۱۳۹۸ خرداد ۲۰, دوشنبه

سپیده قلیان :ما را شکنجه می‌کنند که قبول کنیم شکنجه نشده‌ایم!

فعال مدنی و زندانی سیاسی خانم سپیده_قلیان که پس از افشای شکنجه‌های اعمال شده همراه با اسماعیل_بخشی سی‌ام دی‌ماه سال ۱۳۹۷ مجددا بازداشت شده و ماه‌ها تحت بازجویی در اداره‌ی اطلاعات اهواز بوده و پس از انتقال به زندان سپیدار اهواز به زندان اوین منتقل شد
هفته‌ی گذشته وی را به قصد شکنجه‌ی روحی به تبعیدگاه قرچک منتقل کردند.

او پس از انتقال به تبعیدگاه قرچک نامه‌ی زیر را نگاشته است:

" من ایستاده‌ام "
 
"صبح روز دوشنبه، ۱۳ خرداد، مسئول بند در زندان اوین من را برای رساندن خبری احضار کرد. خانم مسئول بند سراسیمه و نگران به من گفت که حامل خبری ناگوار است.
با وجود اینکه در ماه‌های اخیر هر روز شنونده‌ اخبار ناگوار بوده‌ام، اما از اینکه این خبر می‌تواند تصادف اعضای خانواده‌ام در مسیر دزفول-تهران برای ملاقات با من باشد، به خود لرزیدم

دنیای زندان دنیای بی‌خبری است.
زندانی در حالی که “هست” در واقع “نیست”، چرا که از آنچه آن‌سوی دیوارهای زندان می‌گذرد،
غالباً اطلاع دقیقی ندارد. در نتیجه گاهی حتی خبر خوب هم برای زندانی بد است.
خاصه آن که آن روز تلفن زندان هم قطع بود.
اما خبری که به زعم مسئول بند، بد بود، تصمیم بر انتقال من از زندان اوین به زندان قرچک ورامین بود.
زندانی که عموم زندانیان سابق در آن از وضعیت غیر انسانی و تحمل‌ناپذیر آن سخن گفته‌اند و حتی از دید مسئول زندان هم شکنجه‌گاه و تبعیدگاه است.
اما پس از تحمل زندان‌های متعدد، پس از تحمل روزها رنج و بازجویی در انفرادی‌های وزارت اطلاعات و پس از انتقال به زندان اوین، انتقال به قرچک ورامین یک خبر بد نیست.
زندان زندان است و زندانی زندانی!
خانم مسئول زندان گفت با تصمیم دادستان و برای تادیب من را قرچک ورامین منتقل می‌کنند.
یعنی دستگاه قضایی و نهادهای بالادستی هم دقیقاً می‌دانند در اینجا چه خبر است: زندانی فاقد هر گونه امکانات اولیه، مملو از فشار و توهین و تحقیر.
اکنون که زندانی این تبعیدگاه ضد انسانی هستم، آنچه که از روزهای انتهایی آبان سال گذشته تا امروز بر سرم آمده است را مرور می‌کنم.
بازداشت غیر انسانی، شکنجه، بهتان، انفرادی، پخش اعترافات اجباری، ضرب و شتم و بازداشت خود و اعضای خانواده، زندان، از زندان به زندان، و از زندانی به زندانی دیگر!

از ۲۷ آبان سال گذشته تا به امروز، همه چیز مانند یک کابوسِ غیر واقعی،
اما شوربختانه درد‌آور و واقعی بوده است.
مگر من چه کرده بودم که نهادهای قضایی و امنیتی حکومت، کمر همت بر نابودی زندگی من بسته‌اند؟ نهاد امنیتی دنبال چند قربانی است تا اعتراضات گسترده‌ کارگران هفت تپه را به گردن آنها بیندازد و به این طریق به روسای خود بگوید که بحران تحت کنترل است.
نهادهای امنیتی گویا در خوش‌خدمتی‌ به سرمایه‌داران از هیچ ظلمی به معترضانِ وضع موجود
دست نمی‌کشند. اما بحران تحت کنترل نیست حضرات!
تجربه‌ جابه‌جایی در چند زندان مختلف من را به این شناخت رساند که وضعیت بحرانی اقتصاد،
زاینده‌ فاجعه در زندگی طبقات فرودست شده است.

