۱۳۹۳ دی ۱۵, دوشنبه

محمد ابن عبدالله اگر زنده بود ،قاعدتا می بایست به جرم تجاوز به کودک محاکمه می شد


دادگاهی در اسکاتلند “محمود قدری” شصت ساله‌ را به‌ حکم تجاوز به‌ کودکان در مسجدی در اسکاتلند به‌ ۷ سال زندان محکوم نمود. دادگاه‌ همچنین او را ممنوع التدریس کرده‌ و تا دو سال بعد از سپری شدن حکم، اگر تعهدات خود را نقض کند مجددا به‌ دادگاه‌ فرا خواند میشود.
 این عنصر پدوفیل اسلامی شصت ساله‌ از سال ۱۹۹۵ میلادی به‌ اولین کودک تجاوز کرده‌ است و دومین دختر توسط او در سال ۱۹۹۷ و در مسجد مورد تجاوز قرار گرفته‌ است.
 قربانیان که‌ اکنون ۱۹ سال دارند به‌ دادگاه گفته‌اند که‌ این مرد آنها را در طول جلسات آموزش قرآن و روی تخت خوابی در مسجد مورد تجاوز قرار میداده‌ است. یعنی قربانیان در سنین ۵ و ۶ ساله‌ بوده‌اند و این جانور پدوفیل به‌ گفته‌ یکی از دختران که‌ به‌ دادگاه‌ گفته‌ است،‌ “تجاوز هر روز که‌ او به‌ مسجد مراجعه‌ میکرده‌ است، اتفاق می افتاده‌ است”.
تجاوز به‌ کودکان در میان پیروان مذاهب “مقدس” تازگی ندارد. این عمل کثیف و وحشیانه‌ به‌ قدمت تاریخ مذاهب و مشخصا مذهب اسلام است. این را همه شنیده اند که محمد پیغمبر مسلمانان با عقد کردن عایشه دختر بچه ۹ ساله و به روایت دیگری ۷ ساله سردمدار این پدوفیلیسم اسلامی بوده است.
محمد اگر زنده بود قاعدتا در دادگاهی مشابه آنچه در ‌ اسکاتلند اتفاق افتاد، می بایست به جرم تجاوز به کودک حکم میگرفت.   سالهاست که‌ کودکان در کلیساها و مساجد توسط نمایندگان و مبلغین این یا آن مذهب مورد تجاوز جنسی، جسمی و سایر اذیت و آزارها قرار میگیرند.
 سالهای متمادی این یا آن رهبر کلیسای کاتولیک به‌ “عذرخواهی” از قربانیان و خانواده‌هایشان پرداخته‌اند و جریمه‌های سنگین مالی را از جانب دادگاه‌ها متحمل شده‌اند و ناچار به‌ اعاده‌ حیثیت از کودکان شده‌ اند. اما روز از نو روزی از نو

۱۳۹۳ دی ۱۴, یکشنبه

قوام اسلام به عبودیت است نه آزادی ........

رهبران مرتجع جمهوری اسلامی که خود را ولی امر مسلمین جهان و نایب امام زمان می نامند 
خلق الساعه از آسمان نیامدند بلکه تفاله هایی از همین جامعه هستند که در یک روند تاریخی و شرایط مشخص اجتماعی اقتصادی
به وجود آمده اند .
پژوهش و بررسی در باره اسلاف تاریخی این دیکتاتورهای مذهبی به خصوص از دوران مشروطه به ما کمک می کند تا شناخت عینی تر به این شخصیت ها پیدا کنیم .

**************
" قوام اسلام به عبودیت است نه آزادی ..."

«آنچه مخالف اسلام است ، قانونیت پیدا نمی کند .
ای بیشرف ! ای بی غیرت ! ببین صاحب شرع برای تو شرف
مقرر فرموده و امتیاز داده تو را ، و تو خودت از خودت سلب امتیاز می کنی و می گویی من باید با مجوس و ارمنی و یهودی برادر و برابر باشم .

مشروطه منشا فساد است و مشروع نیست .
مدارس جدیده خلاف شرع و مصادف اضمحلال اسلام است .
آیا درسهای زبان خارجه ، شیمی ، فیزیک ، عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمی کند ؟
ما شاه لازم داریم ، عین الدوله لازم داریم ، چوب و فلک و میر غضب لازم داریم ...
هزار و سیصد و بیست و سه سال است که خداوند عالم به ما قانون توسط محمد مصطفی مرحمت فرموده .
ما قانون مستشارالدوله و تقی زاده و باقر بقال را لازم نداریم .
مدارس راافتتاح کردید . آنچه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید . حال شروع به مشروطه و جمهوری کردی

«آزادی قلم و لسان از جهات کثیره منافی با قانون الهی است.
اگر نه،تو بگو فایده این آزادی چیست که این کلمه قبیحه رانشرمی‌دهی، و بنای قرآن این است که آزادی نباشد.

اگر فردا یهود و نصاری و مجوس و بابیه آمدند پای منبر و محراب ما، القای شیطنت کردند، نشر کلمه کفریه خود را کردند، ایجاد شبهه کردند و قلوب صافیه مومنین را تضلیل کردند؛ تو می‌خواهی چه کنی؟»

ای مُلحد اگر این قانون دولتی مطابق اسلام است که ممکن نیست
در آن مساوات، و اگر مخالف اسلام است،
مُنافی [است] با آنچه که در چند سطر قبل نوشته شده که آنچه که مخالف اسلام است قانونیت پیدا نمی کند.
زیرا قوام اسلام به عبودیت است نه آزادی .
ای بی شرف، ای بی غیرت، ببین صاحب شرع برای اینکه تو مُنتحل به اسلامی، برای تو شرف مقرر فرموده و امتیاز داد[ه] تو را،
و تو خودت از خودت سلب امتیاز می‌کنی و می‌گویی من باید با مجوس و ارمنی و یهودی برادر و برابر باشم.»

