۱۳۹۶ مرداد ۴, چهارشنبه

ماجرای دقیق متروی شهرری چه بود؟

ماجرای دقیق متروی شهرری چه بود؟
🔺هویت دقیق مقتول چیست؟
در شرایط سکوت و بعضن دروغگویی علنی مراجع رسمی، جهت شفاف سازی، برای اولین بار جزئیات کامل و دقیق ماجرا به اطلاع عموم میرسد.
🔳 روز شنبه ۲۴تیرماه۹۶ ، "اصغر نحوی پور" ۴۶ساله اهل شهرری، خیابان ۲۴متری زکریای رازی، ورزشکار، مربی بدنسازی و مربی کیک بوکسینگ، ساعت ۱۰:۳۰صبح وارد ایستگاه متروی شهرری میشود؛
در بدو مراجعه و قبل از ورود به گیت اصلی متوجه رفتار تند و زننده یک روحانی با یک دختر جوان میشود، وی متوجه میشود که این روحانی
( خلیل ذوالفقاری) با لحن تندی به این دختر بخاطر حجاب وی پرخاش و توهین میکند،
وی در حمایت از این دختر از این روحانی میخواهد که رفتار و لحن خود را اصلاح کند که روحانی با وی نیز به تندی برخورد کرده و میگوید:
اولن تو دخالت نکن، تو خودت هم مشکل داری، خجالت نمیکشی یقه پیراهنت بازه!
با توهین روحانی، درگیری لفظی بین این دو شدید میشود،در این حین،
دختر محل را ترک میکند و روحانی خطاب به مقتول میگوید:
میدم پدرت رو دربیارن...! و توهین دیگری هم میکند و سپس به سمت سکوی مترو می رود.
◼️این رفتار روحانی، موجب عصبانیت شدید مقتول شده وبه دنبال او می رود و از بساط یکی از دستفروشان مترو، یک کاتر برمیدارد و از پشت به ذوالفقاری حمله میکند،
پس از درگیری و زخمی کردن روحانی، عمامه وی را در دست میگیرد و با فریاد جملاتی را علیه آخوندها و علیه حکومت میگوید:
من بچه ایرانم، از هیچ چیز نمیترسم، ما خسته شدیم از دست اینها، این چه مملکتیه آخوندا درست کردن؟، این چه اسلامیه که این آخوندا آوردن...
◼️در آن زمان در داخل ایستگاه،پلیس حضور نداشته، اما از ساختمان مجاور ایستگاه که یکی از مراکز اصلی استقرار پلیس مترو تهران است،
دو مامور درجه دار کادر،بعد از حدود پنج دقیقه میرسند،
مامور،تسلط و تجربه کافی نداشته و به همین دلیل به مقتول نزدیک میشود،
تیر اول را هوایی میزند، و با نزدیک شدن مقتول به وی بعد از چند ثانیه تیر دوم را بصورت نیمه مایل شلیک میکند،
(در چنین شرایطی باید در فاصله دورتر مستقر وبا نشانه گیری از دور،پای متهم را هدف قرار دهد) تیر دوم به بالای ران و پائین پهلوی چپ اصابت میکند و مقتول نقش بر زمین میشود،و دچار خونریزی شدید شده که بدلیل نبود امکانات اولیه، هیچ اقدامی برای جلوگیری از خونریزی وی صورت نمیگیرد، پس از ۱۰دقیقه که نیروهای اورژانس به بالای سر وی میرسند، بعلت حجم زیاد از دست دادن خون، در داخل آمبولانس فوت میکند.


🔲 پس از انتشار خبر اولیه ماجرا واعلام اینکه منشاء اصلی حادثه، "امربه معروف" (مزاحمت) روحانی برای یک دختر بوده،
این خبر بازخورد منفی در سطح جامعه و بدبینی نسبت به روحانیون را در پی داشت، چرا که افکار عمومی، امر به معروف روحانی را مسبب قتل این فرد میدانستند و از طرفی میتوانست موجب رعب و هراس روحانیون از حضور در جامعه گردد،
از این رو سناریونویسان حکومتی با ارزیابی کلی شرایط، شکل ماجرا را به کلی عوض کردند! و اصل قضیه امر به معروف را انکار نمودند!!

🔲 به این ترتیب طبق سفارش،این روحانی که قبلن قاضی بوده و امام جماعت مسجد مرتضا علی محله دیلمان شهرری نیز هست،
در اولین مصاحبه خود بعد به هوش آمدن اعلام کرد که بدون اینکه هیچ برخوردی با ضارب داشته باشد، از پشت سر به وی حمله کرده است و ظاهرن با لباس روحانیت مشکل داشته است!!
و همزمان اعلام شد ضارب درشرایط غیرعادی ( مست )بوده است!!
🔺که البته با اعلام نتایج کالبدشکافی پزشکی قانونی اثبات شد که هیچگونه آثار مشروبات الکلی یا موادمخدر در بدن مقتول وجود ندارد!



🔲 بدون شک این روحانی، در بیان ماجرا دروغ گفته است، دلایل زیر به وضوح بیانگر این امر است:
۱. شاهدان عینی و تصاویر دوربین های مترو شاهد درگیری لفظی این دو بر سر مزاحمت روحانی با یک دختر بوده اند.
۲. حدود یکساعت پس از ماجرا، تمهیدی معاون سیاسی فرمانداری شهرری در مصاحبه با شبکه خبر اعلام کرد که علت ماجرا، "امر به معروف" روحانی بوده است.
۳. بلافاصله بعد از حادثه، خبرنگار صداوسیما، حسینی بای به محل حادثه اعزام و تلاش کرد تا گزارش ماجرا را با حمایت از روحانی و توجیه" امر به معروف" تهیه کند، که انتشار پشت صحنه انتقادات مردمی خود سوژه شبکه های اجتماعی میشود!
درنهایت این گزارش با محوریت امر به معروف روحانی مجروح،پخش میشود.




⚫️ بعد از ماجرا، ابتدا به خانواده نحوی پور اعلام میشود که روز دوشنبه جسد وی تحویل میشود اما وقتی خانواده وی مراجعه میکنند از تحویل جسد خودداری کرده و پلیس امنیت، همزمان از چاپ اعلامیه جلوگیری و حجله های متوفا را نیز جمع میکند!
و مسجد محل نیز طبق دستور حاضر به اجازه برگزاری مراسم نمی شود!
در آخرین تماس به خانواده اصغرنحوی پور اعلام شده، دنبال تشییع جنازه نباشید!!
فیلم عمامه ی اخوند پلید در دست این مرد دلاور و پس از آن لحظه ی شلیک پلیس را نشان میدهد