پس از اینکه اسماعیل بخشی و من از شکنجه گفتیم، برای در هم شکستن ما اعترافات اجباریمان را پخش کردند اما ظاهرا این حرکت هم نهادهای امنیتی را راضی نکرد و ما برای بار دوم بازداشت شدیم. حداقل در مورد خودم مطمئن هستم که پس از بازداشت انواع شکنجه را تحمل کرده‌ام.
بلاتکلیفی مطلق در بیش از سه ماه بازداشت موقت‌‌(!)،
انتقال از این زندان به آن زندان و تحقیرها و تهدیدها تنها بخشی از این شکنجه‌ها بوده است.
ما را شکنجه می‌کنند که قبول کنیم شکنجه نشده‌ایم!
اما واقعیت این است که از انتهای آبان سال گذشته تا امروز، هر روز ما شکنجه بوده است.

واقعیت این است که انتقال به زندان قرچک ورامین، تنها موجب تقویت روحیه‌ من شده است،
چرا که حافظان وضعیت موجود حتی از تغییر کردن من در زندان اوین ناامید شده‌اند.
عاملان و حافظان وضع موجود نمی‌دانند تا وقتی که شکاف‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی
در پیکر این جامعه باشد، صدای اعتراض خاموش نخواهد شد و با برخوردهای سبعانه‌ با معترضان، نتیجه‌ای عایدشان نمی‌شود.
من با تمام ستمی که در حق‌ام روا داشته‌اید همچنان ایستاده‌ام و روزها که بیشتر سپری می‌شود
بیشتر بر حقانیت صدا و اعتراضم باور پیدا می‌کنم. مقاومت من در پیوند با
مقاومت همه‌ کسانی‌ست که هجمه‌ تهدید و فشار، خم به قامت استوارشان نینداخته و نخواهد انداخت
من ایستاده‌ام چرا که بحران اقتصادی و اجتماعی عمیقی که من را به اعتراض واداشت،
هنوز وجود دارد و نه تنها رفع نشده که تشدید نیز شده است.»

سپیده قلیان
زندان قرچک ورامین
۱۳ خرداد ۱۳۹۸

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

گسترش گرایش به مسیحیت و تغییر مذهب در برخی از مناطق ایران


روایت وزیر اطلاعات از تغییر مذهب در مناطقی از ایران

وزیر اطلاعات از گسترش گرایش به مسیحیت و تغییر مذهب در برخی از مناطق ایران خبر داده است.
 محمود علوی در جمع گروهی از مبلغین در قم گفته که در همدان «افرادی گرایش به مسیحیت پیدا می‌کنند که جزو افراد عادی جامعه هستند مثلا کارشان ساندویچ فروشی و امثال اینها بوده است.»
علوی افزوده «ناچار شدیم اینها را احضار کنیم و دلیل گرایش به مسیحیت را از آنها جویا شویم. برخی از این افراد عنوان می‌کردند که ما به دنبال دینی هستیم که به ما آرامش بدهد.»
باید به وزیر اطلاعات حکومت گفت که آیا بنظرت همن مردمی که تو با تحقیر بعنوان ساندویچ فروش ازآنها یاد میکنی انسان نیستند و حق انتخاب و ازادی بیان و عقیده ندارند؟
حقوقی که در ایران توسط شما نادیده گرفته میشود و در صورت احقاق این حق به زندان و جوخه مرگ سپرده خواهند شد

۱۳۹۷ اسفند ۷, سه‌شنبه

امروز روز مادر است...




امروز روز مادر است...

امروز در تقویم اسلامی زادروز دختر پیامبر اسلام است و روز مادر نامیده شده است، پس بگذاريد از مادرانی ياد کنيم، که حکومت اسلامی میخواهد وادار به سکوتشان کند، مادران حق طلبی که وحشتی ندارند و عامل وحشت دیکتاتوری جمهوری اسلامی شده اند، چه آنان که امروز هستند و چه آنان که در خاک آرمیده‌اند.

امروز روز مادران تمام جانباختگان کشتار بی رحمانه دهه شصت ، مادران خاوران، مادرانی چون مادران ندا و سهراب، مادران بهکیش و لطفی، مادران کشته شدگان قیام های متفاوت چهل سال اخیر علیه دیکتاتوری، مادران صانع ژاله، امیر حسین تهرانچی، محمد مختاری، حامد نورمحمدی و تمام شهدای راه آزادی، مادر ستار بهشتی، مادران پارک لاله، مادران صلح کردستان و بسیاری مادران دیگر است. مادرانی که در راه آزادی وطن عزیزترین و ارزشمندترین دارایی شان را از دست داده اند.