رساله حرمت مشروطه از شیخ فضل الله نوری ،
کتاب رسائل مشروطیت صفحه های 151 تا 167

۱۳۹۳ دی ۱۳, شنبه

خمینی یک خون اشام بود....

خمینـی، شبانی بود که ميليونها گوسپند از او پيروی می‌ کردند.
او شريعتمداری بود که خرد و وجدان همه‌ی پيروان را در زندان شريعت به بند کشيده بود. 
او مُفتی بود که همه‌ی مردمان را نابخرد می‌‌دانست و برای آنها فتوا می‌ سرود.
آنها، که از بازماندگان جهادگران خون آشام هستند،
ايران را برای پايدار کردن و جان بخشيدن، به اسلام نيمه مرده، می‌خواهنــــد.
تنها راه رسيدن ايرانيان به آزادی، از راه شناخت فرهنگ خودشان می‌گذرد.
تا زمانی که، در اين کشور شريعت اسلام، چه آشگار و چه پنهان،
ميزان سنجش نهاده بشود، اين مردمان در بردگی و ازخودبيگانگی رنج خواهند بُرد و ايران ستيزان بر آنها حکم خواهند راند.

اینکه اسلام واقعی نیست !

حکم قطع چهار انگشت دست راست فردی که اتهامات سرقت، کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع را در پرونده خود داشت در شهرستان ابرکوه استان یزد با حضور مسئولان قضایی و انتظامی به اجرا درآمد.

به گزارش هرانا، احمد غلامزاده فرمانده انتظامی شهرستان ابرکوه استان یزد در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران در تشریح جزییات این خبر گفت: در راستای اجرای دستور مقامات قضایی دادسرای عمومی شهرستان ابرکوه و تایید شعبه هفتم دادگاه تجدید نظر استان، در خصوص ۳۲ فقره سرقت و کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع، متهم به نام «م ـ ن» به قطع چهار انگشت دست راست در انظار عمومی و تحمل یکسال حبس تعزیری و جزای نقدی و همچنین استرداد اموال تحصیل گردیده محکوم شد.

فرمانده انتظامی شهرستان ابرکوه ادامه داد: چهار روز گذشته با صدور حکم قضایی، مراسم قطع چهار انگشت دست راست متهم با دستگاه گیوتین، پس از خوانده شدن حکم مقابل بازداشتگاه شهرستان در ملاء عام به اجرا درآمد که مورد استقبال شهروندان قرار گرفت و موجبات رضایتمندی هر چه بیشتر مردم از عملکرد فرماندهی انتظامی و دستگاه قضایی در جهت ارتقاء امنیت و آسایش شد.
https://hra-news.org/fa/uncategorized/ghat-2

ناله‌-ی گرگ از پشيمانی نيست


بينش و کارکرد ِ يک ايرانی‌-ی مسلمان با بينش و کارکرد ِ يک مسلمان ِ ايرانی برابر و همسنگ نيستند. اين سخن برآيند ِ يک بررسی است که در ديدگاه ِ آزادگان ارزيابی شده است. اين برداشت را بارها گفته‌-ام و کمتر کسی شيره‌-ی آن را مزه کرده است. با اين وجود، باز هم می‌گويم. بدان اميد که، شايد يکی از هزار، اين سخن را بگوارد و در خود بياميزد. زيرا آتش ِ مهر هنوز در سينه‌‌-ی همه‌-ی ايرانيان خاموش نشده است. يک ايرانی، که مسلمان است، کيستی‌-ی خود را ايرانی، در روپوش ِ اسلامی، می‌داند، او الله را در ايران می‌پذيرد چون او مسلمان شده است و الله را پشتيبان خود و ايران می‌پندارد. او مسلمانانی را بيشتر دوست دارد که آنها ايرانی باشند. او احکام اسلامی را ننگين نمی‌داند که از اجرای آنها در ايران شرمسار بشود. او از راه ايمان، نه از راه ِ خرد، شريعت اسلام را نيکو می‌پندارد. از اين روی او پذيرای اين احکام در ايران است. او از اسلام به سود ميهن خود می‌گذرد. يک ايرانی، که خود را مسلمان می‌پندارد، او از خودبيگانه است. ولی او دشمن ِ ايران و ايرانی نيست. يک مسلمانی، که او را شهروندی از ايران خوانده‌-اند، هويت او در ايمان او به اسلام است. پيوند ِ او با ايران در پيوند ِ ايران با اسلام است که او از اين سر زمين سود می‌برد. او ايران را برای سربلندی‌ و سود ِ اسلام می‌پذيرد. او برای زيبا نشان دادن ِ اسلام، ايران را زشت نشان می‌ دهد. او برای پايدار ساختن ِ اسلام، ايران را ويران می‌سازد. هستی‌-ی او تنها در بودن ِ اسلام جای دارد، او به سود اسلام از ايران و ايرانی می‌گذرد. يک مسلمان، که از ايرانی بودن بهره‌مند شده است، يا در ايران جای گزيده است، او به کردار دشمن ايران و ايرانی است او تنها برای اسلام جانبازی می‌کند. چون هر نشانه‌ای، که از شکوه يا از فرهنگ ايران درخشان بشود، پسماندگی و درماندگی‌-ی اسلام را آشگار می‌کند. اين است يک مسلمان ِ ايرانی هميشه در نابود ساختن و آلوده کردن شکوه و فرهنگ ِ ايران می‌کوشد. او پستی‌ها و زشتی‌های اسلام را با نشانه‌هايی، که از گوهر ِ فرهنگ ايران دزديده شده‌-اند، می‌پوشاند.