۱۳۹۶ تیر ۲۱, چهارشنبه

عضویت در سپاه پاسداران، راهی برای تامین آینده شغلی و اقتصادی جوانان ایرانی

پرونده ویژه تازه‌ترین شماره هفته‌نامه لوپوئن به حضور سپاه پاسداران در معادلات قدرت در ایران و در منطقه و همچنین به فعالیت‌های اقتصادی این نهاد در ایران اختصاص دارد.  در این گزارش امده که سپاه در خط مقدم مبارزه با داعش در خارج از مرزها حضور دارد، و این در حالی ست که در داخل کشور بخش امنیت و اقتصاد را به دست دارد و در واقع می‌توان گفت که سپاه پاسدارن در ایران به عنوان قدرت اصلی در این کشور است.
خبرنگار ویژه این هفته‌نامه به بهشت زهرا، قطعه شهدا رفته و از مزار "شهید"ی نوشته که در جنگ در سوریه در ماه آوریل گذشته کشته شده است: "دو زن پیچیده در چادر در حال گریه و زاری بر سر قبر او هستند."جوان 23 ساله‌ای که در شهر "حما" جان سپرده است. او عضو سپاه پاسداران بوده است.
در ادامه این گزارش می‌خوانیم: "از زمان اعلان جنگ خلیفه داعش در سال 2014 سپاه پاسداران در حال مبارزه با جهادگرایان است. در عراق، نیروهای سپاه از شبه نظامیان شیعه این کشور علیه داعش حمایت می‌کنند و در سوریه، کسانی که به آنها مدافعان حرم می‌گوییم در واقع به کمک بشار اسد رفته‌اند و به طور رسمی ماموریت آنها حفظ حرم زینب، دختر امام اول شیعیان است، جایی که داعش وعده خراب کردن آن را داده است، اما نیروهای سپاه در آنجا بیش از هرچیز با شورشیان مخالف بشار اسد می‌جنگند."
در این گزارش به نقل از "علی آلفونه" پژوهشگر حوزه سپاه آمده که دست‌کم 600 نیروی سپاه در سوریه و 120 نفر در عراق کشته شده‌اند.
جوانی که دو ماه پیش در 23 سالگی در سوریه کشته شده، حسین نام داشته و برای بار سوم به سوریه می‌رفته است. خانواده‌اش می‌گویند که او "داوطلبانه" رفتن به سوریه را انتخاب کرده بوده: "از وقتی کوچک بود، به سپاهیان به دلیل گرایشات مذهبی آنها علاقه داشت. احتمال اینکه در یک دانشگاه خوب هم پذیرفته شود، وجود داشت؛ اما او این کار را نکرد تا پاسدار شود."
روی سنگ قبر حسین دو تصویر حک شده است: در یکی از آنها او در حال مداحی است و در دیگری در حالی که کلاشنیکف در دست دارد مقابل یک ویرانه در سوریه ایستاده است. همچنین بخشی از وصیت‌نامه او روی سنگ آمده که خواسته این شعر بر آن حک شود: "سر قبرم چو بخوانند دمی روضه شام    سر خود با لبه سنگ لحد می‌شکنم"
و پدر حسین به خبرنگار لوپوئن می‌گوید که "او وظیفه خود در مقابل امپریالیسم را انجام داد. داعش تنها ابزاری ست در دست غربی‌ها تا بعد از اسرائیل، بخش دیگری از سرزمین اسلامی را غصب کنند و قدرت شیعه را بشکنند."
با اولین سپاهی
لوپوئن سپس به نقل از حمزه غالبی، رئیس شاخه جوانان ستاد میرحسین موسوی در سال 1388 که اکنون ساکن پاریس است،  آورده است: "من خوشحالم از اینکه نیروهای سپاه در خارج از مرزها از ایران حفاظت می‌کنند." به گفته وی "مبارزات سپاه باعث ثبات ایران می‌شود."
به نوشته هفته نامه لوپوئن سپاه پاسداران اکنون 130 هزار عضو دارد که در 4 بخش حضور دارند: نیروی زمینی، هوایی، دریایی و نیروهای خارج مرزها. این نیروها همچنین بسیجی‌ها را در کنترل خود دارند که به نظر می‌رسد حدود 4 میلیون عضو داوطلب هستند. هردوی این نهادها در همان ابتدای انقلاب توسط آیت‌الله خمینی تاسیس شد و به همین دلیل لوپوئن به نقل از محسن رفیق دوست راننده ماشینی که رهبر پیشین جمهوری اسلامی را در بهمن 1357 از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رساند، می‌نویسد: "من اولین سپاهی هستم."
خبرنگار لوپوئن که با محسن رفیق دوست در بالاترین طبقه آپارتمانی گران در تهران قرار ملاقات داشته به نقل از او می‌نویسد: "وقتی قرار شد سپاه تشکیل شود، ما دور هم جمع شدیم و من کاغذی برداشتم تا نام اعضای اولیه را روی آن بنویسیم و در بالای صفحه نام خودم را نوشتم."
رفیق دوست در ادامه می‌گوید: "ما همه جوانانی که می‌خواستند از انقلاب دفاع کنند را تشویق می‌کردیم که به ما بپوندند."
به گفته رفیق دوست نخستین ماموریت آنها ردیابی و به دام انداختن نیروهای کمونیستی بوده که حتی با برخی از آنها در سرنگون کردن رژیم محمدرضا شاه همکاری داشتند. رفیق دوست سپس دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق را به یاد می‌اورد؛ زمانی که برخی کشورهای غربی به دلیل ترس از شعارهای مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر صدور انقلاب از عراق حمایت می‌کردند و فروش اسلحه به ایران هم تحریم شده بود: "دوران بسیار سختی بود؛ اما ما بالاخره توانستیم از راه میانبر سوریه و لیبی، سلاح وارد کنیم. چینی‌ها هم به طور مستقیم به ما اسلحه فروختند."
به گفته او "انقلاب اسلامی همیشه منافع کشورهای قدرتمند را تهدید می‌کند. به همین دلیل ما همیشه در تحریم هستیم. "
سپاه و امنیت اقتصادی جوانان ایرانی
اما حالا 38 سال پس از انقلاب به نوشته لوپوئن محسن رفیق دوست نقش پاسدار بودن خود را با تجارت عوض کرده است: "پس از ده سال ریاست بنیاد مستضعفان، موسسه خصوصی نور را راه اندازی کرد."
موسسه‌ای که رفیق دوست می‌گوید از طریق آن کار "واردات دارو" به ایران و "فروش ارزان" آن را انجام می‌داده و همه درآمد آن را به "مستضعفان" می‌بخشد.
وی همچنین "مقاطعه‌کار" است که سود حاصل از آن هم به گفته خودش صرف امور خیریه می‌شود.
هرچند این وزیر سابق سپاه اکنون فعالیت‌های اقتصادی بسیاری انجام می‌دهد و موسسه خاتم الانبیا متعلق به سپاه به نوشته لوپوئن سالانه 12 میلیارد دلار گردش مالی دارد اما به گفته رفیق دوست : "وقتی جنگ پایان یافت، دولت از سپاه دعوت کرد تا در فعالیت‌های سازندگی شرکت کند و سپاه این کار را همچنان ادامه می‌دهد."
لوپوئن همچنین به گزارشی از یکی از منابع غربی اشاره می‌کند که اعلام کرده بود طبق برآوردها "50 درصد از اقتصاد ایران به طور مستقیم یا غیرمستقیم در دست سپاه است."
این هفته نامه در عین حال می‌نویسد که "امپراتوری سپاه به طور واقعی در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد ایجاد شد.
لوپوئن همچنین به سراغ جوانانی رفته که به همین دلیل علاقه دارند به سپاه ملحق شوند؛ همچنان که یکی از آنها می‌گوید: "اگر عضو سپاه شوم آینده اقتصادی‌ام تامین است."

۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه

بازدید «مهندسی شده» ۴۵ سفیر خارجی از زندان اوین



نمایی از نشست سفیران ۴۵ کشور خارجی در تهران با مسوولان زندان اوین و قوه قضاییه در محوطه زندان.