در عمق قلب این مادران آتشی برپاست که تا انتهای جهان شعله میکشد، آتشی که فریاد آزادی ست از زبان فرزندان درگذشته شان، شعله ای که چهل سال است زبانه میکشد.                                                                             
به چشمان دردمند این مادران که بنگریم عشق و اراده ای می‌بینیم که با تمام خستگی هنوز پشت ظلم را می‌لرزاند.

این مادران هیچ هراسی از هیچ شکنجه و بند و زندانی ندارند.
آن ها روح فرزندانشان را در درون خود زنده کرده‌اند.
یک روح زنده شده در وجود یک مادر داغدار را نمی توان کُشت، به زندان برد و یا شکنجه کرد!
این مادران نماد روح های زنده شده در وجود کسانی هستند که فرزندانشان ناجوانمردانه به قتل رسیده اند! نماد درد یک ملت! دردی که سال‌هاست بر مادران داغدیده این خاک رفته است! فراموش نکنیم که امروز روز مادر است...






۱۳۹۷ دی ۲۱, جمعه

▫️حمایت شورای های صنفی دانشجویان دانشگاه های ایران از #اسماعیل_بخشی

▫️حمایت شورای های صنفی دانشجویان دانشگاه های ایران از #اسماعیل_بخشی

▫️شوراهای صنفی دانشجویان کشور با انتشار بیانیه ای از #اسماعیل_بخشی حمایت کرد: فرزند کارگرانیم، کنار "اسماعیل بخشی" می مانیم