اسلامزدگان کسانی هستند که با پستی‌ها و زشتی‌های اسلام خو گرفته‌-اند و از پسماندگی‌ و زشتخويی خودشان هم نمی‌رنجند وآنکه تنها از آشگار شدن ِ اين پسماندگی‌‌ها شرمنده می‌شوند. اسلامزدگان نيروبخش ِ واليان اسلام و اسلامفروشان هستند و هيچگاه نمی‌خواهند و نمی‌توانند به سررشته‌-ی پليدی‌هايی، که خرد ِ آنها را از کارآيی انداخته است، پی‌ببرند. کوتاهنگری‌-ی اسلامزدگان ميدان ِ تاخت و تاز ِ اسلامفروشان را بزرگ می‌دارد و بازار آنها را گرم می‌کند.
مـردو آنـاهيــد 
هشتم می ۲۰۱۲ 

۱۳۹۳ دی ۱۲, جمعه

حکم زنا، سنگسار، از کتاب تحریر الوسیله آیت الله خمینی



چگونگى اجراى حد زنا
مساءله 1 – اگر بر يك نفر چند حد جمع شود ابتداء آن حدى را جارى مى سازند كه براى حد بعدى فوت محل نشود،
مثلا اگر بر كسى بخاطر چند گناه كبيره حد تازيانه و سنگسار ثابت شده باشد، اول تازيانه را بر او مى زنند سپس او را سنگسار مى كنند، و اگر جمع شود در او حد بكر (مرد زن نديده ) و حد محصن (مرد داراى زن ) على الظاهر واجب است كه سنگسار بر كسى جمع شود بعد از تازيانه سنگسار كردن او را تاخير نمى اندازند تا از اثر تازيانه بهبودى يابد بلكه نزديكتر به احتياط تاخير نينداختن است .
مساءله 2 – وقتى مى خواهند شخصى را سنگسار كنند اگر مرد باشد تا لگن خاصره و نه بيشتر و اگر زن است تا كمر او را در گودالى دفن مى كنند، و اگر از آن گودال بيرون آيند و فرار كنند در صورتيكه زنا بوسيله بينه ثابت شده باشد مجددا او را گرفته و در گودال مى كنند،
و اما اگر از طريق اقرار ثابت شده باشد و فرارش و بعد از برخورد سنگ هر چند يكى بر بدنش باشد تعقيبش ننموده رهايش مى سازند،
و اگر در قبل از آن فرار كند او را بر مى گردانند، و در قولى مشهور است كه اگر زناى او با اقرار خودش ثابت شده باشد او را بر نمى گردانند چه اينكه سنگى به بدنش خورده باشد و چه نخورده باشد، و اين قول به احتياط نزديكتر است .
همه اينها در حد سنگسار بود اما در حد تازيانه فرار در هيچ حالى فايده ندارد و مجرم را بر مى گردانند و حد او را بر او جارى مى سازند.
مساءله 3 – اگر مرتكب زناى محصن مرد باشد و زنايش به اقرار خودش ثابت شده باشد اولين كسى كه سنگ بر او مى اندازد امام عليه السلام است و بعد از آن جناب ساير مردم سنگ مى اندازند، و اما اگر زنايش با بينه يعنى شهادت چهار نفر شاهد عادل ثابت شده باشد اولين كسى كه سنگ مى اندازد همان چهار شاهد و بعد از آن امام عليه السلام و سپس ساير مردمند.
مساءله 4 – مرد زناكار را در حالى كه ايستاده و بدنش از لباس عريان شده باشد حد مى زنند، و بجز ساتر عورت لباسى در تن او نبايد باشد، و شلاق را با شديدترين ضربت بر بدنش وارد مى آورند، و تعداد شلاقها را بر بدن او تقسيم مى كنند و همه را در يك نقطه فرود نيايد و همچنان بطرف پائين مى آيند و در وسط مواظبت مى كنند به عورت او برخورد نكند.و اما زن را در حاليكه نشسته است حد مى زنند و لباسهايش را بر بدن مى پيچند، و اگر تازيانه ها مرتكب زنا را به هلاك كند كسى ضامن خون بهايش نيست .
مساءله 5 – سزاوار آنست كه حاكم وقتى مى خواهد اجراء كند به مردم اعلام كند همه جمع شوند و حضور بهم رسانند، بلكه سزاواتر آنست كه بصرف اعلان اكتفاء ننموده دستور صادر كنند تا از خانه ها بيرون آيند و ناظر اجراء حد باشند،
و احتياط آنست كه طائفه اى از مومنين كه حداقل سه نفر باشند حاضر شوند، و نيز سزاوار آنست كه سنگ ها كوچك باشد، بلكه اين به احتياط نزديكتر است ،
و جائز نيست با ريگهاى كوچك كه كلمه سنگ بر آنها صادق نيست او را سنگسار كنند، همچنانكه جائز نيست با سنگ بسيار بزرگ كه يكى يا دوتاى آن او را مى كشد بزنند،
و احتياط آنست كه كسانى كه مثل آن حد را بگردن دارند مخصوصا افراديكه همان گناهى كه محكوم مرتكب شد مرتكب شده اند حاضر در اجراء حد نشوند.
بله اگر بين خود و خدا از آن گناه توبه كرده باشند مى توانند حاضر شوند، لكن اقوى آنست كه حضور اينگونه افراد مطلقا كراهت دارد چه توبه كرده باشند و چه نكرده باشند، و در اين مسئله فرقى نيست بين اينكه ثبوت زنا بوسيله بينه باشد يا بوسيله اقرار.
مساءله 6 – هر زمان كه قرار شد حد سنگسار بر زناكار جارى شود، حاكم به او دستور مى دهد غسل ميت كند يعنى اول با آب سدر و سپس با آب افور و آنگاه با آب خالص غسل نموده ، بعد كفن مى شود آنطور كه مردگان كفن مى شوند يعنى قطعات كفن را به او مى پوشانند،
و حنوط مى شود قبل از كشته شدن آنطور كه ميت بعد از غسل حنوط مى شود، سپس ‍ سنگسار مى شود و بعد نماز ميت بر او مى خوانند و بدون غسل در قبرستان مسلمانان دفن مى شود.
و واجب نيست شستن خون از كفن او، و اگر حدثى از او صادر شده قبل از كشته شدن اعاده غسل لازم نيست ، و نيت غسل او را خودش بايد بكند و به احتياط نزديكتر اين است كه حاكمى هم كه او را دستور مى دهد نيت كند.

