندان است.
اتهامات: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از رهبران جامعه بهایی ایران که علیرغم بیماری از سال ۸۷ در زندان است.
اتهام: همکاری با دولت خارجی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، قاضی صلواتی
توضیحات: از سال ۸۷ در زندان است.
اتهام: محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق
حکم: ۵ سال حبس
توضحیات: از سال ۹۰ در زندان است
اتهام: محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق
حکم: ۱۵ سال حبس
توضیحات: همسر وی فاطمه مثنی نیز با اتهام و حکم مشابه در زندان اوین نگهداری می شود
اتهام: محاربه و فساد فى الارض
حکم: حبس ابد، شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز
توضیحات: دو برادر وی اعدام شدند و از سال ۸۴ در زندان است.
اتهام : جاسوسى و ارتباط با دول متخاصم
حکم: ۶ سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی
توضیحات: دانشجوی بورسیه دانشگاه لی‌یژ بلژیک، از سال ۹۲ در زندان است.
۲۵- حمید معتمدی نیا
اتهامات: عضویت در نهضت آزادی ایران، اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام
حکم: ۵ سال حبس
توضیحات: در مرخصی متصل به آزادی است.
اتهام؛ محاربه ازطریق عصوبت در حزب دموکرات کردستان
حکم: حبس ابد
توضیحات: از سال ۷۹ بدون مرخصی در زندان است.
اتهام: هواپیماربایی و اخلال در امنیت پرواز
حکم: حبس ابد
توضیحات: از سال ۷۹ بدون مرخصی در زندان است.
اتهام: هواپیماربایی و اخلال در امنیت پرواز
حکم: ۲۲ سال حبس
توضیحات: از سال ۷۹ بدون مرخصی در زندان است.
اتهام: محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق
حکم: پنج سال و شش ماه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است. خواهر او مریم اکبری منفرد نیز در زندان اوین نگهداری می شود. وی سابقه بازداشت در دهه ۶۰ را نیز دارد و ۴ تن از اعضای خانواده ی وی به نامهای علیرضا ۲۰ساله، غلامرضا ۲۶ساله در سالهای ۶۰ و ۶۴ و هم چنین رقیه ۳۰ساله و عبدالرضا ۲۳ساله در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۶۷ اعدام شدند.
اتهام: محاربه از طریق عضویت در کومله و دست داشتن در قتل پسر امام جمعه مریوان
حکم: اعدام، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران – صلواتی
توضیحات: از سال ۸۷ در زندان است.
اتهامات تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبرى و نشر اکاذیب در فضاى مجازى
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب- مقیسه
توضیحات: از سال ۹۳ در زندان است.
اتهامات: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از رهبران جامعه بهایی ایران که علیرغم بیماری از سال ۸۷ در زندان است.
اتهام: اﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، صلواتی
توضیحات: از سال ۹۳ در زندان است.
اتها: محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق
حکم: حبس ابد
توضیحات: از سال ۷۹ بدون مرخصی در زندان است.
اتهامات: تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهائی
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است.
۳۶- سیف الله سگانی
اتهامات: جاسوسی / حمل مواد مخدر در زندان
حکم: ۱۲سال به دلیل اتهامات امنیتی و ۱۵ سال حبس به اتهام جرایم مرتبط با مواد مخدر
توضیحات: از ۱۳ سال پیش در زندان است.
اتهام: احتماع و تبانی از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق
حکم: ۵ سال حبس تعزیری
توضیحات: یکسال در سلول انفرادی به سر بده و از سال ۹۲ در زندان است.
اتهام: تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی از طریق عضویت در تشکیلات بهایی
حکم: سه سال حبس
توضیحات: پدر و مادر وی نیز در زندان به سر می برند.
اتهام: تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی از طریق عضویت در تشکیلات بهایی
حکم: چهار سال حبس
توضیحات: از سال ۹۳ در زندان است.
اتهام: هواپیماربایی و اخلال در امنیت پرواز
حکم: حبس ابد
توضیحات: از ۱۶ سال پیش در زندان است.
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران
حکم: ۱۰ سال حبس
توضیحات: از سال ۸۷ در زندان است.
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران
حکم: ۱۰ سال حبس
توضیحات: از سال ۸۵ در زندان است.
اتهامات: تبلیغ علیه نظام، تشکیل و اداره تشکیلات غیرقانونی بهایی و عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهایی
حکم: ۱۱ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است. همسر و فرزند او نیز در حال گذراندن حبس هستند.
اتهام توهین به مقدسات
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، قاضی احمد زاده
توضیحات: از سال ۹۴ در زندان است
اتهامات: عضویت فعال در تشکیلات بهایی، اقدام به ایجاد و راه اندازی یک برنامه کامپیوتری و پشتیبانی فنی دانشگاه بهاییان
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است. پدر او به اتهام مشابهی در سال ۷۱ اعدام شد.
اتهامات: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از رهبران جامعه بهایی ایران که علیرغم بیماری از سال ۸۷ در زندان است / از اوایل تابستان در مرخصی درمانی است.