▪️اسماعیل بخشی نماینده‌ی شورای کارگری شرکت نیشکر هفت تپه، طی نامه‌ای پرده از #شکنجه شدنش در دوره‌ی بازداشت برداشت و وزیر اطلاعات را به مناظره فراخواند. آنچه اسماعیل بخشی در نامه‌ی خود افشا کرد عصاره و حد نهایی بسیاری از اتفاقاتی بود که در طول یک سال گذشته بر تعدادی از دانشجویان «در کنار دیگر گروه های معترض» رفت. بازداشت‌های بدون حکم دستگیری، ضرب‌و‌شتم هنگام بازداشت، انفرادی‌های طولانی مدت، بازجویی با چشمان بسته و انواع تهدید و ارعاب و ضرب‌وشتم در دوران بازجویی از جمله مصادیق شکنجه و موارد غیرقانونی‌ای بود که در بازداشت برخی فعالین صنفی_دانشجویی نیز اتفاق افتاد و اکنون به میانجی نامه‌ی اسماعیل بخشی برخی از آنان همچون #رویا_صغیری و #سپیده_قلیان به افشای آن پرداخته‌اند.
▪️در این‌ میان اما واکنش مسئولان امر چه بود؟ وزیر اطلاعاتی پاسخگو، مجلسی پیگیر و قوه‏‌ قضاییه‌‏ای شفاف همه دست به دست هم دادند تا نشان دهند که هرگز خبری از «شکنجه» در این سیستم نبوده، نیست و نخواهد بود. اگر هم به اصطلاح «درگیری»ها و «خود-سری»هایی در این زندان و آن زندان یا این بازجویی و فلان بازجویی صورت گرفته تخلفاتِ ناصواب فردی‏‌ای‏ست که در هر سیستمی پیش‌آمده و ممکن است پیش بیاید و نمی‏توان و نباید به پای کل سیستم سیاسی نوشت! آنچه اتفاق افتاد نام درستش «نمایش زرد» دموکراسی است.
▪️برای ما دانشجویان که به تجربه‏‌ی تاریخیِ سرکوبِ دانشجویان از «انقلاب فرهنگی» تا «بازداشت‏های دی‌ماه» می‏نگریم، تنها واکنش در برابر این «نمایش زرد» چیزی نیست جز طوفانِ خنده ها[ی تلخ] !
شکنجه، اعتراف، زندان و... هر چقدر هم که ذاتی و طبیعی حکومت‏ها باشند، برای ما هرگز طبیعی و عادی نمی‏شوند. از این‏رو تکرار بارها و بارها از شکنجه برای ما چیزی نیست که در برابرش ساکت بنشینیم و به حسابِ «منطق طبیعی سیستم» بگذاریم.
▪️آنها دقیقا همین را می‏خواهند که «شکنجه»، «بازداشت» و «زندان» برای ما عادی شود و اصل بودن «حقوق بدیهی انسانی»مان را از یاد ببریم؛ که ما "دانشجویانیم"، "معلمانیم"، "بازنشستگانیم"، "پرستارانیم"، "زنان‌ایم"، "اقوامیم"، "اقلیت‏های دینی‏ ایم"، "روزنامه ‏نگارانیم"، "دانش‏ آموزانیم"، "کارگرانیم"و خواهانِ «آزادی» و «برابری» توأمان در این شبِ تاریک.
▪️بارها شعار دادیم و بر آن هستیم که «فرزند کارگرانیم، کنارشان می‏مانیم» و امروز ما خود به عنوان زخم‌‏خورده‌گان «شکنجه» و «زندان» به خاطر فریاد «برابری و آزادی»، اسماعیل بخشی را همسنگری می‏دانیم که لحظه‌ای تنهایش نخواهیم گذاشت همچنان که کارگران «هفت‏ تپه» و «فولاد» را تنها نگذاشتیم.
▪️به او و دیگر کارگران مبارز می‏گوییم که هنوز هم «زمین زیر پای‏تان می‏لرزد»، چه اینکه مشت‏های گره کرده، پاها و حنجره‏‌های آکنده از فریادتان در بدن‏های ما کنشگران صنفی دانشگاهی به عنوان فرزندانتان تکثیر شده‌است. ما چنانچه در مقاومت علیه امواج پولی‌سازی و خصوصی‌سازیِ همه ساحت‌های زندگیمان هم‌سنگریم، در تحمل حبس و شکنجه نیز هم‌سرنوشتیم و در ایستادن بر حقمان تا آخر هم‌پیمانیم.
▪️فریادهایی که در تمامی این سال‏ها علیه «شکنجه» برآمده‌است گویای این نکته‌‏اند که مسئله مطلقا جناحی نیست و جناح‌های سیاسی "اصلاح‏طلب" و "اصولگرا" در استفاده از این ابزار برای تداوم منطق اقتصادی_استثماری‌ای واحد، گوی سبقت را از یکدیگر ربوده‏اند. ما به عنوان «دانشجویان» در تمامی سال‏های گذشته رفیقانی را از میان‏مان زخمی و جان داده در راه مبارزه علیه منطق سود محور و دانشبنگاه‌ساز و خصوصی‌ساز که بقایش در گرو چنین سرکوبی‏ست دیده‌ایم و هنوز هم می‏بینیم. ما نیز همچون اسماعیل پیگیر حقوق بدیهی انسانی‏مان هستیم اما نه ما و نه اسماعیل‏‌ها هرگز نمی‏پنداریم که شکنجه‌گر خود می‏تواند مرجع رسیدگی به «شکایت از شکنجه» باشد!
▪️ما در کنار اسماعیل‏ها علیه «کالا شدن» حیات اجتماعی، علیه «استثمار»، علیه «زور» و «فریب» با تمام توان مبارزه خواهیم کرد و با وجود تمامیِ زندان‏ها، حکم‏ها و شکنجه‌ها می‏کوشیم تا از «دانشگاه» فریادِ برابری طنین‌انداز شود و نه خوش‏خدمتی‏های جناحی. در این میان با وفاداری به سنتی که از جایگاهِ آن امروز سخن می‏گوییم همه‏ی قربانیان را به مقاومتی همبسته، کنار هم و در یک کلام «شورایی» فرا می‏خوانیم.

۱۳۹۷ آذر ۲۴, شنبه

از متن نامه نرگس محمدی به دادستان تهران

جناب دادستان
متاسفانه اینجانب چشم امیدی به رعایت انصاف و عدالت از سوی سیستم قضایی کشورم ندارم.
لذا در مورد احکام‌ غیر عادلانه سخنی نمی گویم، اما از حضرتعالی تقاضا دارم لااقل شرایط
مراقبت های پزشکی و دسترسی ما به پزشکان متخصصی که سال ها تحت مراقبت آنها معالجه شده ایم و همچنین دسترسی به داروهایمان را فراهم آورید.‌
از متن نامه نرگس محمدی به دادستان تهران

بیانیه وزارت خارجه امریکا درباره مرگ وحید صیادی نصیری در زندان جمهوری اسلامی

بیانیه وزارت خارجه امریکا درباره مرگ وحید صیادی نصیری در زندان جمهوری اسلامی

"ما عمیقا از شنیدن گزارشها در خصوص مرگ بی‌رحمانه آقای وحید صیادی نصیری، یک فعال حقوق بشر که رژیم ایران خودسرانه وی را بازاشت کرده بود متاسفیم. آقای صیادی نصیری دست به اعتصاب غذا زد تا نسبت به دستگیری خودسرانه و بازداشتش در قم، جایی که دسترسی به مشاوره حقوقی نداشت، در شرایط غیرانسانی نگه داشته شده بود، و به اتهامات واهی مانند "توهین به رهبری" متهم شده بود، اعتراض کند.