" حکم بریدن دست سارق در اسلام "




" حکم بریدن دست سارق در اسلام "
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَکيمٌ
( آیه 38 سوره مائده )
یک فرد بیچاره و تنگدست که دچار لغزش می شود و دزدی می کند باید دست او بریده شود
ایا کسی که به سبب گرسنگی دست به دزدی می زند سزایش قطع دست او است ؟
بريدن‌ دست‌ ، عبارت‌ است‌ از بريدن‌ چهار انگشت‌ دست‌ راست‌ فقط‌: خِنصِر و بِنصر و وسطي‌ و مُسبِّحه‌ (سبّابه‌) و بايد انگشت‌ ابهام‌ را كه‌ شصت‌ است‌ و تمام‌ كف‌ دست‌ باقي‌ بماند.
یکی از احکام تامل برانگیز ،و البته وحشیانه و ضد انسانی دین اسلام حکم بردیدن دست سارق است .
این حکم به صورت صریح در قران مطرح شده است و سنت پیامبر و امامان نیز مهر تاییدی بر این حکم زده است.
بر اساس اسلام اگر زن و یا مردی مرتکب دزدی شود ، مجازات آن ، بریدن دست او است.
آیا می دانستید در قانون جمهوری اسلامی ایران نیز حکم حد برای سارق و بریدن دست سارق وجود دارد ؟! در ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی ، شرایط و حد سارق بیان شده است .
دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند و بواسطه و مجازاتی ازناحیه خدا ، قطع کنید وخدا مقتدری شکست ناپذیر وحکیم است.
( تفسیر المیزان )
دست مرد دزد و زن دزد را ، به کیفر عملی که انجام داده اند ، بعنوان یک مجازات الهی ، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است.
( آیت الله مکارم شیرازی )

شیخ فضل‌الله نوری از مخالفان احداث مدرسه دخترانه بود.

شیخ فضل‌الله نوری از مخالفان احداث مدرسه دخترانه بود.
در جلسه‌ای به ناظم‌الاسلام کرمانی درباره مدارس جدید می‌گوید: «ناظم الاسلام، تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟
و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟ مدارس را افتتاح کردید.
آنچه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟ نمی‌دانید در دولت مشروطه اگر من بخواهم روزنه و سوراخ این اتاق را متعدد نمایم باید مالیات بدهم و اگر یک سوراخ را دو سوراخ کنم باید مالیات بدهم و کذا و کذا.»

کتاب "تاریخ بیداری ایرانیان" نوشته "ناظم‌الاسلام کرمانی"

اسلام 1400 ساتل پیش را ببین....

در ایران قرن 21 از پنجره خانه میتوانی صحنه ای که در غرب وحشی قرن 19 می گذشت را ببینی .
اگر می خواهید اسلام 1400 سال پیش را امروز درک کنید از پنجره خانه تان به بیرون نگاهی بیندازید .
اگر خیلی سرخوش هستی و از سرخوشی خسته شدی از پنجره به بیرون نگاهی بیفکن تا دچار افسردگی بشی.
اگر بدنبال حکومت اسلامی ناب محمدی هستی از پنجره به بیرون نگاهی بینداز.
اگر هنوز به زندگی امید داری از پنجره به بیرون نگاهی کن .
اگر مسلمان هستی از پنجره به بیرون نگاهی بینداز.
اگر بدنبال مقام انسانیت هستی به بیرون نگاهی بینداز .
اگر ....

۱۳۹۳ دی ۱۱, پنجشنبه

آیا با دستورات کشت و کشتار دگراندیشان و خرافات در اسلام، بازهم باید به عقاید مسلمین احترام گذاشت؟

وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (بقره/۲۴۴): در راه الله کشتار کنید و بدانید که الله شنواى داناست‏!!
خوانندگان گرامی، اگر گمان می  برید که این جمله دیالوگ یک فیلم جنگی است، باید خدمت شما عرض کنم که خیر، این جمله را الله مدینه به عنوان یک دستور به مسلمانان می گوید و از آن ها می خواهد که در راه الله، کافران ، یعنی دگر اندیشان را به خاک و خون بکشند.
این که الله شنونده ی داناست، استعاره دارد از اینکه الله ناظر اعمال آن هاست و در صورت کشتن انسان هایی که مخالف او و رسولش هستند، قاتلین را به بهشت خواهد فرستاد.