اتهام: تبلیغ علیه نظام
حکم: یکسال حبس
توضیحات: از سال ۹۰ در زندان است.  تا پیش از تشکیل پرونده جدید قرار بود از بابت قرار قبلی به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق و پس از تحمل ۴ سال حبس فروردین ماه سال ۱۳۹۵ آزاد شود با اینحال نامبرده بصورت غیابی در پرونده ای جدید توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری دیگر به اتهام تبلیغ علیه نظام از درون زندان محکوم شد و اکنون مشغول تحمل این محکومیت پس از پایان حکم ۴ ساله اول است.
اتهام : محاربه ازطریقعضویت درحزب دموکرات کردستان
حکم: حبس ابد
توضیحات: از سال ۷۸ بدون مرخصی در زندان است
اتهامات تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهائی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: بیمار قلبی و از سال ۹۳ در زندان است.
اتهام: تبلیغ آیین بهایی و مشارکت در اداره تشکیلات بهایی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: زندانی بیمار و از سال ۹۱ در زندان است. این شهروند بهایی در سال ۱۳۶۲ (در سن ۲۴ سالگی) نیز دستگیر و به ۶ سال حبس محکوم شده بود. وی به دلیل شرایط نامساعد زندان پیشین مبتلا به بیماری های گوارشی است.
اتهامات تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهائی
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است.
اتهام: هواپیماربایی و اخلال در امنیت پرواز
حکم: حبس ابد
توضیحات: از ۱۶ سال پیش در زندان است.
۵۳- فرید آزموده
اتهام: همکاری به دول خارجی
حکم: ۵ سال حبس
توضیحات: از پرسنل سابق نظامی که از سال ۹۰ در زندان است.
اتهامات تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهائی
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: برادر کوچکتر فرهاد فهندژ، دیگر زندانی بهایی که  از سال ۹۱ در زندان است.
اتهام: اجتماع و تبانی از طریق راه اندازی و مشارکت در اداره دانشگاه انلاین بهاییان
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است / از اوایل تابستان در مرخصی درمانی است.
اتهام همکاری با حزب بعث عراق
حکم: حبس ابد
توضیحات: شهروند تبعه عراق، از  سال ۷۴ در زندان های ایران بوده، تاکنون ۲۰ بار در زندان مورد عمل جراحی قرار گرفته است
اتهامات تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهائی
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است.
اتهامات تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهائی
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است.
اتهام: اجتماع و تبانی از طریق تدریس در  دانشگاه انلاین بهاییان
حکم: ۵ سال حبس تعزیری و ۹۷ میلیون ریال جریمه نقدی
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است.
اتهام: اقدام علیه امنیت از طریق عضویت در کمیته مرکزی گروه «یئنی‌گاموح»
حکم: ۹ سال
توضیحات: از سال ۹۱ در زندان است.
اتهامات: محاربه از طریق عضویت در کومله و دست داشتن در قتل پسر امام جمعه مریوان
حکم: اعدام، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران – صلواتی
توضیحات: از سال ۸۷ در زندان است.
اتهامات: محاربه و تبلیغ علیه نظام از طریق تغییر مذهب از تشیع به تسنن و تبلیغ مذهب اهل تسنن
حکم: ۱۵ سال حبس،  شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران – قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۲ در زندان است.
اتهام: محاربه از طریق عضویت در حزب دموکرات کردستان
حکم: حبس ابد
توضیحات: از سال ۷۳ و بدون مرخصی در زندان است.
۶۴- محمود ناجی
اتهام: همکاری با دول خارجی
حکم: ۱۵ سال حبس
توضیحات: از پرسنل نظامی که از سال ۸۸ در زندان است
اتهامات: توهین به رهبری
حکم: بلاتکلیف از بابت پرونده جدید
توضیحات: علیرغم به پایان رسیدن حکمش، بیش از دوماه است که بدلیل پرونده سازی جدید به اتهام توهین به رهبری در بازداشت موقت است
اتهامات: نشر اکاذیب، تشویش اذهان و تبلیغ علیه نظام، عضویت و همکاری با چندین نهاد مدافع حقوق بشر
حکم: ۵ سال، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس
توضیحات: از موسسان جمعیت مبارزه برای حق تحصیل که از سال ۹۰  در زندان است.
اتهامات: اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی، عضویت و فعالیت موثر در جامعه بهایی و تبلیغ گسترده آن، عضویت و فعالیت موثر در تشکلات مدافع حق تحصیل، سازمانهای مدافع حقوق بشر و  تبلیغ علیه نظام
حکم: ۵ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران –  قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۹۴ در زندان است.
اتهامات: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
حکم: ۱۰ سال حبس، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه
توضیحات: از رهبران جامعه بهایی ایران که از سال ۸۷ در زندان است.
اتهامات:محاربه از طریق عضویت در کومله
حکم: اعدام، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب – قاضی مقیسه
توضیحات: از سال ۱۳۸۹ در حبس به سر می برد.