آقای صیادی نصیری بی‌آنکه صدایش به دنیای بیرون برسد در زندان رنج کشید و او تنها یکی از بسیار زندانیانی است که ناعادلانه در چنگال امیال رژیم ایران هستند.

ایالات متحده به شدیدترین لحن ممکن رژیم ایران را به خاطر نقض‌های فاحش و روزافزون حقوق بشرش محکوم می‌کند. ما می‌خواهیم که این رژیم از قراردادن ایرانیانی که عقایدشان را به طور مسالمت‌آمیز ابراز می‌دارند، در معرض شرایط وحشیانه و مرگهای آرام دست بردارد و تمام آنهایی را که ناعادلانه زندانی کرده است آزاد کند.

چند نفر دیگر به خاطر بی.اعتنایی رژیم ایران به زندگی و منزلت انسانها جان خود را از دست خواهند داد؟

آیت‌الله خامنه ای اخیرا گفت: «در ایران هیچ‌کسی به خاطر انتقاد از حکومت تحت فشار و تعقیب قرار نمی‌گیرد، و اگر کسی چنین ادعایی بکند دروغ گفته است.»

دروغگو کیست؟

ما مراتب تسلیت صمیمانه خود را به خانواده آقای صیادی نصیری ابراز می‌کنیم و می‌خواهیم که رژیم ایران حقوق و احترامی را که مردم ایران شایسته‌اش هستند، به آنها بدهد."

۱۳۹۷ آذر ۲۲, پنجشنبه

زندانی سیاسی دهه شصت از شاریط زندان اوین و قتل عام زندانیان سیاسی میگوید

پری زنگباری، زندانی سیاسی دهه شصت که با نوزاد خود زندانی بوده و همسرش اعدام شده به مناسبت روز جهانی حقوق بشر از شرایط زندان اوین و قتل عام زندانیان سیاسی در آن سالها می گوید.