چه ادبیات مبهوت کننده ای، چه نبوغ بی نظیری در بیان عطوفت و مهربانی، چه دموکراسی دلنشینی…خواننده گرامی، آیا هرگز به خود اندیشیده اید این چه اللهی می تواند باشد که به امت خود سفارش کشتن دیگران دهد، و خود را ناظر و آگاه بر آن جنایت ها بداند؟
باید گفت؛ این الله یک دیوانه، و یا مجنون روانی است، که خون طلب است، و از کشتار دیگران لذت می برد!.  این گفته ها بی تردید نمی تواند زائیده یک پروردگار، آن هم پروردگاری مهربان باشد.
اگر به جانورهای انسان نمائی چون هیتلر، استالین، صدام، راسپوتین، و مانند آن ها نگاه کنیم، آنان نیز از کشتن دیگران و خونریزی لذت می بردند .
از این جا می توان برداشت کرد، که این گونه دستور کشتن دادن ها، و خود بر آن نظاره داشتن، از مغز انسان هایی تراوش می کند که در کودکی و نوجوانی به دلیل نارسایی خوانوادگی و مشکلات اجتماعی،  بیمار روانی شده اند، و همیشه به طور نا خواسته با بدبینی و کینه توزی در صدد انتقام کشیدن از جامعه و نابودی آنند.
اگر به کودکی محمد، یتیم و بی سرپرست ماندن و آوارگی او در کوچه ها نگاه کنیم که چه گونه مورد ضرب و شتم و حتی مسخره شدن و توی سرخوردن همسالان خودقرار گرفته بود،  به آسانی می توانیم برداشت کنیم که محمد در اجتماع خود به حالت یک بیمار روانی پرورش یافته است.
محمد که درفقر مادی، معنوی، و نرسیدن محبت از خانواده این چنین نا آرام و ناتوان بزرگ می شود، جاه طلب، خودکامه، مال دوست، و سرشار از شهوت جنسی، و همچنین پراز عقده های روانی می گردد، که می خواهد از هرکس، و هرچیز انتقام گیرد.
نخستین کاری که می کند، از شرایط دوران، و جامعه خود آگاهی پیدا می کند. کارگری در کاروان های تجارتی ورفت وآمد به سوریه، مصر، دمشق و دیگر شهرهای آن روز، او را با ادیان زردشتی، مسیحی، و یهودی آشنا می کند.
او برای خود یک الله خیالی انتقام کش و بی رحم که گویای فکر و اندیشه خود او بوده است، می سازد. برای تبلیغ و دیگران را به زیر چتر خود آوردن، به ثروت و شهرت اولیه نیاز داشته است، که بهترین راه آن ازدواج با پیره زن پول دار و مشهوری به نام خدیجه بوده است، و بقیه داستان ها..
اسلام ناب محمدی و دستورات الله مدینه که همانا انتقام جویی محمد از اجتماع  به دلیل بیماری روانی او بوده است، در این ویدیو به خوبی می بینید.
حال سوال پیش می آید که چه کسانی باید از نظر این الله خیالی که ساخته و هنر محمد انتقام گیر است، کشته شوند، که پاسخ این سوال نیز به شیوایی در نوشته های قرآن محمد  آمده است:
قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/۲۹ ):و کسانیکه از اهل کتابى (یهودیان و مسیحیان) که به الله و روز آخرت ایمان ندارند و حرام داشته ی الله و پیامبرش را حرام نمى‏گیرند و دین حق نمى‏ورزند، آن ها را بکشید (آنقدر بکشید که تسلیم شوند و باج و خراج بدهند به پیامبر اسلام) تا به دست خویش و با حقارت جزیه بپردازند.

به راستی چه دنیای وحشتناکی میشد اگر مسلمانان  با آن اندیشه مالیخولیائی و انتقام کشی اداره ی جهان را نیز به دست می گرفتند. نمونه کوچک و کم رنگ آن را  از سه دهه گذشته تاکنون در ایران خودمان شاهد بودیم.
اکنون پرسشی برای ما پیش آمده است که چرا الله دستور به کشتن مسیحیان و یهودیان و دیگر انسان هایی که به ادیان دیگر اعتقاد دارند می دهد، که باز هم خود شخص الله جواب را برای ما در کتاب پر محتوایش قرار داده است:
وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ یُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ (توبه/۳۰): و یهودیان مى‏گویند عزیر پسر الله و مسیحیان مى‏گویند مسیح پسر الله، این سخنى است که به زبان مى‏آورند و به سخن کافران پیشین تشبث مى‏جویند، الله (باید) آنها را بکشد که چگونه به بیراهه میروند.
در اینجاست که الله مدینه،تبصره ای برای مسلمین قرار می دهد و به آن ها می گوید که ای مسلمین شما می توانید  یهودیان و مسیحیان را نکشید، در صورتی که آن ها به شما جزیه (رشوه )پرداخت کنند.
چه الله عادل و سخاوتمند و البته پول دوستی، چه دستورات به حق و به دور از خشونتی؟ اگر این دین الله آن چنان است که دکان داران آن  در این۱۴۰۰ سال به ما فروخته اند، چرا با باج گرفتن به نام جزیه، کافران هم چنان می توانند به دین و آئین خود باقی بمانند؟
واقعاً چه الله مهربان و دلسوزی، چه روح لطیفی دارد این الله و چقدر برای انسان ها که ادّعا می کند خوش آن ها را ساخته،ارزش و احترام قائل است، و چه گونه با گرفتن پول از کافران، آنان را هم چنان در کفر و گراهی خود باز می دارد؟.
درست مانند تعدادی از مأمورین گمرک ما که با گرفتن رشوه، چشم خود را بر روی کالای وارداتی می بندند، و یا آخوندهایی که در جای قاضی نشسته اند، و بادریافت رشوه، گناهکاری را آزاد، و یا بیگناهی را به چوبه دار می بندند.
الله دستورات بسیاری از این قبیل در قرآن دارد و راه و روش زندگی را به خوبی به مسلمانان آموخته است،برای مثال:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ (توبه/۱۲۳): اى کسانى که ایمان آورده‏اید با کافرانى که مجاور شما هستند بجنگید و بکشیدشان و آنان باید در شما خشونت بیابند و بدانید که الله با متقیان است.
کار الله همین است،کشتن و سرکوب کردن هر انسان آزاده ای که نمی خواهد زیر بار زور و خفّت برده شدن برای مسلمانان برود. از دید این الله قاتلان و کشندگان دیگر باوران، متقیان به شمار می آیند.
الله به تمامی انسان هایی که مسلمان نیستند، توهین نیز می کند. برایتان مثالی می آورم تا در تاریکی نمانید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ…..(توبه/۲۸): مؤمنان همانا مشرکان نجس هستند، لذا نباید پس به مسجدالحرام نزدیک شوند
طبق آیات قبلی تمامی انسان هایی که به الله مدینه و رسولش و دستورات آن ها اعتقاد نداشته باشد، شرک ورزیده و کافر است،با استناد به این آیه(توبه/۲۸)تمامی کافر، و نجس می باشند.
الله که این باشد و آزادانه و بی پروا به انسان ها توهین کند و دستور قتل عام و کشتار و شکنجه و پول زور گرفتن بدهد،از یک فرد مسلمان چه انتظاری می رود؟
تا ما دست بر قلم می بریم و چیزی می نویسیم،در بالاترین و فیس بوک و…مسلمین به ما می گویند که به اعتقادات ما توهین نکنید،با دین ما کاری نداشته باشید،به عقاید ما احترام بگذارید و….
هموطن مسلمان، کلاه خودت را قاضی کن و ببین من بی احترامی می کنم یا الله تو که هزار و چهارصد سال است به هر غیر مسلمانی بی احترامی کرده و حقوق بشر را توسط استبداد و دیکتاتوری که در او به وفور یافت می شود پایمال کرده است؟
من به اعتقادات شما کار دارم یا این دین شماست که به شما اجازه می دهد تا به هر غیر مسلمانی به چشم نجاست نگاه کنید و ریختن خونش را حلال بدانید؟
هزار و چهارصد سال است همه جور توهین و تحقیر و ترور و نسل کشی را همین مسلمانان به نام الله در دنیا به راه انداخته اند. آن ها به اعتقادات دیگران کاری ندارند. آیا آن ها به عقاید دیگر انسان ها احترام می گذارند؟
از من و دیگر نویسندگانی که در پی خرافات زدایی و نشان دادن اسلام حقیقی همه جور توهین و خطر را به جان خریده ایم و می نویسم تا بلکه به مردم ایران مان خدمتی کرده باشیم و بهشان آگاهی داده باشیم.
حال، انتظار دارید که مهر خاموشی بر لبان خود بزنیم و خودمان را سانسور کنیم و دم از حقایق نزنیم؟ خیر، هموطن مسلمان من، همانقدر که تو ایرانی هستی، یک یهودی، یک مسیحی، یک زرتشتی، یک بی دین، ویا یک بهائی که در ایران زاده شده نیز ایرانی است.
همه ی ایرانیانی که به دین دیگری غیر از اسلام اعتقاد دارند، سال هاست خون دل می خورند و تحقیر می شوند و بهشان همه گونه بی احترامی می شود. زندان میروند، شکنجه می شوند، اعدام می شوند، دیگر چه بی حرمتی باید به این ایرانیان هموطن عزیزمان میشد، که نشده است؟
این طیف آگاه و روشن ضمیر از ترس از دست دادن خانواده هایشان و عزیزانشان در مقابل توهین های شما، از درون پر از غم شدند و اندوهگین گشتند ولی خم به ابرو نیاوردند. مجبور به ترک آب و خاکشان گشته اند و حال ادّعای دموکراسی و احترام به عقایدت را می کنی؟
هر وقت دینتان را به خانه هایتان و درون قلب و اندیشه اتان محدود کردید، بیایید و از دموکراسی صحبت کنید.
من تا نفس می کشم، واقعیات اسلام را به رخ تمامی ایرانیان می شکم و از هموطنان رنج دیده و ستم کشیده ی عزیزم که به دیگر ادیان معتقند، دفاع خواهم کرد. چرا که این آب و خاک همان اندازه که برای شماست، برای آن ها نیز هست. ولی شما با تهدید ها و توهین هایتان آن ها را زاده ی این سرزمین بودن پشیمان کرده اید.
با درود به تمام ایرانیان عزیز و به امید ایرانی آزاد به دور از هر گونه خشونت و بی احترامی به یکدیگر.