«منطقه‌ای خوش آب‌وهوا» در شمال تهران، محوطه‌ای وسیع که در آن هم «موسیقی زنده» توسط «خواننده اوگاندایی» اجرا می‌شود و مهمانان براش «کف» می‌زنند و هم «زنگ زورخانه‌اش» به صدا در می‌آید و هم «غذایش عالی است».
ساکنان این منطقه با مهمانان خارجی «به زبان انگلیسی» خوش‌وبش می‌کنند و می‌توانند در «اتاق‌هایی مجهز به تخت، یخچال، حمام و سرویس بهداشتی ساعاتی را در کنار همسران‌شان باشند».
این تصویری است که رسانه‌های ایران از بازدید ۴۵ سفیر خارجی از زندان اوین در تهران ارائه داده‌اند. تصویری که با مصاحبه سفرا کامل شده است. سفیر اندونزی به خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی گفته است: «هنگام بازدید شوخی می‌کردم و می‌گفتم شرایط اینجا آن‌قدر خوب است که شاید برخی زندانیان ترجیح بدهند در زندان بمانند».
سفیر پرتغال گفته است: «انتظار نداشتم اینجا این‌قدر شرایط خوب باشد و این بازدید من را تحت تأثیر قرار داد».
سفیر کره جنوبی در پاسخ به سؤالی درباره وضعیت بهداشت و تغذیه زندانیان «با خنده» پاسخ داده است: «البته در این بازدید غذای زندان را تست نکردم اما دیدم شرایط بهداشتی خوبی در زندان حاکم است».
به گزارش خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، سفرای ۴۵ کشور خارجی در ایران روز چهارشنبه ۱۴ تیرماه از بخش‌هایی از بند ۴، کارگاه خیاطی، بهداری و زورخانه زندان اوین بازدید کرده‌اند. تصاویر منتشره از سوی این خبرگزاری نشان می‌دهد که برای سفرای خارجی فرش قرمز پهن شده بود.
این خبرگزاری محل نگهداری زندانیان را «اتاق‌های شش تخته با رو تختی‌های قرمزرنگ و فرش‌های متحدالشکل» توصیف کرده و آن را «راحتی و آسایش» زندانیان دانسته است.
این توصیف در حالی است که بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگاری که به هفت سال زندان محکوم شده و مدتی از دوران محکومیتش را در زندان اوین گذراند، پیش از این در مورد بند ۳۵۰ زندان اوین نوشته بود: «در این اتاق ۱۸ نفریم و به زحمت می‌توان بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران حتی یک لیوان چای نوشید. علاوه بر این، گازوئیل زندان هم گویا ته کشیده است. آب گرم نداریم و چند روزی است به حمام نرفته‌ام».
تقی رحمانی، تحلیلگر سیاسی ساکن فرانسه که خود ۱۳ سال را در زندان اوین سپری کرده و همسرش نرگس محمدی هم‌اکنون در اوین زندانی است در مورد این بازدید به رادیو فردا می‌گوید: «این نوع دیدارها، دیدارهای مهندسی شده است. در این موارد، از قبل بند را آماده می‌کنند، زندانیانی که باید، از بند خارج می‌شوند و یک سری گفتمان‌های ساده را به بعضی از زندانیان آموزش می‌دهند و سپس این دیدار صورت می‌گیرد. چهره زندان‌های ایران نه از زبان مسئولان قضایی، حتی از زبان رئیس مجلس و نماینده‌های مجلس، آن طور نیست که سفیر کره‌جنوبی یا بقیه بازدیدکنندگان می‌گویند».
زندان اوین «کامل‌ترین زندان پایتخت»
زندان اوین را «کامل‌ترین زندان پایتخت ایران» نامیده‌اند، ساخت این زندان سال۱۳۴۰ آغاز شد و ده سال به طول انجامید. بر اساس اسناد، زمین زندان متعلق به سیدضیاء‌الدین طباطبایی روزنامه‌نگار و نخست‌وزیر احمد شاه قاجار بوده است.
زندان اوین پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ توسط سه نهاد سازمان زندان‌ها، وابسته به قوه قضاییه، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران اداره می‌شود. در سال‌های گذشته بحث واگذاری زندان اوین به شهرداری برای تبدیل آن به فضای سبز مطرح شده بود که پس از مدتی منتفی شد.
با این که تاکنون بارها زندانیان، حقوقدانان و سازمان‌های حقوق بشری به وضعیت نگهدای زندانیان در این زندان اعتراض کرده‌اند، با این همه به گزارش خبرگزاری میزان، «اکتاوینو علیمودین» سفیر اندونزی در ایران روز چهارشنبه «امکانات تربیتی و اصلاحی» این زندان را بسیار خوب توصیف کرده و گفته است: «شرایط زندانیان بسیار خوب و رفتاری که با آنها می‌شود بسیار مطلوب است».
این در حالی است که پیش از این کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، در گزارشی از بند هفت زندان اوین گزارش داده بود: «آنجا چهار اتاق دارد که هیچ‌کدام از اتاق‌ها پنجره ندارد و دریچه‌های کوچک اتاق‌ها هم که همسطح کف زمین هستند مسدود شده‌اند».
به نوشته این کمپین، بند هفت زندان اوین «پر از حشرات گزنده مثل ساس است که باعث بروز تشدید بیماری‌های قلبی، تنفسی و پوستی برای زندانیان شده است».
در حالی که ظرفیت زندان اوین هزار زندانی اعلام شده اما گزارش‌ها حاکی است که بیش از پنج هزار زندانی در آن نگهداری می‌شوند.
تقی رحمانی در مورد وضعیت زندان اوین می‌گوید: «حتی سفرایی که در بازدید از اوین شرکت کرده‌اند می‌دانند وضعیت زندان‌های ما این طور نیست. زندان‌ها چندین برابر ظرفیت خود زندانی دارد و نیز بسیاری از حقوق زندانیان به عنوان یک امتیاز قلمداد می‌شود. نرگس محمدی چون حاضر نیست یک تعهد کتبی بدهد، به مرخصی که حقش است، نیامده و بسیاری از زندانیان گمنام هستند که در شرایط خوبی به سر نمی‌برند، چه زندانیان سیاسی یا غیر سیاسی».
«بازدیدی با اهداف حقوق بشری»
کاظم غریب‌آبادی، معاون امور بین‌الملل ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، اهداف این بازدید را «ادعاهای بی‌اساس و واهی برخی کشورها پیرامون مسائل حقوق بشری علیه ایران» دانسته و گفته که سفرا «از شرایط و وضعیت زندان اوین و مددجویان این زندان شگفت‌زده شده بودند».
این در حالی است که به گفته تقی رحمانی، «این نمایش‌ها معنی دیگری هم دارد».
تقی رحمانی می‌گوید: «جواد لاریجانی در مناظره‌های تلویزیونی داخل کشور به نهادهای حقوق بشری شدید حمله می‌کند، از سوی دیگر سفرا را دعوت می‌کند تا نمایش حقوق بشری بدهد».
آقای رحمانی تاکید کرد: «به نظرم سفرا و مقامات هر دو می‌دانند که چه خبر است. کافی است گزارش مقامات رسمی را در مورد وضعیت زندانیان ایران بخوانند. به نظر من رئیس قوه قضاییه برای حل این مسئله باید اقدام عملی انجام بدهد و اقدام عملی هم در سیاست‌های آنها جایی ندارد».
خبرگزاری میزان گزارش خود را با این جملات به پایان رسانده است: «در بازدید از زندان اوین با چشم خود دیدند که در زندان‌های ایران نه خبری از شکنجه است و نه درب‌هایی با قفل‌های بسته».
این خبرگزاری همچنین نوشته است که در زندان اوین «هیچ زندانی‌ای بدون پزشک نمی‌ماند» و «حقوق شهروندی سرلوحه رفتار همه پرسنل با زندانیان است».
این در حالی است که سازمان‌های حقوق بشری در ماه‌های گذشته بارها به «تعلل» در ارائه خدماتی به زندانیان و کافی نبودن خدمات بهداری‌ زندان اعتراض کرده‌اند.

۱۳۹۶ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

به بهانه سال‌روز کشته شدن ندا آقا سلطان

به بهانه سال‌روز کشته شدن ندا آقا سلطان
همین امروز بود! ۳۰ خرداد ۸۸ ساعت ۱۹۹... مردم به دنبال احقاق حق خود در خیابان تجمع مسالمت‌آمیز کرده بودند که ناگهان گلوله خشونت قلب سرشار از امید و آرزوی دختری را شکافت. خیابان کارگر غرق در خون شد. نام آن دختر ندا بود. مردم دنیا شاهد یکی از تراژیک ترین مرگ‌های عصر خود بودند. مرگی برای آزادی، مرگی برای احقاق حق. خون گرم ندا، چهره معصوم اش را سرخ گون کرد. فریاد بمان، بمان استادش در کنار شیون اطرافیان او را بدرقه‌ای تلخ می‌کرد تا خیابان کارگر سنگینی داغ ندا را برای همیشه بر پیشانی‌اش حس کند.


ندا نماینده‌ی نسلی شد که مثل او می‌اندیشید. دختری که آرام ننشست، به خاطر بیان عقیده‌اش به ضرب گلوله پلیس انتظامی کشته شد و دوربین‌ها لحظه‌ی تیرخوردنش را ثبتش کردند. آن قدر از او ترسیدند که سعی کردند به سرعت درباره‌اش فیلم بسازند تا حقیقت را پنهان کنند.
 با کشته شدن او، فقط یک نفر کشته نشد: نسلی از انسان‌هایی که می‌توانستند به مادربزرگ شجاع‌ و سربلندشان افتخار کنند، هرگز به دنیا نیامدند. اما خوشبختانه، شجاعت و سربلندی آموختنی‌ست و ندا فقط به خانواده‌ی خودش تعلق ندارد. کودکان نسل‌های آینده‌ در کتاب‌های درسی او را خواهند شناخت...