۱۳۹۷ آذر ۲۱, چهارشنبه

رقابت سربازان جنگ نرم برای دریافت پروژه و کسب درآمد‌ در فضای مجازی

رقابت سربازان جنگ نرم برای دریافت پروژه و کسب درآمد‌ در فضای مجازی
اینترنت، تلفن همراه، فضای مجازی و البته «جنگ نرم» منابع درآمد و تامین معیشت گروهی از نیرو‌های بسیج، حزب‌اللهی یا ارزشی را پس از سال ۱۳۸۸ متحول و بخشی از آن ها را به رقبای تجاری تبدیل کرده است.
سال‌ها پیش از گسترش اینترنت در ایران، بسیاری از این افراد در پایگاه‌های بسیج، مساجد و هیات‌های مذهبی بدون تخصص رشد می‌کردند و شانس چندانی برای پیشرفت نداشتند. بسیاری از آن‌‌ها اگر شانس و برخی روابط یارشان بود، می‌توانستند در نهایت در یکی از نهاد‌های مذهبی و تبلیغاتی وابسته به نظام استخدام و یا به نیرو‌های حراست در اداره‌های مختلف تبدیل شوند.
اما از سال ۱۳۸۸ به بعد مفهوم «جنگ نرم»، زندگی، معیشت و آینده بخش قابل توجهی از این ارزشی‌‌ها را متحول و آن ها را به یکی از فعال‌ترین عناصر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد. پیش از سال ۱۳۸۸ البته تعداد اندکی از جوانان حزب‌اللهی به واسطه ارتباط‌های تشکیلاتی، توانسته بودند صاحب پروژه‌هایی در فضای مجازی شوند اما تعداد آن ها چندان قابل توجه نبود.
نقطه عطف حضور گسترده و سازمان دهی شده این نیرو‌ها به اراده نظام برای حضور در شبکه‌های اجتماعی از سال ۱۳۸۸ به بعد برمی گردد. در این سال به دنبال شکست نظام در رویارویی با معترضان به نتیجه انتخابات پر حاشیه ریاست جمهوری، به ویژه در شبکه‌های اجتماعی، تصمیم بر این گرفته شد که سپاه پاسداران سرمایه‌گذاری و فعالیت موثری در این بخش داشته باشد. بر مبنای همین تصمیم بود که آموزش نیرو‌های بسیج و ارزشی برای فعالیت در این حوزه‌ها آغاز شد و سپاه مجموعه‌های مختلفی را راه‌اندازی و از ایده‌ها و پروژه‌های خاص در این زمینه حمایت مالی کرد. تمام این کار‌ها البته نیاز به پول و نیروی انسانی متخصص داشتند که سپاه اولی را داشت اما در دومی با مشکلات و محدودیت‌ها فراوانی دست و پنجه نرم می‌کرد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اما به تدریج توانست با پول‌های هنگفتی که در اختیار داشت، مشکل دوم را به تدریج حل و فصل کند و با استخدام نیرو‌های متخصص از بیرون از مجموعه، نیرو‌های خودی را آموزش دهد. این نیرو‌های آموزش دیده به تدریج و ابتدا در ده‌ها سایت و تعدادی از خبرگزاری‌های وابسته به سپاه و سازمان بسیج مشغول به کار و بعد راهی شبکه‌های اجتماعی شدند.
در کنار سپاه پاسداران اما بودند سایر نهاد‌های انقلابی و حاکمیتی و حتی مدارس حوزه علمیه که سرمایه‌گذاری هنگفتی در فضای مجازی کردند و توانستند گروه دیگری از نیرو‌های مذهبی و طلاب را به استخدام در بیاورند.
جریان‌های سیاسی محافظه‌کار نیز از دیگر مجموعه‌هایی بودند که پس از سپاه پاسداران برای فعالیت‌های تبلیغی و سیاسی خود متوسل به نسل جوان حزب‌اللهی شدند که اینترنت و فضای مجازی را می‌شناختند.
تراکم این نیرو‌های ارزشی در زیرمجموعه‌های سپاه و بسیج، نهاد‌های انقلابی و مذهبی و تشکیلات سیاسی و میزان بهره‌مندی آن ها از بودجه‌ها و دریافتی‌ها، به تدریج اختلاف‌ها میان آن ها را در شبکه‌های اجتماعی علنی‌تر کرد. این نیرو‌ها دارای ایده‌هایی بودند که مورد پسند فرماندهان سپاه و بسیج و سایر مسوولان قرار گرفتند و با دریافت بودجه‌های هنگفت توانستند سایت‌های متعددی در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی راه‌اندازی کنند و تعدادی را نیز به عنوان خبرنگار به استخدام در بیاورند. آن‌دسته از نیرو‌هایی هم که چندان آدم‌های خلاق و صاحب ایده نبودند، به استخدام خبر‌گزاری‌ها و سایت‌های وابسته به سپاه و سایر نهاد‌های انقلابی در‌آمدند.
اختلاف اساسی اما نه در میان نیرو‌های پایین دست حزب‌الله در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بلکه بیش تر در میان آن‌دسته از نیرو‌های ارزشی رخ داد که صاحب ایده بودند و برای به دست آوردن پروژه‌های هنگفت با یک دیگر رقابت می‌کردند. آن ها برای به دست آوردن پروژه‌های مختلف در حوزه اینترنت و تلفن‌های همراه یا مرتبط با جنگ نرم از مدت‌ها پیش با یک دیگر وارد رقابت اقتصادی شده و حتی به دشمن هم تبدیل شده اند. دامنه این اختلاف‌ها و دشمنی‌ها تا جایی پیش رفته که یکی از اعضای ارشد سازمان «سراج»، گروهی از نیرو‌های حزب‌اللهی رقیب را متهم به داشتن ارتباط با گروه «نایاک» کرده است.
«آسید پویان حسینپور» در توییتر خود نوشته است: «کاش یک نفر هم در مورد سرحلقه‌های ارتباط و نفوذ نایاکی‌ها در جریان و جماعت فعال رسانه‌ای انقلابی بنویسد.»
حسین‌پور پیش از این نیز نوشته بود:«علیرغم تلاشی که برای عدم ورود به حاشیه‌ها و حاشیه‌سازی‌ها دارم، اخیرا می‌بینم بعضی‌ها که ارتباطات سازمانی هم با برخی نهادها دارند و اتفاقا مکررا عملکرد غلطی هم داشتند، شروع به تخریب کرده‌اند. در صورت ادامه این روند، جزییاتی از فعالیت نهادها و افراد مرتبط خواهم نوشت!»
این توییت‌ها در واقع سرریز بخشی از دعواها و اختلاف‌ها بر سر میزان بهره‌مندی از امکانات مادی و مالی نیرو‌های حزب‌اللهی از فضای مجازی است که نهاد‌هایی هم‌چون سپاه مسوولیت توزیع و تقسیم این امکانات را برعهده دارد.
در صفحات این نیرو‌ها در شبکه‌های اجتماعی می‌توان مصادیق فراوانی از این نوع اختلاف‌ها را دید که به صورت علنی در معرض دید عموم قرار دارند. یکی از تاره‌ترین این اختلاف‌ها مربوط به دیدار گروهی از نیرو‌های حزب‌اللهی با «محمدجواد آذری جهرمی»، وزیر ارتباطات دولت «حسن روحانی» است. این دیدار در میان تعداد زیادی از نیرو‌های ارزشی با واکنش‌های انتقادی زیادی همراه شد و شرکت کنندگان در این دیدار به تلاش برای گرفتن امتیاز‌های ویژه از وزیر ارتباطات متهم شدند.
دعوای روز‌های اخیر حامیان «ابراهیم رئیسی» و «محمدباقر قالیباف» هم شاید در وهله اول دعوایی سیاسی یا تشکیلاتی باشد اما پشت سر آن واقعیتی از منافع مادی و مالی نهفته است که هر یک از طرفین روی آن حساب ویژه‌ای باز کرده اند. روزگاری که فعالیت‌های نیرو‌های بسیج، مسجدی و هیاتی دارای بار اعتقادی زیادی بود، به تدریج در حال سپری شدن است و آن ها به مرور می‌اموزند که چه طور رقبای مذهبی خود را با روش‌های مختلف کنار زده یا حذف کنند و بیش ترین امتیاز‌های مالی یا اقتصادی را به دست بیاورند.