http://www.fozoolemahaleh.com/2010/11/25/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F#

۱۳۹۳ دی ۱۰, چهارشنبه

بخشیدم؛ فریاد مادر امید وقتی طناب دار برگردن قاتل پسرش افتاد

بخشیدم؛ فریاد مادر امید وقتی طناب دار برگردن قاتل پسرش افتاد

ادری که سال‌ها بی صبرانه خواستار قصاص بود، پای چوبه‌دار، بعد از انداختن طناب دار بر گردن قاتل، تنها یک کلام گفت: «بخشیدم.»
مادر«امید حبیبی»، پس از هفت سال پر از اندوه و التهاب که به‌دنبال دعوای دو جوان بر روستای «دهیاگاه» در استان فارس سایه افکند، به ایسنا می گوید:« وقتی طناب را به گردن قاتل انداختم، نگاهم کرد و آرام گفت تو را به حسین ببخش. انگار نوری به دلم تابید و به حسین بخشیدمش.»
 کلمه‌ای که پژواکش در آن سحرگاه، همه را شوکه کرد، حتی قاتل که حالا در یک قدمی مرگ، به زندگی برگشته بود.
«صبرگل صبوری» آرام نشسته، چشم‌هایش به نقطه‌ای خیره مانده و بی‌هیچ اضطراب و نگرانی، دست‌هایش را به هم می‌ساید. خش خش زحمت و سال‌ها رنج مادری را می‌توان از سایش آن ها شنید، قصه دردها و خوشی‌ها، قصه مهربانی مادر:« به خاطر سیدالشهدا از خون پسرم گذشتم. »
پدر مقتول هم آرام است، تسبیح می‌گرداند و می‌گوید: «ما با خدا معامله کردیم. ما می‌دانیم و خدای خودمان. »
«حبیب حبیبی» که رنج از دست دادن جوان، هر روزش را در هفت سال گذشته پر از درد و رنج کرده بود، حالا از آرام شدن قلبش می‌گوید، از آرامشی که در خانه هست و از نوری که در دل او و همسرش تجلی دارد.
فرماندار شهرستان کازرون با تحسین از خانواده حبیبی یاد می کند و با قدردانی از آن ها می گوید: «کاری که انجام شد، خیلی بزرگ بود. بخشیدن کار دشواری است، گذشت شایسته تکریم است، یکی از بالاترین صفات انسانی است که آدم را به خداوند متصل می‌کند.»
به گزارش ایسنا، بیش از 6 سال قبل و براثر یک درگیری در روستای دهیاگاه، یکی از طرفین درگیری به ضرب چاقوی طرف دیگر کشته شد.
دادگاه کیفری استان فارس قاتل را پس از محاکمه، به قصاص محکوم کرد،‌ اگرچه در روند دادرسی قاتل مدعی بود که ناخواسته مرتکب قتل شده است.
طی این سال‌ها اولیای دم همواره خواستار قصاص بودند و با توجه به فضای حاکم بر روستا، بتوجود تلاش‌های مسوولان و ریش‌سفیدان محلی، حاضر به بخشش نشدند.
سرانجام حکم اعدام اجرا شد اما مادر مقتول پس از آن که طناب دار را بر گردن قاتل انداخت، به‌ ناگاه او را بخشید و قاتل از یک‌قدمی مرگ به زندگی بازگشت.
http://iranwire.com/news/35/7091/