۱۳۹۶ خرداد ۲۸, یکشنبه

انتقاد مراجع تقلید از روحانی: مبنای ولایت رأی مردم نیست

چهارشنبه هفته گذشته، حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی به مناسبت نوزدهم ماه رمضان سخنانی در جمع پزشکان درباره حضرت علی و شیوه حکومت او ایراد کرد که اکنون اعتراض گروهی از آیات عظام را برانگیخته است. روحانی گفته بود:
« حکومت علی با خواست و اصرار مردم تشکیل شد و این در حالی بود که ایشان در برابر اصرار مردم به آنها فرمودند که حکومت عدل من برای شما سنگین است و باید به سراغ فرد دیگری بروید، اما در عین حال این را نیز گفتند که اگر شما مردم فرد دیگری را انتخاب کنید، من در اطاعت از او که شما مردم آن را برگزیدید، اولین نفر خواهم بود.»
ناصر مکارم شیرازی، یکی از مراجع تقلید قم در واکنش به این سخنان، حسن روحانی را متهم کرده که نظام اسلامی را وارونه نشان داده است:
«یکی از دولتمردان گفته است مبنای ولایت از دیدگاه امام علی نظر مردم بود و دموکراسی میراث این امام معصوم است، این حرف عجیبی است، او یک صفحه از نهج‌البلاغه را دیده و بقیه را ندیده است. ولی را باید خداوند تعیین کند. نباید بگوییم حاکم را رأی مردم تعیین می‌کند. دموکراسی برای غرب است. در آمریکا افراد با ثروت و تبلیغات، مغز مردم را شست‌وشو می‌دهند و رأی می‌آورند. امام با رأی مردم انتخاب نمی‌شود و نباید با یک صفحه نهج البلاغه، نظام حکومتی اسلام را دگرگون نشان بدهیم.»
علی خامنه‌ای شامگاه ۲۲ خرداد ضیافت افطاری برگزار کرده بود و سران قوا و گروهی از کارگزاران بلندپایه نظام را هم به این ضیافت دعوت کرده بود. رهبر جمهوری اسلامی در این ضیافت پرپیامد، از «تفسیرهای غلط از رأی مردم» و «تلاش برای تقسیم کردن مردم» و «دو قطبی کردن» جامعه انتقاد کرده و این اقدامات را به رفتار نخستین رئیس جمهوری ایران، ابوالحسن بنی‌صدر تشبیه کرده بود. بعد از این ضیافت بود که اختلافات بر سر اینکه حاکم کیست و حاکم را چه کسی انتخاب می‌کند – مردم یا خدا – اوج گرفته است.
محمد تقی مصباح یزدی نیز در واکنش به سخنان روحانی، رئیس جمهوری اسلامی را تلویحاً به کفرگویی متهم کرده است:
«برخی به صورت رسمی می‌گویند علی حکومت برخی را پذیرفت چون رأی مردم بود و بعد گفت هر که را شما قبول دارید من هم قبول دارم. آیا جریان اینگونه بوده است؟ بین ایمان و کفر و ثواب و خطا دیوار آنچنانی وجود ندارد و انسان باید هوشیار باشد، قرآن درباره برخی از کسانی که پشت سر پیامبر نماز می‌خواندند می‌فرماید این‌ها به کفر نزدیک‌تر هستند تا این که به ایمان نزدیک باشند، باید سعی کنیم که مسائل به خوبی تبیین شود. گاهی کار به جایی می‌رسد که مقام بزرگ مسئولی در کشور می‌گوید خود علی اعلام کرد که هرچه مردم بگویند من هم همان را می‌گویم و اگر مردم با کسی بیعت کردند من هم این کار را می‌کنم و این کار را انجام داد.»
 حسین نوری همدانی یکی دیگر از مراجع تقلید در دیدار با گروهی از بسیجیان، حسن روحانی را تلویحاً به خیانت و توطئه متهم کرده است:
«کسانی که سخن اختلاف‌انگیز بزنند و جامعه را دوقطبی کنند و کشور را از وحدت که از ضروریات جامعه امروز ما است دور کنند بی‌تردید در حال خیانت هستند. این کشور ولی فقیه دارد، اما عده‌ای در سخنرانی‌ها مکرر از امام و ولی فقیه صحبت می‌کنند، ولی در عمل خلاف فرمایش ایشان انجام می‌دهند. اگر معنای ولی فقیه را نمی‌دانید حداقل به درس‌های ولایت فقیه امام مراجعه کنید تا بفهمید ولی فقیه چیست و چه اختیاراتی دارد.»
علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در این کارزار که یک سویه آن هم به اهل تسنن برمی‌گردد در مقام دفاع از رئیس جمهوری اسلامی برآمده است. مطهری در یادداشتی در پاسخ نوشته است:
« مشروعیت امامت به معنی مورد نظر شیعه، از ناحیه خدا و رسول خداست،‌ اما شرط تحقق یک شاخه آن یعنی زعامت سیاسی و رهبری جامعه، رأی و نظر مردم و به عبارت دیگر مقبولیت شخص امام نزد مردم است.»
حسن روحانی بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سخنرانی‌های مکرر اعلام کرده است که مردم به راه و روشی که او پیشنهاد داده رأی داده‌اند. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در ضیافت افطار با سران قوا و کارگزاران بلندپایه نظام درباره نحوه مدیریت کشور گفته بود اداره صحیح کشور در وهله اول نیازمند مشخص شدن «ملاک‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری» و در مرحله بعد، نیازمند «استفاده از تجربه‌های ۳۸ سال گذشته» است. به یک معنا: این ولی فقیه است که ملاک‌های تصمیم‌گیری را تعیین می‌کند. در هفته‌های گذشته امامان جمعه در خطبه‌های نماز جمعه به روحانی هشدار داده بودند که از ولی فقیه «جلو نیفتد.»

۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

خر خودتی آخوند حرامزاده ....

پشت پرده ها:
🔔🔔👌👌👌چند نکته که باید در مورد آن فکر کرد:
1.انتحاری حرم امام به جای اینکه وسط جمعیت خودشو منفجر کنه، توی حیاط و جای خلوت خودشو منفجر کرده
2.دو نفر توی مجلس یک ساعته دارند تیراندازی میکنند و هنوز گلوله دارند
3.ورود به مجلس با چندتا اسلحه بزرگ , مشکوکه
4.انتحاری حرم امام یک زن بوده
5.مجری خبر شبکه شش اعلام کرد بیشتر مصدومان از ناحیه کمر به پایین گلوله خوردند
6.عکسی که از ظاهر مهاجم مجلس منتشر شده شباهتی به داعش نداره
77.مدل حمله به مدل حمله های داعش نمی خوره، داعشی ها فکرمی کنند که هر چه بیشتر بکشند، تو بهشت بیشتر رستگار می شوند چون از تعداد کافران روی زمین کم کرده اند
8.چرا عوامل تروریستی۱۴ء۱۵۵خرداد که حرم خمینی شلوغ بود،سر و کله‌شان پیدا نشد؟؟
♦️♦️♦️میگن داعش مسئولیت رابر عهده گرفته، انگار سریع به حرف اربابانش گوش کرد, به نظر میاد اتاق فکر داعش در ایران و اتاق‌های فوق سری سپاه است.
♦️♦️این اگه داعش و حمله تروریستی بود، می رفت خودش را وسط جمعیت مثلا تو مترو منفجر می کرد، که واقعا ترور و ترس ایجاد کنه, در ضمن فرد تروريست تير به پا نمي زنه
📣📣📣‏داعش درحالی مسئولیت ⁦ حملات امروز تهران ⁩ رابرعهده گرفته که برخی حمله کنندگان سیانوربهمراه داشته‌اند/داعشی‌ها تاکنون هرگزازسیانوراستفاده نکرده اند
با اینکار دیگه خیالشون راحت شد که کسی حتی از ۵۰۰ متری مجلس هم رد نمیشه !
🔔🔔🔔ملت فریب این بازیها را نخورید
حمله کنندگان کشته شدند. به نظرمی آید کار خود نظام و بازیهای درون گروهی نظام بوده و گرنه سعی میشد انها را زنده بگیرند و در تلویزیون از انها شو تلویزیونی بگیرند.
 میخواهند بگویند ما صاحب اقتداریم، اگر آن حمله کنندگان قصد تخریب قبر خمینی را داشتند، روز ۱۴ خرداد این کار را میکردند که شلوغ بود، اگر داعشی بودند، وسط جمعیت روز ۱۴ خرداد، عده زیادی را منفجر می کردند، نه در گوشه خلوتی از حرم که کمترین خسارت زده شود.
و اگر قصد ورود به طویله اسلامی را داشتند به ساختمان مرکزی یورش میبردند نه به ساختمان اداری
 درتصویرنگاه کنید چراباهم فرق دارن

۱۳۹۶ خرداد ۱۱, پنجشنبه

نامه آتنا دائمی به مناسب پایان ۵۴ روز اعتصاب: اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم

نامه آتنا دائمی به مناسب پایان ۵۴ روز اعتصاب: اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم

خبرگزاری هرانا – آتنا دائمی کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین امروز با محقق شدن مطالبه اش به ۵۴ روز اعتصاب غذای اعتراضی خود پایان داد. خانم دائمی به همین مناسبت نامه ای سرگشاده خطاب به افکار عمومی نوشته است که عینا در پی می آید. او در این نامه از دلایل اعتصاب غذا و آنچه گذشت سخن گفته و از همه افرادی که از او در این مدت حمایت کردند قدردانی کرده است.
متن کامل نامه آتنا دائمی به مناسبت پایان اعتصاب غذایش را در ادامه به نقل از هرانا بخوانید:
اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم، ابتدا پدرم را مورد آزار قرار دادند و بعد در پرونده جدید خواهرانم را به حبس محکوم کردند، حبسی ناعادلانه و کاملاً خلاف قوانین خودشان، تنها برای آزار و سکوت من. به عالیجنابان گفته بودم چه یک روز و چه یک سال،چه تعلیق و تعزیر بودن آن تفاوتی ندارد به نفس عمل گروگان گیری خانواده زندانی سیاسی و جانباخته راه آزادی اعتراض خواهم کرد و در این راه از مرگ هراسم نیست و مرگ اخرین سنگرم!
خواستم صدای تمام کسانی باشم که در تمام این سال ها خانوادگی گرفتار ظلم و جور شدند، خواهرانم بهانه ای بودند تا صدای مریم و رضا اکبری منفرد باشم که سی و نه سال پیش چهار خواهر و برادرشان تیرباران و امروز آن ها به جرم دادخواهی در زندانند،مریمی که بعد از هشت سال حبس بی مرخصی به تازگی توسط مامورین امنیتی احضار و تهدید به حبس مجدد شده ،گویی سایه ١۵سال حبس ناعادلانه مادر بر سر سه دختر نوجوانش کم است! خواستم صدای فاطمه مثنی باشم که ١٣ساله بود زندانی شد و سه برادرش اعدام شدند و حالا باز هم او و همسرش حسن صادقی هر کدام با١۵سال حبس در زندانند،خواستم صدای فریبا کمال آبادی و مهوش شهریاری باشم که ١٠سال از حبسشان مى گذرد و حتی نتوانستند در ازدواج فرزندانشان حضور یابند، خواستم صدای مادران زندانی باشم،صدای الهام فراهانی و عادل نعمیمى زوج زندانی که به تازگی پسرشان شمیم را بعد از ۴سال از زندان بدرقه آزادی کردند. خواستم صدای آزیتا رفیع زاده و پیمان کوشکباغی باشم که تنها فرزند ٧ساله شان بشیر بین اوین و رجایی شهر سرگردان است و خاطرات کودکی اش در زندان به ثبت میرسد!خواستم صدای مهدی وحسین هنرمندی باشم که برادرانه با هم حبس میکشند و اگر هنربند بودند و آلت دست دولتمردان ،قطعاً حالا آزاد بودند و صدای سازشان گوش دنیا را کر کرده بود!خواستم صدای زوجهای زندانی چون آفرین نیساری و کارن وفاداری باشم که اوین شده خانه مشترکشان، صدای آرش و گلرخ، آرشی که با داغ قتل مادر توسط امنیتی ها حالا زندگی مشترکش با گلرخ با حبسی سنگین بر دوش زیر سقف بندهای اوین سپری میشود، خواستم صدای خانواده دانشپورها باشم، صدای پدر و مادر بهنود رمضانی که پرسیدند چرا فرزندمان کشته شد و به حبس محکوم شدند، خواستم صدای منصوره بهکیش باشم که پرسید چرا ۶خواهر و برادرم تیرباران شدند و قبرشان کجاست اما با حبس سنگین پاسخ شنید یا خانواده زینالی که پرسیدند سعیدمان کجاست ولی بازداشت و زندانی شدند،خواستم صدای مادرمان شهناز باشم که گفت پسرم را کشتید و حالا به جای مجازات آمران و عاملان قتل مصطفی ، زندانیان سیاسی را ازاد کنید اما خودش یکی از آنها شد،خواستم صدای پیمان عارفی باشم که مظلومانه مادر و همسرش را در راه ملاقات زندان از دست داد یا مادر محسن قشقایی،خواستم صدای زانیار و لقمان مرادی باشم زانیاری که حبس بی ملاقات را به عذاب پدر و مادر ترجیح میدهد و جوانی اش زیر تیغ اعدام چه تلخ میگذرد!خواستم صدای تک تک زندانیان کردی باشم که غیورانه برای حفظ حرمت و نامرس و برای دور نگه داشتن خانواده از افکار پلید و تهدیدهای امنیتی به هر شکنجه و اعتراف اجباری تن دادند و راهی چوبه دار شدند،عزیزانی چون برادران دهقانی و بهرام و شهرام و حامد احمدی،و چه تلخ آمار بازداشت طایفه حسین پناهی ها در کردستان روز به روز افزایش می یابد!!!خواستم صدای مریم النگی باشم که همسرش محسن دکمه چی از بی توجهی در زندان جان داد و حالا مریم به خاطر توجه به همسرش در زندان است،خواستم صدای شبنم و فرزاد مددزاده ، ژیلا بنی یعقوب و بهمن امویی، نیکا و نوا خلوصی، کیوان و کامران رحیمیان و فاران حسامی باشم،صدای شمیس مهاجر و شهاب دهقان و خواستم صدای پرستو فروهر و معصومه دهقان باشم صدای سیامک و باقر نمازی محبوس در انفردای!

خواستم صدای تک تک کسانی باشم که از عدم امنیت ، پس از ازادی ترک وطن کردند ، چه کسی جز آنها و خانواده هایشان عمق سختی های تبعید اجباری را درک کردند؟!من با تمام وجود حتی خواستم صدای شکسته شدن سنگ قبر مادر شاهین نجفی باشم تا بگویم نه تنها ما منتقدین و مخالفین و زندانیان سیاسی در عدم امنیت به سر میبریم بلکه اعضای خانواده مان نیز علاوه بر تهدید و توهین و فشارهلی ناشی از آزار عزیزانشان تحت خطر بازداشت و حبس هستند.

پنجاه وچهار روز پیش در حالی اعتصاب غذاین را شروع کردم که نمیخواستم بار مضاعفی بر دوش هم بندیان درد کشیده ام باشم اما در آن روزهایی که تشنه قطره ای آب بودم، میدیدم که آنها هر روز و هر لحظه با تهوع های مداومم با من زندگی را بالا اوردند!شرمسار بودم از دیدن درد کشیدنم،فریادهای اعتراضشان به بی توجهی مسئولین و بهداری اوین به وضعیت جسمانی ام دیوارهای بند را لرزاند، تهدید و تنبیه شدند اما تنهایم نگذاشتند،در برابر یک به یک آنها سر تعظیم فرود می آورم.
پنجاه و چهار روز در حالی در اعتصاب غذا بودم که علاوه بر وخامت حالم پله های دادسرا و دادگاه ر بی تفاوتی مسئولین به وضعیتم، تازیانه ای شد بر تمام وجود اعضای خانواده ام، خانواده ای که ذره ذره با من آب شدند ولی با مقاوت کم نظیرشان و با همراهی شجاعانه شان ایستادند و صدایم شدند، از سوی وزارت اطلاعات تهدید شدند اما همچنان همراهی ام کردند، بوسه میزنم بر پاهای خسته پدرم و دستان مادرم که مادرانه مینوشت، بوسه میزنم بر چشمان اشکبار خواهرانم که نمیخواستند به خاطر انها اسیب ببینم ولی در واقع آنها بودند که به خاطر من، به خاطر آزار من مورد هدف شکارچیان سیری ناپذیر قرا گرفتند،ممنونم که همراهم بودند.
آری من خواستم صدای بی صدایان باشم اما در اوج تب و تاب انتخابات بود که زیر بار تبلیغات له شدم و این شما مردم شریف بودید که فریادم شدید و همراه و هم صدا با من و خانواده ام شدید، شما عزیزانی که نمیشناسم و شاید هرگز نشناسم یا دوستان و رفقایی ناب که همواره در کنارم بودند،اگر نبودید حالا بعد از پنجاه و چهار روز موفق نمیشدم،قطعا از خیلی ها باید نام ببرم و قدردانی کنم اما به خاطر امنیت معذورم!
پنجاه و چهار روز گذشت و من نه، در واقع شما پیروز شدید، با حمایت گسترده، با قلم هایتان، با فریادتان،با شعر و ترانه و نقاشی و به هر طریق ممکن پیروزی را رقم زدید، که برای همه ما شیرین است، از تمامی نهادهای حقوق بشری ممنونم.
من پس از پنجاه و چهار روز اعتصاب غذا به همراه شما موفق شدم که حکم تبرئه خواهرانم را به دست آورم و این آغاز راه است، آغاز راه ایستادن در برابر آزار و اذیت خانواده های زندانیان سیاسی یا خانواده های جانباختگان.
با کسب موفقیتی که با حمایت شما عزیزان و سروران میسر شد امروز٩۶/٣/١٠به این اعتصاب غذا پایان خواهم داد و از تک تک عزیزان همراه تشکر و قدر دانی می کنم.
به امید آزادی
آتنا دائمی
٩۶/٣/١٠
 بند زنان زندان اوین

۱۳۹۶ خرداد ۳, چهارشنبه

تهدید وزارت اطلاعات: مریم اکبری منفرد دست از پیگیری کشتار ۶۷ بردارد

به گزارش سازمان عفو بین الملل، مریم اکبری منفرد زندانی عقیدتی تهدید شده تا دست از پیگیری اعدام خواهر و برادرانش در دهه ۶۰ بردارد و در غیر این صورت با افزایش مدت حبس و تبعید مواجه خواهد شد.
عفو بین الملل که یک سازمان بین‌المللی در حوزه حقوق بشر است روز دوشنبه اول خرداد در بیانیه‌ای خبر داده که ماموران وزارت اطلاعات پس از احضار حسن جعفری، همسر مریم اکبری منفرد، خواستار پایان دادن به نامه‌نگاری‌های خانم اکبری منفرد شده‌اند.
ماموران وزارت اطلاعات تهدید کرده‌اند که این زندانی با سه سال افزایش حکم زندان و تبعید به زندانی در استان سیستان و بلوچستان مواجه خواهد شد.
خانم اکبری منفرد در دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. او به ۱۵ سال زندان محکوم شده و از زمان بازداشت حق استفاده از مرخصی را نداشته است.
اتهام اصلی مریم اکبری منفرد هواداری از سازمان مجاهدین خلق است اما حسن جعفری، همسرش پیش از این اعلام کرده که خانم اکبری یک زن خانه‌دار و مادر سه دختربچه بوده که تنها ارتباطش با سازمان مجاهدین خلق، چند تماس تلفنی با خواهر و برادرش در «کمپ اشرف» در عراق بوده است.
سه خواهر و یک برادر مریم اکبری منفرد نیز در کشتار ۱۳۶۷ اعدام شده‌اند.
او پس از انتشار فایل صوتی آیت‌الله حسینعلی منتظری در تابستان سال گذشته، از زندان اوین شکایتی رسمی در دادسرای تهران ثبت کرد و خواهان تحقیق پیرامون جزئیات اعدام خواهر و برادرانش و اعلام محل دفن آنها شد.
فایل صوتی منتشر شده مربوط به دیدار آقای منتظری با اعضای گروه موسوم به «هیات مرگ» در سال ۱۳۶۷ است.
منتظری در این دیدار خطاب به مرتضی اشراقی (دادستان)، حسینعلی نیری (حاکم شرع)، ابراهیم رئیسی (معاون دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده اطلاعات در اوین) می‌گوید، اعدام های گسترده زندانیان سیاسی بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی است و تاریخ از آنها به عنوان جنایتکار یاد خواهد کرد.
ابراهیم رئیسی امسال کاندیدای ریاست جمهوری بود و مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت حسن روحانی است.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه

امنیت یعنی چه؟


امنیت وقتی است که کودک کارتنخواب و دستفروش شب گوشه خیابان نخوابد و
یازده افغان بهش تجاوز نکنه و امنیت داشته باشد امنیت یعنی زن بی سرپرست فاحشگی نکند برا پولی که خرج لبنان میشه، امنیت یعنی وقتی پول میذاری تو جایی نری ببینی پول با جاش نیست، امنیت یعنی وقتی بچه ات میره کلاس قرآن قاری رهبر با پارگی نیاد خونه، امنیت یعنی وقتی شکایت میکنن تهدید به مرگ نشن،
امنیت یعنی شب جایی بخوابی امن مثل قبر ولی بذارن بخوابی نه اینکه نیروی نظامی بع فرماندهی کل قوا بیان با کتک از تو قبر بکشن بیرون ، یعنی وقتی کسی کولبری, میکند با تیر کشته شود تا پولبری آسان شود
امنیت یعنی وقتی بیرون میری با صورت اسیدپاشی شده برنگردی و پیگیری حداقل بشه توسط سربازان گمنام، امنیت یعنی اعراب مهم تر از ایرانی هان، امنیت یعنی بعد از انتقاد بازداشت شوی و در بازجویی مورد تجاوز قرار گیری
امنیت یعنی هجوم به مهمانی و پستوی خانه ها و حریم خصوصی افراد
امنیت یعنی شلاق خوردن یک نفر به خاطر احکام دین فرد دیگر
امنیت یعنی وقتی با هزار امید بهر اندک نانی با اندک اموالی کنار خیابان برای فروش نشسته ای کتک خور نشوی و اموالت غارت نشود و بعد هم از شدت جراحات کشته نشوی
امنیت یعنی توی فرودگاه عربستان مورد تجاوز قرار گرفتن و اگه تجاوز شدی دولت پیگیری کنه نه اینکه مذاکره برای سفر بیشتر،
امنیت یعنی کارگر معدن برای گرفتن حقوق ماهانه اش توسط ناجا و قوه قضا شلاق نخورد
امنیت یعنی پول که میدی برنج ارسنیک دار و روغن پالم دار و گوشت فاسد و مرغ هورمونی و سبزی فاضلاب و میوه مسموم رو توی پراید بیست میلیونی نا امن و هواپیمای در حال سقوط و قطار نخوری و کسی جواب گو نباشه!
امنیت یعنی سب النبی اعدام و اعتراف به نوزده تجاوز تبرئه شود،
امنیت یعنی فروش کلیه و نوزاد به دنیا آمده برای فروش،
امنیت یعنی سقف خراب مدارس و گنبد طلای حرم، امنیت یعنی نداشتن گاز در نصف ایران و صدور نفت به روسیه، امنیت یعنی برای حفظ ابروی دزدان نظام لاپوشانی کردن دزدی هاشان
و خنده داره متشکر از کسانی باشیم که به کشور و ناموس ایرانی تجاوز کرده اند به خاطر اینکه نمیذاره بقیه تجاوز کنن و خودش تنهایی می خواهد به دزدی و تجاوز و اعدام ادامه بده
ضمنن امن ترین کشور دنیا کره شمالی است!!!!
و در زمان پهلوی ابر قدرت و امن ترین کشور آزاد بودیم
ضمنن در همه جای دنیا پول و قدرت در اختیار عده ای قرار میگیرد تا امنیت را که وظیفه اصلی شان است بی منت تامین کنند
سی و نه سال تجاوز داعش بس نیست!!!

















۱۳۹۶ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

حکومت اسلامی حکومت "دکتر آیت الله سردار"هاست.

دکتر کاندیداها و مشکل آنان با دکترایشان
 چهار دکتر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم: دکتر اسحاق جهانگیری، دکتر آیت الله ابراهیم رئیسی، دکتر حجت الاسلام حسن روحانی ، دکتر سردار محمدباقر قالیباف. آیا عنوان دکتری‌شان واقعی است؟
 ◄حکومت اسلامی حکومت "دکتر آیت الله سردار"هاست. از حکومتیان کسانی که تیتر آیت الله یا سردار را ندارند، کوشش می‌کنند دست کم لقب دکتر را داشته باشند. در هنگامه‌هایی چون انتخابات بحث‌هایی درباره لقب دکتر درمی‌گیرد. دکترها دست هم را رومی‌کنند، و آنهایی که دکتر نشده‌اند، از کسانی که دکتر شده‌اند، می‌خواهند که مدرکشان را رو کنند. این فرصتی است برای منتقدان، دانشگاهیان و دانشجویان برای دست گذاشتن بر روی یکی از جنبه‌های فساد در نظام ولایی.
از رجالی که شورای نگهبان آنان را برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶۶ صالح تشخیص داده است، چهار نفرشان دارای دکترای مشکوک هستند: دکتر اسحاق جهانگیری، دکتر حجت الاسلام حسن روحانی، دکتر آیت الله ابراهیم رئیسی، دکتر سردار محمدباقر قالیباف.
 در شبکه‌های اجتماعی بحث درباره دکترای این رجال بالا گرفته است. روحانی در دور قبل هم که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده بود، با مشکل شک درباره دکترایش مواجه بود. 
 راحت‌ترین کار برای رفع شک، انتشار رساله دکتراست که بنابر یک هنجار دانشگاهی نمره قبولی آن به صورت همیشگی تثبیت شده نیست و اگر کسی ثابت کند که در آن تقلبی صورت گرفته، آن نمره باطل می‌شود و عنوان دکترا از فرد متقلب پس گرفته می‌شود.
 بنابر گزارش سایت "الف"، یک گروه دانشجویی تصمیم به بررسی دکترای دکتر حجت الاسلام حسن روحانی گرفته است. اما تکلیف دکتر آیت الله ابراهیم رئیسی، دکتر سردار محمدباقر قالیباف، و دکتر اسحاق جهانگیری چه می‌شود؟ در شبکه‌های اجتماعی این خواست طرح شده که: آقایان دکاتر، رساله‌تان را منتشر کنید!
منشأ شک به دکترای حکومتیان
 "دکتر" یک عنوان دانشگاهی است که در پایان دوره نهایی دانشگاهی به دانشجویی اعطا می‌شود که با یک کار تحقیقی ثابت کند که به اصول و مبانی تحقیق در رشته خودش آشناست، یک موضوع را می‌تواند به صورتی عمیق و همه جانبه بررسی کند و سطح تحقیق در آن موضوع را از آنچه هست فراتر برد. کار تحقیقی بر روی موضوع دکترا کاری شاق و زمان‌بر است و در دانشگاه‌های جدی به طور متوسط میان ۳ تا ۶ سال وقت می‌برد. (نگاه کنید به عنوان نمونه به دایره المعارف ویکیپیدا، مقاله درباره دکترا به انگلیسی و به آلمانی).
 در مورد دولتمردان جمهوری اسلامی این سؤال مطرح شده است: چگونه آنان ضمن داشتن مسئولیت‌های تمام وقت توانسته‌اند دکتر شوند؟ مثلا محمود احمدی‌نژاد، در دوره‌ای دکتر می‌شود که در شهرهای ماکو و خوی فرماندار بوده است.
 رساله دکترای این دولتمردان در دسترس نیست. علاوه بر این آنان یا تألیفاتی ندارند، یا اگر مقاله‌ای می‌نویسند یا جایی سخنرانی می‌کنند، این شک را برمی‌انگیزانند که چگونه کسی با علم و اصول تحقیق آشناست، اما حرف‌هایی می‌زند که فردی با تحصیلات درست دبیرستانی هم نباید چنان چیزهایی بگوید. موضوعی که استاد دکتر مهندس احمدی‌نژاد درباره تولید انرژی اتمی در آشپزخانه طرح کرد، از این گونه حرف‌هاست. هم اکنون دکتر کاندیداها نظراتی درباره اقتصاد طرح می‌کنند، که درباره آشنایی آنان با جمع و تفریق شک برمی‌انگیزد (در این باره نگاه کنید به انتقاد صادق زیباکلام).
 همه دکتر-دولت‌مردان جمهوری اسلامی این مشکل را هم دارند که زبان خارجی نمی‌دانند و مثلا از پس یک مکالمه ساده به زبان انگلیسی هم برنمی‌آیند، در صورتی که تسلط به زبان خارجی شرط تحصیل دانشگاهی در مقطع دکتراست...