۱۳۹۷ آذر ۲۰, سه‌شنبه

بازداشت اعضای سندیکای کارگران

رضا شهابی و حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و سه فعال کارگری کیوان مهتدی، امیر آزوم وند و پرهام یگانه که نیمه های شب گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند،ساعتی پیش به زندان اوین منتقل شدند
▫️عکس از راست: حسن سعیدی و رضا شهابی

اعتراض کاگران کفن پوش گروه ملی فولاد اهواز

کارگران گروه ملی فولاد_اهواز در سی و دومین روز اعتراضات خود کفن پوش شده اند.
روی یکیاز بنرهای کارگران نوشته شده:
دولت درحال ادار کردن روی زندگی ماست اما رسانه ها می گویند باران می آید

۱۳۹۷ آذر ۵, دوشنبه

جواب لاریجانی به کارگران ستمدیده: بهانه کردن مطالبات کارگران برای برهم زدن نظم کشور، قابل قبول نیست.

جواب لاریجانی به کارگران ستمدیده: بهانه کردن مطالبات کارگران برای برهم زدن نظم کشور، قابل قبول نیست.

👈 راست می گه آخه، کارگران و مردم شلوغ نکنند، هرچی باشه و مدیران هفت تپه، فولاد اهواز و دیگر واحدهای صنعتی قوه قضاییه و سارق لاری جانی را در غارت اموال مردم سهیم کرده و بدون برهم زدن نظم، غنائم اسلام را با ريیس قوه قضاییه تقسیم کرده اند. پس لطفا نظمی که برای این مدیران مخلص وضع شده را برهم نزنید وگرنه با برخورد قوه قضاییه مواجه خواهید شد.


وخیم شدن وضعیت جسمانی آرش صادقی در زندان رجایی شهر

🔴 وخیم شدن وضعیت جسمانی آرش صادقی در زندان رجایی شهر


۱۳۹۷ آبان ۱۰, پنجشنبه

نافرمانی مدنی

اینجا مشهد است و این چهره‌ی خشن و تهدید‌آمیز مردی که به یک زن زور می‌گوید و زن هم اسلحه‌اش را بالا برده به زورگو می‌گوید نه.
‏⁧ دوربین ما اسلحه ما ⁩ شده تا زنان به جای خواهش برای حق با ⁧ نافرمانی مدنی ⁩ حق‌شان را پس بگیرند


۱۳۹۷ آبان ۶, یکشنبه

محمد نجفی، وکیل دادگسترى و مدافع حقوق بشر، براى اجراى حكم سه سال حبس و شلاق امروز بازداشت شد.