ابوبکر البغدادی اسیران زن ایزدی را به فرماندهان خود هدیه داد

ابوبکر البغدادی اسیران زن ایزدی را به فرماندهان خود هدیه داد

گروه اسلامی/تروریستی داعش پس از ربودن زنان بی پناه ایزدی در مناطق تحت سلطه خود آنها را به عنوان برده در بازار های برده فروشان به حراج گذاشته،از بردگان زن معمولاً برای کار خانگی و ارائهٔ خدمات جنسی به مالکانشان استفاده میشود – که قرآن آن را اجازه داده‌است.
به گزارش گروه ترجمه «خبرگزاری صدای مسیحیان ایران» و به نقل از پایگاه خبری مصر  «الاقباط الیوم» داعش تعداد ۳۰ زن ایزدی را به چند تن از  فرماندهان ارشد خود در استان فلوجه عراق ،به این شرح  « امير جابر الخليفاوی مسئول نظامی شهر الكرمه، صالح ياسين وهيب مسئول امور پزشکی الكرمه، ابراهيم دشداشه در فلوجه، خالد شلاش فرزند یکی از فرماندهان القاعده در فلوجه و او‌نواف المحمداوی مسئول نظامی شهر قائم»  هدیه کرده است. این ۳۰ زن ایزدی را که در جریان حوادث اخیر الانبار ربوده شده‌اند.
از این رو است که این گروه تروریستی/اسلامی  طبق آیه ۲۴سوره نساء به راحتی زنان بی پناهی را که به اسارت خود در میاورد در بازار برده فروشان به عنوان برده جنسی به فروش میرسند،چرا که طبق این آیه  این زنان را به تصرف خود در آورده اند.
لازم به ذکر است برده داری یکی از مسائلی هست که نقض حقوق بشر دین اسلام را به روشنی نمایان میکند و از لحاظ فرهنگی هم عملی زشت و ناپسند میباشد با این وجود اکثر روحانیون اسلامی ، به صراحت از برده‌داری دفاع می‌کنند، برای مثال محمدتقی مصباح یزدی می‌گوید:مساله بردگی فی‌الجمله در اسلام پذیرفته شده‌است و ما از آن دفاع می‌کنیم .

http://khabar1.com/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A8%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%81/

۱۳۹۳ دی ۹, سه‌شنبه

محمد از کجا وحی میگرفته؟

ببینید که محمد سوسول دولا از کجا وحی میگرفته ؟!

در روزی که نوبت عایشه(برای همخوابی با پیامبر) بود مردم برای پیامبر هدایایی می فرستادند. 
عایشه گفت: دیگر زنان پیامبر در خانه ام سلمه جمع شدند و گفتند
«ای ام سلمه! مردم در روزی که نوبت عایشه است هدایای خود را
می فرستند و ما نیز به اندازه ی او هدایای خوب را دوست میداریم.
باید به پیامبر خدا بگویی که به مردم دستور دهند هدایای خود را بدون توجه به اینکه نوبت کیست بفرستند.»
ام سلمه این را برای پیامبر بازگو کرد و وی از او دور شد.
وقتی پیامبر به سوی ام سلمه بازگشت وی دوباره درخواست را تکرار کرد و پیامبر دوباره رفت.
بعد از بار سوم پیامبر فرمود: «ای ام! من را با صدمه زدن به عایشه آزار نده، چرا که به خواست الله وحی الهی هرگز در بستر هیچ کدام از شما برای من نیامده به جز وقتی که با عایشه هستم.»

بخاری، جلد 5، کتاب 57، شماره 119

۱۳۹۳ دی ۸, دوشنبه

بسیجی یعنی...


دروغهای شاخدار زمان تولد محمد تازی

تمام بتها به رو، بر زمین افتادند.
ایوان کسری در آن شب به لرزه درآمد و چهارده کنگره آن ریخت.
دریاچه ساوه که سالها آن را می‌پرستیدند خشک شد.
در بیابان سماوه ( محلی بین کوفه و شام )که سالها کسی در آن آب ندیده بود، آب جاری شد.
آتشکده پارس که هزار سال خاموش نشده بود، خاموش شد.
تختهای پادشاهان جهان سرنگون شد.
تمام پادشاهان جها ن در آنروز تا شب لال شدند و در بهت و حیرت بسر بردند
در همان شب، نوری از سرزمین حجاز تابید و تا مشرق ادامه پیدا کرد و ...

«منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، جلد 1.
حیوة القلوب، تاریخ پیامبر اسلام، علّامه محمّد باقر مجلسی، جلد 3.
ابن کثیر، ابوالفداء الحافظ، البدایة و النهایه، بیروت، مکتبة المعارف، 1410 هجری، جلد 2، صفحه 268؛
مجلسی، علّامه محمّد باقر، پیشین، جلد 15، صفحه 257 ؛
یعقوبی، احمد ابن اسحاق، پیشین، جلد 1، صفحه 359.
سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، پیشین، جلد 1، صفحه 30».

**************
اینها داستانهای ساختگی و خیالی مسلمانان هست که در زمان تولد محمد بن عبدالله برای مقدس جلوه دادن وی ساخته و پرداخته اند
ميان تولد نوزادی در مکه و خاموش شدن آتشکده ای در ايران هيچگونه رابطه عليّت وجود ندارد.