۱۳۹۶ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

ابراهیم رییسی، در سودای «ولایت» با ۳۸ سال سابقه جنایت


ابراهیم رییسی، در سودای «ولایت» با ۳۸ سال سابقه جنایت
.
 این روزها نام ابراهیم رییسی بیش از گذشته در سپهر سیاسی حکومت اشغالگر اسلامی مطرح شده است. مطرح بودن نام او برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، احتمال نشستن بر صندلی خالی اکبر هاشمی رفسنجانی در ریاست “مجمع تشخیص مصلحت نظام” و بالاخره مهم‌تر از همه، یکی از جدی‌ترین گزینه‌های جانشینی علی خامنه‌ای، همه و همه باعث شده تا رییسی اینک در کانون توجه تحلیلگران و افکار عمومی قرار گیرد. اما این روحانی ۵۶ ساله کیست؟ در پشت این چهره بی‌احساس، کم‌حرف و تندخو چه کسی نشسته است؟
.
سیدابراهیم رییس‌السادات (معروف به رییسی) سال ۱۳۳۹۹ فرار تازی در محله نوغان مشهد متولد شد. پدرش را که روحانی بود در پنج سالگی از دست داد. در پانزده سالگی به طلبگی روی آورد و ابتدا در مدرسه نواب و سپس تا سال ۱۳۵۴تازی در حوزه علمیه موسوی‌نژاد در مشهد به تحصیل حوزوی پرداخت. پس از آن، عازم حوزه علمیه بروجردی در قم شد و در آنجا با شماری از روحانیون انقلابی و رادیکال همنشین گردید. در طی سال‌های طلبگی، او شاگرد روحانیون شناخته‌ شده‌ای همچون مرتضی مطهری، سیدعلی محقق داماد، علی مشکینی، حسین نوری همدانی و ابوالقاسم خزعلی بود.
.
بعد از شورش سال ۱۳۵۷۷تازی ابراهیم رییسی، مسیر متفاوتی را از سر گذراند و خیلی زود در مسیر نزدیکی هرچه بیشتر به هسته اصلی قدرت و ماشین سرکوب در نظام تازه‌ تاسیس حکومت اشغالگر اسلامی قرار گرفت.
.
آغاز آدم‌کُشی پیش از بیست سالگی؛ تداعی‌گر اعدام و سرکوب!
.
سیدمحمد بهشتی، از روحانیون پرنفوذ، بلافاصله بعد از شورش سال ۱۳۵۷۷تازی با هدف کادرسازی برای مدیریت نظام، یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰ نفر! از طلاب قم در “مدرسه عالی مطهری” بر پا کرد. این ۷۰ نفر!، کسانی بودند که به نظر بهشتی، از ویژگی‌های لازم برای تصدی مسوولیت در حکومت برخوردار بودند و ابراهیم رییسی جوان نیز یکی از این افراد بود. حسن آیت، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی خامنه‌ای از جمله مدرسان این دوره به شمار می‌رفتند. محمد بهشتی که ابراهیم رییسی را پسندیده بود در تاسیس دفتر “حزب جمهوری اسلامی” در استان خراسان نیز از این روحانی جوان کمک گرفت.
.
 آن‌گونه که در بیوگرافی رییسی نوشته شده، وی در نخستین روزهای استقرار حکومت اشغالگر اسلامی با دعوت شیخ هادی مروی، نماینده خمینی در شهر مسجد سلیمان، عازم این شهر شد و «کلید ارتباط وی با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همان‌جا زده شد». مسجد سلیمان در آن روزها یکی از پایگاه‌های نیروهای چپ‌گرا به شمار می‌رفت که با حضور امثال رییسی و هادی مروی، این گروه‌ها به شدت سرکوب و بسیاری از آنها اعدام شدند.
.
.
 ابراهیم رییسی کمتر از دو سال بعد و در آستانه بیست سالگی ابتدا به عنوان “دادیار کرج” و سپس با حکم علی قدوسی “دادستان کل انقلاب“ به عنوان دادستان همین شهر منصوب شد. بعد از انقلاب اسلامی و سپس آغاز جنگ ایران و عراق، بسیاری از فعالان سیاسی به ویژه از شهرهای جنوبی به کرج در نزدیکی پایتخت مهاجرت کرده بودند و برخی تحرکات سیاسی در این شهر آغاز شده بود. از این رو حضور فردی بی‌رحم در قلع و قمع مخالفان سیاسی در کرج برای حکومت انقلابی حیاتی بود.
.
 رییسی چندی بعد به صورت هم‌زمان و با حفظ سمت، به عنوان “دادستان همدان” نیز منصوب شد. او با توجه به فاصله حدودن ۳۴۰ کیلومتری این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان به سر می‌برد تا این‌که بعد از چهارماه از کرج دل کند و به طور کامل در همدان مستقر شد.
.
رییسی تا سال ۱۳۶۳۳تازی به عنوان “دادستان استان همدان” مشغول به فعالیت بود. او در سال ۱۳۶۴تازی در اوج سرکوب منتقدان و مخالفان سیاسی توسط حکومت به سمت “جانشین دادستان انقلاب تهران” منصوب شد و سه سال بعد در تابستان ۱۳۶۷تازی به عنوان عضو «هیات مرگ» منصوب خمینی گجستک، و در کنار نیری، پورمحمدی و اشراقی، اعدام مخفیانه چندین هزارکس از زندانیان سیاسی را در کارنامه‌ی خود ثبت کرد.
.
طبق اسناد موجود در وب‌سایت “جماران“، روز اول دی‌ ۱۳۶۷۷تازی رهبر وقت حکومت اشغالگر اسلامی که چند ماه بیشتر از عمرش باقی نمانده بود، طی حکمی ضمن انتقاد از اینکه «پرونده‌‏هایی در شورای عالی قضایی راکد مانده» و «اجرای حکم خدا تأخیر افتاده است» دستور داد تا تمامی این پرونده‌ها در اختیار حجت‌الاسلام حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت در زندان اوین) و ابراهیم رییسی قرار گیرد تا این دو «هرچه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند» چرا که «درنگ جایز نیست».
.
 خمینی تنها ده روز بعد نیز در حکمی دیگر، به حسینعلی نیری و ابراهیم رییسی ماموریت قضایی داد تا «به گزارش‌های شهرهای سمنان، سیرجان، اسلام‌آباد و دورود رسیدگی کنند» و «با دقت و سرعت آنچه حکم خداست» اجرا نمایند. رهبر وقت حکومت اشغالگر اسلامی روز ۲۳ دی ماه نیز بار دیگر از نیری و رییسی خواست تا «حکم خدا» را به اجرا درآورند.
.
 خمینی چند ماه بعد از این احکام پیاپی درگذشت اما این تنها آغاز راه ابراهیم رییسی بود. او بلافاصله بعد از آغاز رهبری علی خامنه‌ای و وقوع برخی جابجایی‌ها در سِمَت‌های مهم حکومت، با حکم شیخ محمد یزدی، رییس وقت “قوه قضاییه” در ۲۹سالگی به سمت “دادستان تهران” ارتقا یافت و برای مدت پنج سال تا سال ۱۳۷۳تازی در این مقام باقی ماند. پس از آن، برای ده سال (۱۳۷۳-۱۳۸۳) به ریاست “سازمان بازرسی کل کشور” منصوب شد و ده سال بعدی را نیز (۱۳۸۳-۱۳۹۳) “معاون اول قوه قضاییه” بود. وی بعد از آن با حکم صادق لاریجانی به سِمَت “دادستان کل کشور” منصوب شد و این سمت را نیز نزدیک به دو سال بر عهده داشت.
 .
سیدعلی خامنه‌ای در آخرین حکم خود برای ابراهیم رییسی، در روز ۱۷ اسفند ۱۳۹۴تازی وی را به سمت “تولیت آستان قدس رضوی” منصوب کرد تا او جانشین عباس واعظ طبسی شود که چند روز قبل از آن در سن ۸۰سالگی از دنیا رفته بود.
.
سال ۱۳۶۷فرار تازی و «هیأت مرگ»: خشم و کینه انقلابی!
.
در تابستان ۱۳۶۷۷تازی و به دنبال فرمان خمینی، هزاران کس از زندانیان سیاسی عمدتن در زندان‌های اوین تهران و گوهردشت کرج اعدام شدند. ابراهیم رییسی که در آن زمان “معاون دادستان تهران” بود، همراه با حسین‌علی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران) و مصطفی پورمحمدی (معاون و نماینده وزارت اطلاعات) اعضای کمیته‌ مرکزی تصمیم‌گیرنده در خصوص این اعدام‌ها موسوم به “هیات مرگ” بودند. این هیات از سوی خمینی ماموریت یافته بود تا تکلیف آن دسته از زندانیان سیاسی را که همچنان “سر موضع” بودند، روشن کند و بدین‌منظور اغلب بین دو زندان یادشده، در رفت و آمد بود.
.
.
منتظری در خاطرات خود می‌نویسد:
 «اول محرم شد؛ من آقای نیری، آقای اشراقی، آقای رییسی و آقای پورمحمدی را خواستم و گفتم “الان محرم است حداقل در محرم از اعدام‌ها دست نگه دارید“؛ آقای نیری گفت: ما تا الان ۷۵۰ کس را در تهران اعدام کرده‌ایم، دویست کس را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده‌ایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید.»
.
 ابراهیم رییسی اما در کنار سایر همکاران جنایتکار خود، گوش به فرمان رهبر وقت حکومت اشغالگر اسلامی بود که در فرمان خود ضمن تاکید بر اینکه «رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است» از هیات مرگ خواسته بود تا با «خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام» در نهایت بتوانند “رضایت خداوند متعال” را جلب کنند.
 .
به این ترتیب، رییسی در ۲۸سالگی آستین‌ها را بالا زد و به عنوان یکی از چهار عضو “هیات مرگ“، یکی از اصلی‌ترین نقش‌ها را در حمام خون «نظام مقدس»حکومت اشغالگر اسلامی بر عهده گرفت. برخی جان‌ به‌ در‌بردگان از آن اعدام‌ها روایت کرده‌اند که رییسی را در راهروها و شکنجه‌گاه‌های زندان دیده‌اند که بدون عبا و عمامه، با لباس راحتی، به کارهای مربوط به اعدام‌ها می‌پرداخت.
 .
رییسی همچنین عضو “کمیته ویژه بررسی وقایع کوی دانشگاه تهران” در سال ۱۳۷۸تازی زیر نظر “شورای عالی امنیت ملی” بود. عباسعلی فراتی (دادستان وقت دادسرای نظامی استان تهران)، مرتضی رضایی (فرمانده وقت حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران)، مصطفی تاج‌زاده (معاون سیاسی وقت وزیر کشور) و علی ربیعی (عضو وقت شورای عالی امنیت ملی) برخی دیگر از اعضای این کمیته بودند. ابراهیم رییسی و دیگر اعضای کمیته مزبور به شدت از سوی محمدخاتمی، رییس وقت جمهوری اسلامی مورد حمایت قرار گرفتند به گونه‌ای که خاتمی، گزارش این کمیته را “توأم با انصاف و دقت” توصیف کرد و گفت: «کمیته تحقیق، مصوب شورای عالی امنیت ملی است و لطمه خوردن این رکن به معنای لطمه خوردن اساس نظام است.»
.
 سال‌ها بعد و به دنبال افشاگری مهدی کروبی درباره تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان بعد از حوادث سال ۱۳۸۸تازی نیز کمیته‌ای با حکم صادق لاریجانی، رییس “قوه قضاییه” برای بررسی اظهارات کروبی ایجاد شد که طبق معمول، نام ابراهیم رییسی نیز در میان اعضای آن به چشم می‌خورد. این کمیته، همان‌گونه که انتظار می‌رفت، اظهارات کروبی را رد کرد و مدعی شد که مستندات او “کاملن ساختگی“، “عاری از حقیقت” و “برای انحراف افکار عمومی” تنظیم شده است.
.
 ابراهیم رییسی، در مقام معاون وقت قوه قضاییه البته پا را فراتر نهاد؛ غریزه سرکوبش بار دیگر به جوش آمد و هشدار داد که «دستگاه قضا با قاطعیت، سران فتنه را محاکمه می‌کند». او در حال حاضر نیز از مدافعان حصر رهبران جنبش سبز است و می‌گوید «نظام جمهوری اسلامی با سران فتنه با رافت رفتار کرده» چرا که «حصر خانگی آنها به منظور تأمین امنیت خود آنها است».
.
.
.
.
«حکم قطع دست از افتخارات بزرگ ماست»
.
 علاوه بر پیشینه و مناصب، نگاهی هرچند گذرا بر مواضع و سخنان ابراهیم رییسی آشکارا نشان می‌دهد که تا چه اندازه‌ای، خشونت، کینه و بی‌رحمی در وی نهادینه شده به طوری که برای حفظ نظام، حاضر است دست به هر جنایتی بزند.
 .
رییسی ضمن تاکید بر ضرورت “حمایت همه‌جانبه” از بشار اسد، صراحتن سوریه را “مرز” ایران می‌داند: «سوریه، مرز جمهوری اسلامی برای دفاع از امنیت و هویت خود به حساب می‌آید.»
 .
ابراهیم رییسی، در ابتدای قرن ییست و یکم، مشخصن از “استبداد” دفاع می‌کند و می‌گوید که «در جامعه دینی همه باید یک نظر داشته باشند» و بلافاصله اضافه می‌کند که “ولایت فقیه” همان حکومت امام اول شیعیان است.
.
وی در آبان‌ ۱۳۸۹تازی در واکنش به اجرای حکم قطع دست یک سارق در شهر یزد، آن را “بر اساس قانون و حدود الهی” توصیف کرده و هشدار داده بود که چنین حکم‌هایی «در آینده نیز در صورت تشخیص قاضی و طبق قانون تکرار می‌شود».
.
رییسی در همان زمان حکم قطع دست را از «افتخارات بزرگ» جمهوری اسلامی دانسته بود.
.
.
او پنج روز بعد از عاشورای خونین ۱۳۸۸تازی نیز در روز ۱۱ دی‌ماه به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های “نماز جمعه” تهران، معترضان را “محارب” خوانده و گفته بود: «با کسانی که امنیت را از بین ببرند، به عنوان “محارب” برخورد می‌کنیم.» با توجه به این‌که حکم “محاربه” درحکومت اشغالگر اسلامی، “اعدام“ است، رییسی با این اظهارات عملن زمینه را برای اعدام معترضان فراهم کرد.
.
او در عین حال نخستین کسی بود که از دستگیری سدها کس در روز عاشورای خونین سال ۱۳۸۸تازی خبر داد و از «دستگاه‌های ذی‌ربط و نیروی انتظامی» خواست چنان «با قدرت با فتنه‌جویان برخورد کنند» تا «دیگر کسی جرأت ایجاد نا‌امنی نداشته باشد».
.
.
نشسته بر ثروت آستان قدس
.
.
ابراهیم رییسی، اینک به عنوان “تولیت آستان قدس رضوی” بر ده‌ها شرکت ریز و درشت و صنایع و بخش‌های اقتصادی گسترده‌ای تسلط دارد به طوری که حجم دقیق دارایی‌ها و ثروتی که تحت کنترل وی قرار دارد، قابل تخمین نیست.
.
.
.
ابراهیم رییسی داماد احمد علم‌الهدی (امام‌جمعه تندروی مشهد و نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی) است. به این ترتیب قدرت سیاسی و اقتصادی خراسان عملن بین داماد و پدرزن تقسیم شده؛ هرچند صاحب اصلی این ثروت و جبروت، کسی جز سلطان علی خامنه‌ای نیست.
.
.
زنگ‌ها برای رییسی به صدا در خواهند آمد؟
.
.
اتاق سیاست در نظام‌های استبدادی اگرچه شیشه‌ای نیست و اغلب، اصلی‌ترین روابط و مناسبات سیاسی، دور از نظرها شکل می‌گیرد اما با این وجود، می‌توان گفت که ابراهیم رییسی با چنین پیشینه و خوش‌خدمتی‌هایی به دو رهبر نظام و مجموعه نهادهای امنیتی و قضایی، اینک نه به “تولیت آستان قدس” راضی است و نه به عضویت در “مجلس خبرگان“. این‌چنین است که به تازگی در برخی از نشست‌های فرماندهان سپاه و نیروهای بسیجی، پوستری منقش به تصویری از وی در کنار دو رهبر پیشین و کنونی نظام توزیع شده است. او بیش از گذشته با سپاهیان نشست و برخاست دارد و هم‌زمان، مقام‌های دولتی را به حضور می‌پذیرد.
.
.
رییسی در حال حاضر، هفته‌ای سه روز در حوزه “علمیه نواب” در مشهد، درس خارج فقه می‌دهد و به این ترتیب، از لحاظ سطوح حوزوی هم از پتانسیل و شرایط لازم برای تصدی رهبری جمهوری اسلامی برخوردار است. از سوی دیگر، رسانه‌های حکومتی به ویژه وب‌سایت‌ها و خبرگزاری‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران از میانه‌های سال ۱۳۹۵تازی در اقدامی هماهنگ از عنوان “آیت‌الله” برای وی استفاده می‌کنند تا از همه طریق، زمینه را برای ارتقای موقعیت سیاسی اوهتا تا گزینه جانشینی علی خامنه‌ای فراهم سازند.
.
.
ابراهیم رییسی، به هر پست و مقامی که دست یابد یا بر هر ثروت و قدرتی که تکیه زند، یک نکته درباره وی روشن است:
.
.
دست وی به خون هزارایرانی آلوده است.
.
او این جنایت‌ها را در زمانی انجام داد که از موقعیت سیاسی و اقتصادی امروزش برخوردار نبود. تصور کنید که او روزی بر صندلی سومین رهبر جمهوری اسلامی، جان و مال مردم در کنترلش باشد؛ یا هتا مناصب موقتی چون ریاست جمهوری و تشخیص مصلحت نظام به وی سپرده شود.
گروه فیسبوکی نه من مسلمان نیستم 
Ramin Mayparast