محمد نجفی، وکیل دادگسترى و مدافع حقوق بشر، براى اجراى حكم سه سال حبس و شلاق امروز بازداشت شد.

او به دليل انتشار خبر کشته شدن یکی از معترضان در اراک در هنگام بازداشت، محكوم به حبس و شلاق شده است.


۱۳۹۷ مرداد ۲۵, پنجشنبه

🔴 قرارداد ننگین دریای کاسپین مورد تائید ملت ایران نیست ،و مردود است!

🔴 قرارداد ننگین دریای کاسپین مورد تائید ملت ایران نیست ،و مردود است!

برای حفظ تمامیت ارضی کشور و میهن عزیزمان فرزندان ایران خون داده اند،تاریخ و آینده گان در مورد عملکرد خائنانه تان قضاوت خواهند کرد،
کاسپین فروشی نیست
ارث پدرتان هم نیست که آن را به روسها و اجنبی تقدیم میکنید،درست بمانند شاهان بی کفایت قاجار شما هم خیانتی آشکار کرده اید..
خزرفروشی نیست
روسها ترکمنچای گلستان

۱۳۹۷ تیر ۹, شنبه

این صدای رامین حسین پناهی ست


این صدای رامین حسین پناهی ست
مهتاب قربانی در گفتگو با امجد حسین پناهی از مبارزه برای لغو حکم اعدام رامین و
تمام زندانیان سیاسی سخن می گوید.



بنا به گزارش سازمان حقوق بشر ایران در طول دوره ریاست جمهوری روحانی، به طور میانگین هر ماه ۶۰ زندانی اعدام شده است.
نیمی از مجموع اعدام‌های سال گذشته‌ی میلادی در جهان، در ایران اتفاق افتاده است.
روحانی، تنها پس از به دست آوردن آرای مردم و رییس‌جمهور شدن اعلام کرد که «قوای سه‌گانه در ایران مستقل عمل می‌کنند و او در تصمیم‌های قوه‌ی قضاییه هیچ سهمی ندارد!»

با این‌حال دو برادر از یک خانواده، ریاست مجلس -قوه‌ی قانونگذاری- و ریاست قضاییه را به عهده دارند. آیا نام آن دو برادر را می‌دانید؟

۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۵, سه‌شنبه

🔴سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارد دلاری فرزندان خامنه‌ای در آفریقای جنوبی




در سندی که درسال ۲۰۰۹  در وب‌سایت ویکی لیکس منتشر شد، آمده است که «مصطفی و مجتبی خامنه‌ای دو تن از فرزندان علی خامنه‌ای ، ده‌ها میلیارد دلار در آفریقای جنوبی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.»

در این سند یکی از نزدیکان خانواده طالقانى گفته که فرزندان خامنه ای ده ها میلیارد دلار در آفریقای جنوبی سرمایه گذاری کرده اند و آنها  از رییس جمهور نلسون ماندلا خواسته‌اند كه رابطى در اين ميان باشد. در ادامه آمده است كه «مجتبى» نزديک‌ترين فرد به رهبر است و از طرف او به رياست دفتر رهبرى منصوب شده است.

 در ادامه‌ی این سند که  به ملاقات‌های «سیدمحمد خاتمی» رئیس‌جمهور پیشین ایران با
«علی خامنه‌ای» اشاره شده که وی پس از هر ملاقات «خیسِ عرق» می‌شده است.

در ادامه این افشاگری به سخنان یکی از سرداران سپاه اشاره شده که روسیه نقشه هایی برای ایران داشته و برای دسترسی به آبهای خلیج فارس تلاش می کند.
همچنین به همکاری های امنیتی روسیه و ایران اشاره شده که روسیه قصد دارد نفوذ خود را
از طریق ایران در خاورمیانه گسترش دهد.
ایران علاقمند به خرید کارخانه تاک سازی روسی بوده ولی روسها بیشترعلاقه داشته اند
سیستم های ایران را به روسیه وابسته کنند تا بتوانند نفوذ بیشتری درایران داشته باشند.

در ادامه این سند به تحویل سامانه موشکی اس ۳۰۰ و راکتورهای اتمی بوشهر اشاره شده که روسها سعی داشته اند با نفوذشان در ایران از بهبود روابط ایران و آمریکا جلوگیری کرده و خود را به آبهای گرم خلیج فارس برسانند.
متن کامل این سند را می توانید در لینک زیر به انگلیسی بخوانید
https://wikileaks.org/plusd/cables/09RPODUBAI58_a.html