زنده یاد علی دشتی در کتاب 23 سال خود مینویسد:

اگر طاق کسری ترک برداشته است بايد معلول نشست کردن ديوار آن دانست.
اما مؤمنان معجزه تراش آن را يک نوع اخطاری از جانب خداوند می گويند. يعنی خدا می خواهد به ساکنان تيسفون و مخصوصاً به پادشاه ايران بگويد امرمهمی در شرف ظهور است يا به مؤبدان و نگهبانان آتشکده فارس بفهماند که مردی امروز پای به عرصه حيات گذاشته است که راه و رسم آتش پرستی را برخواهد انداخت.
اما پادشاه ايران يا پيشوايان زردشتی چطور ممکن است ترک خوردن طاق و خاموش شدن آتش را علامت تولد طفلی بدانند که چهل سال بعد به دعوت اسلام بر می خيزد؟
خداوند حکيم و دانا چرا متوقع است که مردم ايران چهل سال قبل از بعثت حضرت رسول از بعثت وی باخبر شوند؟
سير در اوضاع عربستان قبل از بعثت نشان می دهد که خود حضرت رسول هم از اينکه وی مبعوث خواهد شد خبرنداشت.
اگر خداوند قادر می خواست تولد حضرت محمد را حادثه ای بزرگ و غيرمترقبه جلوه دهد چرا در خانه کعبه که محل ظهور اسلام است شکافی پديد نيامد و بتان بيجان از جايگاه خود فرو نريختند
که لااقل تنبهی[هشياری و بيداری] برای قريش باشد و اخطار او مؤثرتر از خاموش شدن آتشکده بشود؟
چرا مقارن بعثت معجزه ای ظاهر نشد که تمام قريش را به ايمان کشاند و سيزده سال رسول محبوب او مورد آزار و عناد قرار نگيرد؟
چرا در دل خسرو پرويز فروغی نتابيد تا نامه حضرت را پاره نکند،
هم خود ايمان آورد و هم به تبعيت او بر سراسر ايران نور اسلام بتابد و بدون
جنگ قادسيه و نهاوند شاهنشاهی ايران زير پرچم اسلام درآيد؟

۱۳۹۳ دی ۷, یکشنبه

اولیای دم گذشت کردند/ ۶۸۱محکوم به قصاص بخشیده شدند

از ابتدای سال ۹۲ تاکنون ۶۸۱ نفر از محکومان به قصاص با گذشت اولیای دم به زندگی بازگشتند.
رییس سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور با اعلام این خبر از تشکیل کمیته ای در داخل زندان‌ها برای گرفتن رضایت اولیای دم در پرونده‌های قصاص گفت.
«اصغر جهانگیر»افزود: «خوش‌بختانه طی 21 ماه گذشته با کمک مراجع قضایی، مددکاران زندان ها، شوراهای حل اختلاف و هم‌چنین حسن نیت و از خود گذشتگی خانواده های اولیای دم موفق به دریافت رضایت برای 681 محکوک به قصاص شده ایم.»
http://iranwire.com/news/56/7079/

نویسنده مصری به دلیل 'تمسخر عید قربان' محاکمه می‌شود

دادستان مصر یک نویسنده مصری را به خاطر توهین به اسلام و مسخره کردن مراسم عید قربان به دادگاه فراخوانده است.
رسانه‌های این کشور از قول یک مقام قضایی نوشته‌اند که دادستان مصر، فاطمه ناعوت یک نویسنده مصری را به توهین به اسلام و تمسخر عید قربان متهم کرده و خواهان محاکمه او شده است.
خانم ناعوت که خود مسلمان است در عید قربان گذشته در صفحه فیسبوکش از این آیین اسلامی با عنوان "کشتار" نام برده و نوشته بود "کشتار مبارک".
او نوشته بود که "ده قرن است انسان‌ها به این کشتار دست می‌زنند و هر سال هم با لبخند و شادی به این کار ادامه می‌دهند."
خانم ناعوت ادامه داده بود که "دلیل این کشتار سالانه، کابوس شبانه مردی درباره پسرش است. هر چند آن کابوس تمام شده و گذشته اما حیوانات بیچاره هر سال با جان خود تقاص این کابوس مقدس را می‌پردازند."
جنجال ناشی از انتشار سخنان باعث شد خانم ناعوت این نوشته‌هایش را از صفحه فیسبوکش پاک کند اما یک مقام قضایی مصر گفته که او در طول بازجویی‌هایش تایید کرده که چنین مطالبی نوشته است.

http://www.bbc.co.uk

احضار خواهر ستار بهشتی به وزارت منفور اطلاعات

خبرگزاری هرانا – روز گذشته ماموران وزارت اطلاعات سحر بهشتی (خواهر ستار بهشتی) را به اداره اطلاعات احضار کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحر بهشتی طبق احضار تلفنی در روز گذشته (جمعه ۵ دی ماه) باید برای روز یک‌شنبه ۷ دی ماه در دفتر وزارت اطلاعات در خیابان شهید عراقی حاضر شود. ماموران علت احضار را «پاره‌ای از توضیحات» بیان کرده‌اند.
سحر بهشتی خواهر ستار بهشتی وبلاگ نویس ایرانی است که آبان ۱۳۹۱ بر اثر ضرب و شتم و شکنجه در پلیس فتا کشته شد
https://hra-news.org/fa/thought-and-expression/b-377

جانشین قاسم سلیمانی در عراق به هلاكت رسید( کشته شدن داعش ایرانی بوسیله داعشی دیگر)


جانشین قاسم سلیمانی در عراق به هلاكت رسیید

روابط عمومی سپاه پاسداران طی‌ صدور بیانیه‌ای، روز یک‌شنبه، ۷ دی،از کشته شدن پاسدار حمید تقوی از فرماندهان این نهاد در حین انجام «ماموریت مستشاری» در شهر سامرای عراق خبر داد به گزارش خبرگزاری فارس،موسوم به رژیم روز شنبه، ۶ دی، و با شلیک «تک‌تیرانداز» گروه داعش کشته شده و تعدادی از همراهان وی نیز مجروح شده‌اند.در سال‌های گذشته خبرهای متعددی از کشته شدن فرماندهان رژیم در سوریه نیز منتشر شده‌است.
https://www.facebook.com/tondar.org/photos/a.576451562374063.1073741827.488463874506166/912270925458790/?type=1&theater